با سلام و احترام
با توجه به دقت و تمرکز و توجه به دو نقل قولی که از شما در ذیل آوردم لطفا ادامه مطالبم را پیگیری کنید.
1 - حضانت معمولا با پدر هست. پس اگر شما نزد مادرتون هستید نشان از این می دهد که مادرتون آنقدر هم که می گویید بی خیال نیست.
2 - اینکه شما می گویید هنگام گفتن مشکلات ناپدریم به پدر خودم او می گوید به من ربطی ندارد. نشان می دهد که این مسئله عقبه طولانی دارد.
شما همین الان فرزند پدرتون نشده اید. 21 ساله هست که فرزند پدرتون شده اید. آیا شما فرزند مهربان، و با مدارا و صبری برای پدرتان بوده اید و با او طی این سالها ارتباط داشته اید، یا به خاطر کدورتی که بین پدر و مادرت بوده است، در حاشیه بوده ای. و هیچ توجهی به احساسات و شرایط پدرتان و توقعاتشان نداشته اید ؟! (دقت کنید من اطلاعی ندارم این سئوالات و صحبتهایم از روی احتمالات هست و درخواست تفکر بیشتر روی آنها دارم)
3 - اگر شما در منزل ناپدری این شرایط را داشته اید که دانشجوی 2 دندانپزشکی باشید، به این معنی هست که ناپدری شما علیرغم همه سخت گیری ها و مشکلاتی که برایتان داشته است، اما این شرایط هم به هر حال برای ادامه تحصیل شما ایجاد کرده است.
نتیجه گیری:
اینکه مراجعی بگوید، پدرم بی توجه، ناپدریم اذیت کن، مادرم بی خیال، اما من رشته انتخاب کردم و سال دوم دندانپزشکی هستم. پذیرفتنی نیست.
این به معنی سوگیری هست.
یعنی چه؟
یعنی فرد روی ضعف و خطاها و روشهای اشتباهات دیگران متمرکز هست و روی نقاط مثبت خود
در آنچه که توضیح دادی جای دو مقوله بسیار بسیار خالی هست که فقط اگر آنها را باز کنی رمز بیرون رفت شما از این مخمصه پیش می آید.
آن دو مقوله
1 - در مورد ضعفهای خودتون و انتقادهای مادر و پدر و ناپدری خود را به خود به دقت و با مصداق شرح دهید.
2 - نقاط قوت پدر، ناپدری و مادرت را هم در کنار ضعفهایشان به دقت توضیح دهید. و انتظارات خود را هم نسبت به آنها در همه جوانب باز کنید.
این دو مقوله بالا سرمایه و پتانسیلی هست که ما می توانیم به کار بگیریم تا در خصوص آن مشکلات به نتیجه برسیم. طبیعی هست اگر همه خوبی ها شما باشید و همه بدیها مادر، پدر و ناپدریت باشند. آن وقت شما باید همیشه مرثیه خوانی احساسی در مورد مشکلاتتان را ادامه دهید.











علاقه مندی ها (Bookmarks)