دلداده ی عزیز سلام. از راهنمایی خوبت ممنونم. در مورد مساله شما من هم مثل الینا جون پیشنهاد میکنم یه کلاس ورزشی یا هنری ثبت نام کنی یا اینکه مشغول به کار بشی. اوایل زندگی مشترک هر کدوم از زوجین هنوز در خاطرات زندگی مجردیشون سیر میکنن و هنوز به شرایط جدید عادت نکردن. این موضوع با گذشت ایام و شناخت شما از همدیگه کمرنگتر میشه. دوست خوبم تو با علم به اینکه از خانوادت دور میشی با همسرت ازدواج کردی و هدف هر دوی شما تشکیل یه زندگی مستقل بوده، پس سعی کن با یادآوری خاطرات غمگین کننده خودتو از هدفت دور نکنی. همه دوست دارن بعد از ازدواج هم کنار خانوادشون باشن ولی گلم اینو بدون خوشبختی تو توی زندگی مشترکت برای خانوادت از بودن باهاشون مهمتره. دلتنگیهات به مرور کمتر میشن و به جای اونها خاطرات شیرینی از زندگی مشترکت شکل میگیرن. سعی کن توی این روزها بی هیچ بهونه ای شاد باشی و جشن بگیری. مثلا ماهگرد عروسی بگیر! برای شوهرت جشن بهترین مرد دنیارو برگزار کن و.... از شادی های زندگی مشترکت با مادر و خانوادت حرف بزن و اونهارو هم از لحظات خوبی که با هم دارین مطلع کن. اگه میتونی از مادر یا یکی از اعضای خانوادت که مشکل ندارن بخواه که مثلا سه شنبه بیان پیشت یه شب بمونن و چهارشنبه همتون با هم برگردین خونه ی مادرت. در ضمن با یادآوری و فکر کردن به اینکه از خانوادت دوری فقط خودت و اطرافیانتو ناراحت میکنی و این کار سود دیگری برات نداره. سعی کن زیاد به این مساله فکر نکنی.موفق، شاد و پیروز باشی.