منم یه خانمم و کاملا شمارو درک میکنم
بنظر منم همسرتون اون اشتیاق لازم برای زندگی با شما رو ندارن
و در مرحله اول ایشون رو مقصر میدونم چون این رفتارا اونم در زمان عقد و سال اول و بدون هیچ بهانه خاصی برای سرد شدن و انگیزه نداشتن اصلا منطقی نیست
مشکل شما این بوده که ناپخته بودید که خب اکثرا همه همینن همه که از اول مثل مادر 40ساله من عاقل و بالغ و سرد و گرم چشیده زندگی نیستن که اشتباهی نداشته باشن و بدونن دقیقا باید چی بگن و چجوری رفتار کنن ولی اینجور مواقع اگر علاقه ای باشه بخاطر همون علاقه این مشکلات ساده نادیده گرفته میشه
منظورم اینه که شما تقصیر بزرگی نداشتین که مستحق بی مهری و سردی باشین.اگر خطایی از شما سر زده بود باز رفتار همسرتون قابل هضم بود
درمورد رفتار پدرتون در مورد طلاق هم ممکنه حق با ایشون باشه چون اولا ایشون یک پدر هستن و بیشتر از هر کسی صلاح دخترشون رو میخوان و دوما بر خلاف ما از نزدیک شاهد ماجرا و رفتار همسرتون بودن و عمق مسئله رو درک کردن و ایشونم هم دارن از دید یک مرد به این قضیه نگاه میکنن
مادرتونم تحریکتون نکردن خب برای منم یکم ناخوشاینده که چرا مثلا دامادم نباید دخترمو برسونه خونه.آیا دلیل خاصی داره؟اگر دلیلی خاصی داشته که نباید دلخور شد ولی اگر بی دلیل بوده خب جای ناراحتی هم داره
من این رو به شما بر حسب تجربه شخصیم میگم که مردها خیلی پیچیده هستن و همیشه برای اینجور رفتارهای غیر منطقیشون یه دلیل محکمی وجود داره که خودشون باخبرن اما بروز نمیدن
نمیخوام دیدتون رو خراب کنم بر حسب تجربه عرض میکنم من مردهایی رو دیدم که بعد یه مدت تغییر کردن و به خانمشون گفتن من نمیتونم خوشبختت کنم نمیدونم چرا حالم بده... باید جدا شیم بخاطر خودت بخاطر خوشبختیت... بعد یه مدت مشخص شد آقا در حال خیانت به همسرشون بودن
مردها خیلی پیچیده هستن و اصلا هم شبیه اون چیزیکه وانمود میکنن نیستن البته مواقعی که هیچ دلیل خاصی برای نرمال نبودنشون وجود نداره.
یا وقتی شروع میکنن به ایراد گرفتن های الکی و بهانه اوردنای صدمن یه غاز و همیشه هم خیلی مرموز رفتار میکنن و سعی میکنن ذهنتونو از موضوع اصلی دور کنن.یعنی خودشون میدونن مشکل چیه و هوایی شدن ولی وانمود میکنن که مثلا من افسرده شدم و میلی به زندگی ندارم و شمارو به حال خودتون رها میکنن که هرچه بادا باد
امیدوارم منظورم رو متوجه شده باشین همیشه پشت رفتار سرد بدون بهانه و غیر منطقی یه دلیلی وجود داره
اگر کسی علاقه ای به همسرش داشته باشه هیچ وقت نمیذاره کار به جدایی برسه مگر در چند حالت:
خطای بزرگی از طرف مقابل سر زده باشه
ازدواج زوری بوده باشه
مشکل روحی روانی وجود داشته باشه
هوایی شدن و خیانت
من با وجود سختیهای زیادی که کشیدم,خیلی سخت و زیاد هیچوقت نتونستم بپذیرم که بدون همسرم زندگی کنم و همیشه خطاهاشونو نادیده گرفتم و بخشیدم فقط به این دلیل که زندگی و همسرمو دوست داشتم و با چنگ و دندان حفظش کردم








علاقه مندی ها (Bookmarks)