به جنبه های خوبش هم فکر کردی؟اینکه میتونی ازش کمک بگیری تا کمتر خسته بشی تو بچه داری؟به حرف هاش توجه نکن.چقدر مگه مهمه که بچه ت شبیه اون باشه؟به قول خودت فرقی نداره.بذار اونم کمی مادربزرگی بکنه اما زیاد به دخترت نزدیک نباشه.یا باهاش برو پائین که هم خودت باشی هم مادرشوهرت،یا که اصن بچه رو تنها نفرست پیشش.به بهانه های مختلف میشه دورش کنی بچه رو.مثلا بگی مامان جون خسته میشه تو همش تو بغلش باشی.یا انقدر وسیله سرگرمی برا بچه ت جور کنی که اون اصن خودش نخواد بره پیش مادربزرگش.یکم که بزرگتر بشه می تونی بیشتر رو بچه ت کار کنی که نذاری بره یا اصن خودش نخواد که بره.خوشبختانه بچه های الان انقدر باهوشن که حرفتو زود می فهمن.








علاقه مندی ها (Bookmarks)