به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 60

Hybrid View

  1. #1
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    سلام

    شما شاید خیلی ساده هستید که یه بار اونطوری همکارهاتون سرتون را کلاه گذاشتن ...

    راستش این مسائل یه کم عجیبه که کسی بخاطر پیشرفت کاری با همکارش بره مکان نامناسب و ... بعد بخاطر عدم ادامه همکاری، همه چیز را به شوهرتون بگن!
    همکاری مذکور چی بود که اونها زندگی زناشویی شما را بخاطرش خراب کردند؟

    چون دیگه با اون خانم نرفتی قلیون بکشی زندگی شما را خراب کرد؟ اینقدر براش همراهی شما در قلیون کشیدن مهم بود؟

    بعد هم که همسرتون می فهمه به شما می گه جدا بشیم باز ازدواج کنیم؟خب برای چی؟


    باز شما در کمال سادگی قبول می کنی توافقی و بدون مهریه جدا بشی و دوباره ازدواج کنی !!

    خب اصلا چرا جدا شدید؟ مهریه را می بخشیدی و زندگیتون را می کردید.

    الان هم منتظری همسرت برگرده باز ازدواج کنید ؟!
    به قول برادرش ایشون دوست دختر داره و داره خوش می گذرونه ... شما می گی کی برمی گرده؟

    شاید باز هم داری سادگی می کنی
    احساساتی داری به موضوع نگاه می کنی.
    زندگی دوباره؟
    خانواده ات چی می گن؟ واسه طلاقت چی گفتن؟

    با کی زندگی می کنید؟ گفتید پیش اقوام همسرت هستید ؟

    به نظر من که بهتره بری دنبال زندگی خودت و دیگه فکرش را هم نکن.
    ایشون نمی خواد برگرده.
    ولی اگه خیلی هم اصرار داری زودتر ازش بپرس.
    مرگ یه بار، شیون یه بار
    زودتر خیالت راحت بشه، کمتر از انتظار و یاس بعدش ضربه می خوری.

    شاید بهتر باشه بهشون بگی اگر قصد برگشت نداری، من می خوام به خواستگارهام فکر کنم
    اینطوری اگر حس کنه رفتنت حتمی هست، نظر واقعیش را می گه.
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا
    ویرایش توسط شیدا. : یکشنبه 05 اردیبهشت 95 در ساعت 19:10

  2. 3 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    ZENDEGIBEHTAR (دوشنبه 13 اردیبهشت 95), بهزاد9 (یکشنبه 05 اردیبهشت 95), ستاره زیبا (پنجشنبه 16 اردیبهشت 95)

  3. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 تیر 95 [ 09:20]
    تاریخ عضویت
    1394-10-27
    نوشته ها
    28
    امتیاز
    592
    سطح
    11
    Points: 592, Level: 11
    Level completed: 84%, Points required for next Level: 8
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    2

    تشکرشده 4 در 4 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا. نمایش پست ها
    سلام

    شما شاید خیلی ساده هستید که یه بار اونطوری همکارهاتون سرتون را کلاه گذاشتن ...

    راستش این مسائل یه کم عجیبه که کسی بخاطر پیشرفت کاری با همکارش بره مکان نامناسب و ... بعد بخاطر عدم ادامه همکاری، همه چیز را به شوهرتون بگن!
    همکاری مذکور چی بود که اونها زندگی زناشویی شما را بخاطرش خراب کردند؟

    چون دیگه با اون خانم نرفتی قلیون بکشی زندگی شما را خراب کرد؟ اینقدر براش همراهی شما در قلیون کشیدن مهم بود؟

    بعد هم که همسرتون می فهمه به شما می گه جدا بشیم باز ازدواج کنیم؟خب برای چی؟


    باز شما در کمال سادگی قبول می کنی توافقی و بدون مهریه جدا بشی و دوباره ازدواج کنی !!

    خب اصلا چرا جدا شدید؟ مهریه را می بخشیدی و زندگیتون را می کردید.

    الان هم منتظری همسرت برگرده باز ازدواج کنید ؟!
    به قول برادرش ایشون دوست دختر داره و داره خوش می گذرونه ... شما می گی کی برمی گرده؟

    شاید باز هم داری سادگی می کنی
    احساساتی داری به موضوع نگاه می کنی.
    زندگی دوباره؟
    خانواده ات چی می گن؟ واسه طلاقت چی گفتن؟

    با کی زندگی می کنید؟ گفتید پیش اقوام همسرت هستید ؟

    به نظر من که بهتره بری دنبال زندگی خودت و دیگه فکرش را هم نکن.
    ایشون نمی خواد برگرده.
    ولی اگه خیلی هم اصرار داری زودتر ازش بپرس.
    مرگ یه بار، شیون یه بار
    زودتر خیالت راحت بشه، کمتر از انتظار و یاس بعدش ضربه می خوری.

