سلام
چه جالب! اتفاقا وضعیت شما دقیقا مشابه وضعیت منه! ... می تونم نگرانیتون رو درک کنم. تو خواستگاری که با نامزدم صحبت می کردم خودم اشاره کردم که من هم کم حرفم و هم درونگرام. ایشون هم گفتن خودشون کم حرف هستن اما بعدا دیدم نه بابا روحیاتشون کاملا برونگرایانه س!
وقتی جواب مثبت دادم به ایشون منم اون اوایل خیلی نگران بودم بابت این قضیه، یعنی فکر می کردم خیلی با هم فرق می کنیم و قطعا به مشکل می خوریم. طوری که اوایل نامزدیمون چه وقتی که تلگرامی ارتباط داشتیم و چه مواقعی که تلفنی صحبت می کردیم به طور کاملا مشهودی من نسبت به ایشون کم حرف بودم (جالبه بگم ممکن بود هر شب دو سه ساعت تلگرامی با هم حرف بزنیم که اون هم نامزدم از من فعال تر بودن اما تلفنی به علت اینکه بنده هییییچ حرفی برای گفتن نداشتم تا حدود دو ماه، هر دو سه روز یه بار با هم صحبت می کردیم اونم در حد زیر 5 دقیقهو این موضوع اونقدر برای من عذاب آور بود که اصلا دوست نداشتم با هم تلفنی صحبت کنیم تا این مشکل من به چشم نیاد ... بنده خدا نامزدم چقدر این کم حرفی منو تحمل کرد!!! البته من اون اوایل زیاد باهاشون راحت نبودم و صمیمت بینمون شکل نگرفته بود).
جالبه بگم بارها تو صحبت های تلگرامیمون در مورد این موضوع صحبت کردیم، به حدی که نامزدم میگفتن یه زن باید اون قدر سوژه برای حرف زدن داشته باشه که حرف کم نیاره! (یعنی میخوام بگم اگه نامزد شما مستقیما به روی شما نیاورده اما در مورد من برعکس بود ... البته تمام صحبت هایی که مطرح میشد در قالب شوخی و خنده بود و بنده ابدا از این حرف نامزدم ناراحت نمی شدم ولی خب می فهمیدم دیگه این حرف دلشه؛ که البته بنده در جواب ایشون کم نمی آوردم و می گفتم بهتر بود به جای زن گرفتن یه رادیو میگرفتی که هیییییییی برات حرف بزنه)، اما شما می تونین از همین نقطه ضعف که نمیشه گفت اما همین تفاوتتون کلی حرف برای گفتن دربیارین!!!
{یه نکته داخل پرانتز بگم: من اون اوایل فکر می کردم این یه نقطه ضعف برای من محسوب میشه که من کم حرف تر از ایشونم ... اما اصلا و ابدا نباید از این قضیه احساس ضعف کنین، یه نفر میتونه کم حرف باشه یا پر حرف ... منظورم اینه که به طور کلی نه پرحرفی امتیازه و نه کم حرفی ضعفه، بلکه هر کدومشون یه خصوصیت رفتاری محسوب میشن و نباید صفر و یکی بهش نگاه کنیم}
من هر وقت تو صحبت تلفنی یا تگلرامی با نامزدم حرف کم میاوردم یه عبارت می گفتم که الان دیگه تکه کلام دوتاییمون شده ... به محض اینکه حرفای نه چندان زیادم تموم میشد می گفتم: حالا چی بگییییم؟! و اینو به حدی تکرار کرده بودم که خود نامزدم میگفتن اینو هر دقیقه یه بار داری میگی! میخوام بگم کاملا روی اعصاب ایشون بودم (:دی)
حتی الان هم که به علت مشغله های کاریمون، روزی فقط بین 20 تا 40 دقیقه تلفنی حرف می زنیم، هر کدوممون حرفی نداشته باشیم بهش اشاره می کنیم و به طور کاملا معجزه آسایی یه بحث جدید پیدا می کنیم و در موردش حرف می زنیم، حتی اگه معجزه ای هم رخ نده در مورد همین مفید و مختصر صحبت کردنم صحبت می کنیم!!!
