ممنونم بابت وقتی که گذاشتین دوست عزیز
من فکر میکنم مشکل من با شما خیلی باهم فرق داره
شما رفتین خواستگاری و بدون اینکه کاملا راضی باشین عقد کردین
اما من و همسرم 3سال باهم دوست بودیم و 2سال عقد و همسرم عاشقم بود و البته هنوزم هستن.همسرم بخاطر ازدواج با من خودشو به آب و آتیش زد تا تموم شرایط رو محیا کنه.ما خیلی بهم نزدیک بودیم و همه تفریحاتمون باهم بوده و همیشه از هر نظر همدیگرو حمایت کردیم
ایشون هربار تو تمام بحثاشون گفتن که همیشه منو دوست داشتن و خواهند داشت و من باور میکنم چون همیشه غیر ازین نبوده و لطفایی که همسرم در حقم کردن کم نیست و فقط این خاطرات خوبشون باعث شد که من این روزای اخیر بتونم تحمل کنم
و در آخر متوجه شدم و همسرم به زبون آوردن که بابت شرایط مالی تو فشار بودن و از خودشون ناراحتن که چرا عروسی نگرفتیم چرا سفر نمیریم چرا خانواده ش پولمونو ندادن... یه حالت سرخوردگی و افسردگی پیدا کردن
دومین علتش همین همیشه باهم بودنمون بود.گاهی حضور بعضی افراد و خوبیهاشون و نقششون تو زندگی کمرنگ میشه تا جاییکه به چشم نمیاد یا حتی باعث دل زدگی میشه و همسر من هم دچار همین مشکل شده بودن
روز آخر که تصمیمشونو قطعی اعلام کردن برای جدا شدن و توی رودروایسی تنهایی به همراه برادرشون به یه مهمونی از قبل تایین شده رفتن شب به من پیام دادن و اظهار پشیمونی کردن.گفت جای خالیتو مدام حس کردم و اصلا بهم خوش نگذشت و کاش بودی و گفت من فهمیدم که بدون تو یه چیزی کم دارم و بهم فرصت بده که خودمو پیدا کنم.گفت خودمو باختم چون فشار زیادی روم بود و من خودم به شخصه شاهد بودم که چقدر بهمون سخت میگذشت ولی اصلا توقع این چنین رفتاری رو از همسرم نداشتم
من به همسرم فرصت دادم و در اصل به خودم هم همینطور چون متوجه شدم خیلی دوستش دارم هنوز و ایشونم همینطور
از شما خواهشم اینه اینقدر کمال گرا نباشین خواهشم اینه نیمه پر لیوانو ببینین.من بهتون قول میدم شما بدون همسرتون نمیتونین زندگی کنین و اینم میگم که با رفتارای کورکورانه باعث نشین همسرتون سرد بشن
یبار دل آدم میشکنه و وقتی شکست دیگه مثل قبل نمیشه زندگیتونو سر هیچ و پوچ تباه نکنین و سعی کنین شما مرد کاملی باشین و اینکه اکثرا باید هدیه دادن و محبت و ... غیره از جانب مرد باشه تا به اصلاح یخ خانمتون باز شه
انشاا... مشکل همه حل شه همچنین شما و من









علاقه مندی ها (Bookmarks)