شما برادر بزرگتر داری یا کوچکترین فرزند خوانواده هستی که محبت جنس مخالف رو مثل محبت پدر میدونی؟ عجیبه برام.چرا دنبال پدر میگردی؟ جنس مخالف با پدر بسیار متفاوته و این
احساس شما نشون دهنده ی یه جور عدم آگاهی نسبت به احساسات در شماست و یک نوع شکستن زیر بار مسئولیت. قضیه چیه؟ عشق میخوای یا یه نفر که ازت محافظت کنه؟ پدری که
بهت بگه چیکار کنی یا کجا بری و مدام بهت راه رو نشون بده؟ فرار از مسئولیت به خاطر حس ناتوانی داری؟ این حست رو پیگیری کن و ببین از جنس مخالف دقیقا چی میخوای.
راستی عزیز این حالتایی که موقع تنهایی داری دلیلش فقط یک چیزه و اونم اینه که شما تمام روز در حال فرار از خودتی و میخوای خودتو گم کنی و اصلا خودت رو نبینی ولی وقتی شب فرا
میرسه و میبینی که باز با خودت هستی و با تمام وجودت حس میکنی که شکست خوردی از اینکه باز هم نتونستی از شر خودت راحت شی نتیجه اش در عمل به صورت حالتی هایی در
میاد که داری.
من نمیدونم مشکلتون چی بوده که به اینجا رسیدی و ضربه ای که خوردی آیا بیرونی بوده یا درونی ولی کارایی که میکنی خیلی خیلی خوبه ، من فکر میکنم نیاز داری به یک نوع آگاهی از
خودت و من فکر میکنم دلیل زندگی رو باید برای خودت پیدا کنی . این فرصت رو برای تعالی خودت استفاده کن و بدون درسته وضعیت روحیت بده ولی اگه درست از حس و حالتت استفاده
کنی سکویی هست برای پرتاب تو به سمت کشف خودت.
هیچ وقت نمیتونی از خودت فرار کنی پس شروع کن به دوست داشتن و پذیرفتن خودت تا ببینی زندگی چه لذتی داره.البته این راه سختی زیادی داره ولی واقعا می ارزه.
موفق باشی.








علاقه مندی ها (Bookmarks)