    شاید بهتر باشه بهشون بگی اگر قصد برگشت نداری، من می خوام به خواستگارهام فکر کنم
    اینطوری اگر حس کنه رفتنت حتمی هست، نظر واقعیش را می گه.

    سلام دوستان

    چون دیگه با اون خانم نرفتی قلیون بکشی زندگی شما را خراب کرد؟ اینقدر براش همراهی شما در قلیون کشیدن مهم بود؟
    نه بخاطر این نبود بخاطر این بود که اون خانم خودش رفت یه واحد دیگه شرکت سرکار و چون دوست داشت که منم با خودش ببره و منشی واحدش کنه تا بازهم مثل گذشته کارهاش رو من انجام بدم و به اسم اون تموم شه و هر وقت دلش میخواست نوبت آرایشگاههاشو بره و من شرکت باشم که گزارشاتش رو تهیه کنم و براش ایمیل کنم و راحت و بدون هیچ استرسی کار کنه ، و من نرفتم و قبول نکردم چون این همه درس نخوندم که بخوام منشی باشم واسه همین دشمنیش از اونجا شروع شد

    اگه همسر سابقم قبول نکنه که سر قرار بیاد و نخواد صحبتهای منو گوش کنه چه طور قانعش کنم گه حاضر شه بیاد و به حرفهام گوش کنه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    و چه حرفهایی بهش بزنم که حالت خواهش و منت کشی نداشته باشه ولی حسن نیت منو بفهمه که میخوام از نو و با کلی تغییر زندگیمو بسازم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  4. #3
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 28 خرداد 99 [ 23:36]
    تاریخ عضویت
    1392-2-20
    نوشته ها
    227
    امتیاز
    7,750
    سطح
    58
    Points: 7,750, Level: 58
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 200
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Recommendation Second ClassVeteranTagger First Class5000 Experience Points
    تشکرها
    887

    تشکرشده 279 در 146 پست

    Rep Power
    43
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط مهرایران نمایش پست ها
    سلام دوستان

    چون دیگه با اون خانم نرفتی قلیون بکشی زندگی شما را خراب کرد؟ اینقدر براش همراهی شما در قلیون کشیدن مهم بود؟
    نه بخاطر این نبود بخاطر این بود که اون خانم خودش رفت یه واحد دیگه شرکت سرکار و چون دوست داشت که منم با خودش ببره و منشی واحدش کنه تا بازهم مثل گذشته کارهاش رو من انجام بدم و به اسم اون تموم شه و هر وقت دلش میخواست نوبت آرایشگاههاشو بره و من شرکت باشم که گزارشاتش رو تهیه کنم و براش ایمیل کنم و راحت و بدون هیچ استرسی کار کنه ، و من نرفتم و قبول نکردم چون این همه درس نخوندم که بخوام منشی باشم واسه همین دشمنیش از اونجا شروع شد

    اگه همسر سابقم قبول نکنه که سر قرار بیاد و نخواد صحبتهای منو گوش کنه چه طور قانعش کنم گه حاضر شه بیاد و به حرفهام گوش کنه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    و چه حرفهایی بهش بزنم که حالت خواهش و منت کشی نداشته باشه ولی حسن نیت منو بفهمه که میخوام از نو و با کلی تغییر زندگیمو بسازم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    خانوم محترم

    همون صحبت های که آقا بهزاد تو صحفه قبل کردن رو انجام بدید منطقی و بدون حاشیه و بدون واردشدن به بحث و کشمکش

    فقط یادتون باشه مردا از خانومای که دنبالشون میرن و آویزون میشن خوششون نمیاد

    بزارید 1 تایمی بگذارید بگذره ، تماستون رو قطع کنید ، کلا هیچ گونه ارتباطی باهاشون نداشته باشید ( چه از چت و تلفن و اس ام اس و بردارشون و...) و مثلا بعد 3-4 روز باهاشون پیشنهاد قرار رو بزارید و باهاشون مستقیم و صادقانه صحبت کنید

    و منطقی ومحکم و با اعتماد به نفس صحبت کنید و بهش بگید واقعا دوستتشون دارید و اشتباهات گذاشتتون رو متوجه شدید و قبول دارید و ....

    اینجوری که ایشون ساپورتتون میکنه مثلا بردارشون رو میفرسته و... مشخصه که هنوز لینک احساسی بهتون داره و براشون مهمید و دوستتون داره ولی با این اتفاقاتی که افتاده ممکنه سردرگم و گیج شده باشن و از طرفی از بازخورد رفتارشمامیترسن که چرا همچین کارایی رو انجام دادین و...

    توکلتون رو به خدا بکنید بسپارید به خدا همه چیز رو خودش و هرچی خیر هستش رو براتون رقم میزنه




    موفق باشید
    ویرایش توسط mercedes62 : دوشنبه 06 اردیبهشت 95 در ساعت 14:12

  5. کاربر روبرو از پست مفید mercedes62 تشکرکرده است .

    ستاره زیبا (پنجشنبه 16 اردیبهشت 95)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 21:14 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.