متاسفانه ارسال پاسخ نمی دونم چرا در سایت به شمکل برخورده و گزینه ویرایش من هم یکم اذیت کننده است و منجر شد اشتباها یه قسمت از متنم حذف بشه.
الان دوباره قسمت انتهایی متنم را برات می ذارم:
"ولی الان چه طوری شده؟
خانواده ها راحت گیر! الان فلان ساعت عقد می کنند یه ساعت بعد دختر و پسر در حد زن و شوهر منهای کار اصلی(که خب چه فرقی داره را نمی دونم).خب این مرد از همون اول چیزی برای کشف کردن نداره.و اصولا مرحله بعدی هم وجود نداره که منتظرش باشه که پیش خودش بگه من مثلا این جلسه چه چیز بیشتری می تونم ببینم. همه چیزها همون دفعه اول براش بر ملا شده و حالا ذهنش تو هر جلسه وقت داره نکات منفی بدن زنش را ببینه!
در صورتی که الان شاید پسرها بیان اینجا یه عالمه اعتراض کنند و بگن ما حق داریم و فلان.ولی مساله اینه که وقتی آدم بدون دیدن جذابیت های جنسی کامل، جذب و عاشق همسرش نشد، خود به خود بعد از دیدن همه جذابیتهای بدن زنش هم جذبش نمیشه! چون اصولا به جذابیت ایده آلی هم قرار نیست برسه.چون صد در صد بین تصورات امروزی یک پسر و بدن زن معمولی کلی فاصله هست!
اما وقتی اول فرایند جذب و عاشق شدن کامل شد و عشقشون به بلوغ رسید و صرف نظر از مسائل جنسی با هم کلی خاطرات عاشقانه داشتن و محبتشون را نسبت به هم عمیق کردن و به تدریج به دیدن مسائل ظاهری جنسی رسیدن دیگه به قول معروف عاشق کر و کور میشه و اشکالات معشوقش را نمی بینه!و او را زیبا می بینه. و وقتی هم خانومش خدای نکرده مثل سولماز معلول شد خانومش را با همون چشم اول می بینه! که اگر بر دیده مجنون نشینی به جز خوبی از لیلی نبینی!
موفق باشی![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)