من همینجا از شما و آقای مدیر میپرسم که تعریف بلوغ عاطفی و اجتماعی چی هست؟مگه این نیست که انسان مسئولیت پذیر و آگاه به عملکرد خودش باشه.کنترل رفتارش رو داشته باشه. بتونه تکانه های روانی منفی خودش رو کنترل کنه و تا حد ممکن برخورد سازنده داشته باشه؟هیچ کس کامل نیست.همه ما جاهایی رفتارمون از کنترل خارج میشه ولی اولا مهمه که این از کنترل خارج شدن چقدر رخ میده؟دیگه اینکه بعد از این اتفاق چقدر سعی میکنیم اثرات منفی رفتارمون رو اصلاح کنیم و چه تدابیری اتخاذ میکنیم که این رفتار دیگه تکرار نشه. حالا شما بشین خودت ببین شوهرت چقدر از این خصوصیات را دارد؟اینکه من همه چیز بر وفق مرادم باشه و خوب و خوش اخلاق باشم اصلا و ابدا مورد مثبتی نیست.همه آدم ها وقتی همه چیز مطابق میلشونه فرشته اند. اینکه این خانم با کمک دوربین مدرک مستدلی از خیانت شوهرش گیر بیاره که بتونه توی گرفتن حق و حقوقش کمکش کنه از نظر من اشاعه فحشا نیست.آخرین حربه و تنها وسیله ایه که زن ها توی جامعه ما میتونن با کمکش یکم کفه ترازوی عدالت رو به برابری نزدیک کنن.تجسس هم درست نیست ولی جناب مدیر شما موضوع خیانت را به اون گندکی ول میکنید و این خانم را سرزنش میکنید که چرا به تماس های شوهر مستش نگاه کرده؟؟؟حریم خصوصی افراد باید رعایت بشه ولی آدم ها باید خودشون احترام خودشون و حریم خصوصیشون رو نگه دارند.به نظر من زنگ بزن خانوادت بیان دنبالت.یه مدت از محیط خونه دور شو.برو مشاوره و از اول همه چیز رو بهش بگو.مشاوری هم نرو که فلسفه سوختن و ساختن رو قبول داشته باشه چون دوباره برمیگردی سر خونه اول.وقتی یکم آروم شدی و خودت رو پیش مشاور خالی کردی اونوقت بشین با چشم باز تصمیم بگیر میخوای ادامه بدی زندگیت رو یا نه.ولی راحت از خیانت رد نشو.اصلا و ابدا راحت رد نشو.








علاقه مندی ها (Bookmarks)