هلنای عزیز ممنون از پاسخت. درست حدس زدی من نسبت به خانواده همسرم خیلی مذهبی ترم ولی نه اونجوری که فکر کنی در این مسائل خجالتی باشم و بی اطلاع باشم ولی من یه زن معمولیم می دونم اونجوری که باید در رابطه جنسی تلاش نمی کنم ولی اونطورم نیستم که مثل به بالشت!!باور کنید این جوری نیستم
من اطلاعاتم را بالا بردم اکثر خانم ها مثل منن ... من اصلا سرد مزاج نیستم من برای رابطه جنسی و تمیزی و به خود رسیدن ارزش قائل می شم ولی نمی تونم ادا دربیارم من واقعی خودمم
ولی اون انتظار دیگه ای داره نمیشه مسائل رو باز کرد.
مشکل اصلیه من اینکه از خودم ناراضیم حس بدی به خودم دارم با خودم می گم تو دیگه چقدر بدبختی که هم بهت خیانت شده هم بهت علنا می گه من دختر هات و شاد می خوام و ازت راضی نیستم .... هم هی صبوری و مهربونی می کنی که زندگیت رو حفظ کنی .....عزت نفس ندارم..
بعدم وقتی تو رابطه جنسی از من ایراد می گیره اصلا از این رابطه هم بدم میاد یعنی ترس دارم از ایجادش... اعتمادبه نفسم از بین رفته
نمی دونم چه جوری بگم با استرس اینکه حالا اون از من خوشش میاد یا نه ..... یا الان چه حرکتی کنم خوب باشم چی بگم خوب باشم؟؟؟؟ واقعا با این افکار نمی شه یه رابطه خوب داشت
در ضمن نقش زن فقط اینکه شوهرشو راضی کنه اگه نکرد اونم بره خیانت کنه
من خودم از روابطمون راضی نیستم ولی همش باید نگران رضایت اون باشم
//////
skyzare عزیز ممنون از پاسخت
لطفا چیزایی که به هلنا گفتم بخون
مشکلی ندارم با این کارها که شما گفتی من می کنم اینکارو ولی عزت نفس و اعتماد به نفس خودم چی؟؟؟؟
واقعا حق من نیست این جور زندگی کردن من دختر خوبی بودم و زن خوبی بودم برای شوهرم
مارال جان من احساس می کنم نارضایت جنسی بهانه است بهانههههههه
بعدم منم نارضایتی دارم
شیدای عزیز ممنون از پاسخت
من با دونستن خیانت و دونستن اینکه ازم راضی نیست کلا اعتماد به نفسم رو از دست دادم احساس خوبی دیگه به خودم ندارم فکر می کنم کلا هر مردی با من زندگی می کرد از من ناراضی می شد
در حالیکه می گم واقعا کمبودی ندارم خودشم بارها گفته فکر می کنم من کسل کننده ام جذاب نیستم :(
می دونین من بیشتر دنبال برگردونن اعتماد به نفسم هستم
دنبال اینکه یه جوری شان خودمو بهش نشون بدم
یه جوری بفهمه انقدر هم عاجز تو سری خور نیستم
آرزو مه ازش جداشم و بیاد دنبالم التماس کنه
نمی دونم می تونید درک کنید یا نه؟
تنها چیزی منو خوشحال می کنه دادن درخواست جدایی هست ولی عاقلانه که فکر می کنم می بینم بچه بازی که نیست
فرضا اصلا نیومد دنبالم
فرضا اونم قبول کرد جدا شیم
اون وقت چی؟
حیاط خلوت عزیزم می خوام زندگیم پایدار باشه ولی نه به قیمت از دست دادن خودم
اینجوری هم اون خیانت کرده هم طلبکاره
خوب این انصاف نیست
مرسدس بنز ممنون که پاسخ دادی
این کارایی که گفتی رو تلاش می کنم انجام بدم من اصلا سرد نیستم ولی فیلمم بدم میاد بازی کنم
ولی ممنون از راهنماییت
و بعدم یه سوال حالا با اینکه ایشون خیانت کرده منم گذشت کردم بازم دو برابر عاطفه داشته باشم و انگار نه انگار و تازه تو رابطه جنسی هم همه کار کنم که راضیش کنم خودم تحقیر نمی شم
نمی گه زن من چقدر بیچاره و حقیره.. هر بلایی سرش بیارم از من جدا نمیشه تازه مهربون ترم میشه؟










علاقه مندی ها (Bookmarks)