آفرین عزیزم، هر هزینه ای میشه، انگار داره از جیب خودتو پول زندگی خودت هم هزینه میشه،پول همسر و من نداره، با ازدواج دو من ما تشکیل شده، دقیقا حرفی که پدر من به من اوایل ازدواجم بهم زدند .
قضیه چشم هم چشمی هم باید خودتون تموم کنین هر کارم بکنی بازم حرف توش هست، من خودم چشم هم چشمی فامیلی سر مهریه ام پیش اومد مسایلی که داشت مانع ازدواجمون میشد، حتی الانم که ما ازدواج کردیم بازم حرفا و بحثاش و واکنشاش هست ولی خب اینا همیشه هست عزیزم باید بی توجه باشی تا کم کم به مرور زمان از بین بره.
اگر قرار باشه بخاطر حرف دیگران زندگی و جهت زندگیمونو تغییر بدیم که همش میشه بخاطر دیگران زندگی کردن هیچوقت معنی خوش زندگی و نمیفهمیم.
من چون نوه ارشد خانواده مادریم بودم فامیل روم حساس بودن حتی الان بعد چند ماه بازم دایی بزرگم با من و خانواده ام سر سنگینند چون مهریه بالا انتخاب نکردیم و مهریه مد نظر عرف خانوادگیمون نبوده!
یا مثلا عمه ام کلی دلخور شدند چرا مهریه مثه بقیه دختر عمه هام نیست یا مثلا حتما مراسم نامزدی باید بگیریم .
اما چون معیارهای انتخاب من و خانوادم فرق داشت و برپایه پول و چشم هم چشمی نبود، نه من نه پدرم به این حرفا گوش ندادیم و کار خودمونو کردیم الانم کم کم آتیشا خوابیده و مطمعنم بعد گذشت زمان بیشتری همه فراموش میکنند.
این حرفا اصلا مهم نیست مهم خودت و همسرت و خوشبختیتون و آرامشتون هست، فقط به خودت و آرامشتون فکر کن بقیه حرفا، حاشیه زندگیه نه اصل زندگی بخاطر حاشیه ها نباید اصل زندگی و فراموش کنی.
بنظرم درخصوص نگرانیت هم کافیه باهاشون صحبت کنی همین، بهشون بگو دوست داری عروسی بگیری همین، بگو خب همیشه میشه مسافرت رفت ولی عروسی یک شبه و دوست داری بگیری فقط کافیه نظرتو به همسرت بگی و حرفاشو نو گوش کنی، شاید فکرت درخصوص همسرت اشتباه باشه.








علاقه مندی ها (Bookmarks)