[quote=شادی ظهوریان;410390]ببخشید دوستان یک سوال یادم اومد.
من برای ارتباط بابقیه خانواده شوهرم چطور آماده بشم؟
مثلا فردا روز معلمه و مادر شوهرم معلم هستن.
اول اردیبهشت تولد بچه خواهرشوهرم بوده و براش کادو هم گرفتم ولی اصلا روم نمیشد که هیچ چیزی بهشون بگم.
یا اینکه شوهرم گفته تا جشن عروسی اگر باشه من نمیام خونتون. هم ازشون دلخوره و بنظر من اونم خجالت میکشه.
منم روم نمیشه برم رودر روی خانواده شوهرم.
تازه ممکنه عصبانی باشن چیزی هم به من بگن. مستقیم یا غیرمستقیم.
من بنظرم فقط سکوت کنم بهتره؟ چی بگم؟
برای مادر شوهرم روز مادر که بین دعواهامون بود یک پیامک زیبا رو هم برای ایشون هم مادر خودم فرستادم.
اما به شدت خجالت زده ام.
گاهی هم این حسو دارم که خیلی تحقیر شدم جلوی خانواده شوهرم. تمام آبروم رفته. دیگه با چه رویی باهاشون حرف بزنم.
گاهی با خودم میگم اونا هم مثل من ایرادهایی دارن. تنها فرقشون اینه ایراداشون رو نشده ولی برا من خب مشخص شده.
حالا حالاها که روی رفتن پیش شون را ندارم. بنا بر این معلوم نیست تا کی من و شوهرم از آغوش هم محروم باشیم. برم؟ نرم؟
کی برم؟ چی بگم؟
لطفا راهنماییم کنید.[/quote
با اعتماد بنفس کامل در مقابلشون حضور پیدا کن اصلا انگار ن انگار اتفاقی افتاده خودتد بزن ب اون راه نیشتم تا بناگوشت باز کن و فقط بخند البته سعی کن مصنوعی نباشه چون متوجه میشن بیشتر ازین ک حرف بزنی سعی کن بخندی اینجوری بهتره
اینا تجربه های خودمه
موفق باشی








علاقه مندی ها (Bookmarks)