توصیه هایی که برای خودم جواب داده:
1- اول از همه اینکه برای شخص من ارتباط مکتوب مثلا تو تلگرام راحت تر از تلفن بود ... شما هم ببینین اگه نامزدتون مشکلی ندارن یه بخشی از ارتباطتون از اون طریق باشه، برای من، این روش مفید بود چون اولا اینکه من اونجا خیلی راحت تر صحبت می کردم، دوم اینکه فرصت بیشتری رو باهاشون میگذروندم، چون ایشون هم تهران هستن و بنده شهرستانم، و وقتی خونه بودن چون همخونه ایهاشون حضور داشتن، تلفنی زیاد امکانش نبود صحبت کنیم. نکته مثبت دیگه ش هم این بود که اونجا ابراز احساسات هر دومون خیلی راحت تر بود.
2- به اطرافتون دقت کنین ببینین دوستان و یا آشنایانتون که زیاد حرف میزنن چی میگن!
3- تا الان بالاخره یه شناختی از نامزدتون پیدا کردین ... میتونین با توجه به صحبت های خودشون، برنامه روزانه شون، محل کار یا تحصیلشون با ایشون صحبت کنین. یه گفتگوی فعال داشته باشین، حرفاشون رو با دقت گوش بدین و هرررر سوالی براتون پیش اومد هم بپرسین، حتی اگه به نظر خودتون دونستنش اهمیتی نداشته باشه!
4- از روش نامزدتون استفاده کنین؛ یعنی به حرفاتون پر و بال بدین!
مثلا اگه قراره بگین: "امروز رفتم کتابخونه"، بگین: "امروز ساعت 7 بیدار شدم، کارامو انجام دادم، ساعت 8 از خونه زدم بیرون ... خیابونا هم که چقدر شلوغ بودن، هوا هم خیلی گرم شده (اینجا میتونین انشعاب بدین از هوای تهران و اینجور چیزا بپرسین!!!) مجبور شدم با تاکسی برم کتابخونه.
5- اگه مدت زیادی از نامزدیتون میگذره و تو انتخابتون مطمئنین میتونین کمی عاطفی تر صحبت کینن اما در لفافه! مثلا در مورد دلتنگی، اینکه کی دوباره میاد و ...
6- یه نکته دیگه هم هست اما نمیدونم چه جوری توضیحش بدم!
سعی کنین تو صحبت هاتون یه چیزای قراردادی ثابت داشته باشین تا برای مبادا اگه حرف کم آوردین سریع از اونا حرف بزنین و سکوت بینتون حکمفرما نشه.
مثلا فرض کنین در مورد من و نامزدم: من معمولا شام نمیخورم ... وقتی نامزدم حرف کم میاره ازم در مورد همین شام خوردن و ... میپرسه. بعد میرسیم به افزایش وزن و کلی حرفای دیگه که خودش باز سر بحثو باز میکنه.
یا مثلا من وقتی حرف کم میارم ازش می پرسم: میوه خوردی؟ شیرینی برداشتی؟ حالا چی بگییییم؟ و ... (حالا اینا هر کدومش جریاناتی دارن و بازم سر بحث باز میشه و با وجود اینکه هر شب تکرار میشه اما کلی حرف تازه میزنیم)
توصیه م اینه سعی کنین از تو حرفای خودش چندتا نکته کلیدی پیدا کنین برای مبادا (خودتون هم میبینین تو مثالایی که زدم کاملا پیش پا افتاده بودن، اما آدم که با نامزدش در مورد روش های غنی سازی اورانیوم که حرف نمیزنهیا حرفای روزمره میزنن یا عشقولانه! یا هم در مورد زندگی مشترکشون)
اما در مورد موضوع شما، ممنون میشم اگه سوالات زیر جواب بدین تا بهتر بشه راهنماییتون کرد:
دقیقا چند وقته نامزدین؟ یعنی هنوز عقد نکردین؟
تو صحبت با ایشون چقدر راحتین؟ چون کلا اینجا دو فرضیه مطرح میشه: یا اینکه کلا حرفی برای گفتن با ایشون ندارین و یا اینکه باهاشون احساس راحتی نمی کنین برای همین هم حرفی برای گفتن به ذهنتون نمیاد.
ساعت کاری/مشغله نامزدتون و خودتون چطوریه؟
در کل میتونم بگم اصلا جای نگرانی نداره و نباید از این موضوع یه مشکل لاینحل بسازین.







و این موضوع اونقدر برای من عذاب آور بود که اصلا دوست نداشتم با هم تلفنی صحبت کنیم تا این مشکل من به چشم نیاد ... بنده خدا نامزدم چقدر این کم حرفی منو تحمل کرد!!! البته من اون اوایل زیاد باهاشون راحت نبودم و صمیمت بینمون شکل نگرفته بود).

علاقه مندی ها (Bookmarks)