من یه راهی بذهنم رسید که خانواده ات دعوتش کنن و کلا تو زندگیتون ظاهرا هوای اون رو داشته باشن و دعوتش کنن براش کادو بگیرن ، تا هم بتونن با تو رفت و امد کنند و هم بابات جای پدر نداشته شوهرت رو بگیره ( یامه گفتی بابای شوهرت خیلی پیر بوده که شوهرت بدنیا اومده) ، این مرد میترسه که خانواده ات رو بیشتر از اون دوست داشته باشی و و جای شوهرت رو برات بگیرن، حالا اگه خانواده ات دعوتش کنن وپیش اون از تو خواهش کنن که برگردی سر زندگیت واشتباهاتش رو بروش نیارن و ازش تعریف کنن وبهش بفهمونن که مثلا دوستش دارن،و بعد از آشتی کنون هم مرتب دعوتش کنند و تو کاراشون شریکش کنن مثلا مسافرتا ، کارایی که یه مرد به پسرش میگه ،یه کاری کن پدرت براش پدری کنه، تازندگیت یه رونقی بگیره، کم کم رابطه خوب با زنش رو از بابای خودت یاد میگیره چون شوهرتو ضعفش محبته و وقتی محبت ببینه بهتر میتونه محبت کنه








علاقه مندی ها (Bookmarks)