بیتا جان
بازم میگم من شمارو درک میکنم و اگر حرفی میزنم از سر دلسوزیه
یکی از اشتباهاتت اینه که اینقدر خود خوری میکنی و فکر میکنی ایراد از شماست در صورتی که نیست
تمام اون مسائلی که با عنوان ایراد خودتون مطرح کردین,مثل دلتنگی هیچکئوم باعث نمیشه شوهرتون نخواد با شما زندگی کنه پس اینقدر خودتونو سرزنش نکنید
قبلا هم گفتم شما خطای بزرگی نکردین و الان 70درصد مشکل از شوهرتونه که به هر دلیلی دیگه میلی به ادامه این زندگی نداره
ایشون اونقدار مرد نبودن که تحت هر شرایطی پای قرارشون بمونن.ادم به هیچ وجه از عشقش دست نمیکشه
اما اینهمه مدت موندن روی حرفشون برای جدایی حاکی از اینه که ایشون خیلی وقته همچین قصدی داشتن و نمیشه که یکشبه نخوای دیگه با عشق 7ساله ت بمونی
بیتا جان شما داری همه تلاشتو میکنی.الان شوهرتو رها کن به حال خودش و فقط و فقط به فکر خودت باش
بیتا جان واقعیتو بپذیر و سعی کن زندگی بدون شوهرت رو یاد بگیری
میدونم ضربه بدی خوردی ولی سعی کن خوشبختی و اینده ت رو منوط به همسرت نکنی
متاسفانه تا همسر شما نخوان از دست کسی کاری بر نمیاد
یکم دیگه صبر کن بعد اگر دیدی واقعا هنوزم قصدشون جدا شدنه بیشتر از این خودتو کوچیک نکن برای کسی که متوجه نیسن چه بلایی سر شما اورد
باهاش تماس بگیرین که تکلیفتونو روشن کنن و اگر باز با داد و بیداد تلفن رو قطع کردن شما این جدایی رو بپذیرین
همسرتون برای طلاق اقدامی نکردن چون میخوان مهریه ندن و حرف شمارو باور نمیکنن که گفتین مهرتونو میبخشین
میخوان شما خسته شی و درخواست طلاق بدی تا مهرتو ببخشی
در اون صورت شما مهرتو بذار اجرا چون دیگه دوشیزه نیستین و هرکسی از جمله همسرتون باید پاسخ گوی کردار خودش باشه
نمیشه دختر مردمو از هر نظر داغون کرد و به همین راحتی ازش گذشت








علاقه مندی ها (Bookmarks)