به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 11

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 04 اردیبهشت 95 [ 07:01]
    تاریخ عضویت
    1395-1-28
    نوشته ها
    4
    امتیاز
    94
    سطح
    1
    Points: 94, Level: 1
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 6
    Overall activity: 41.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    7

    تشکرشده 4 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array

    همسرم گاهی وقت ها غرورم رو له می کنه تحقیرم می کنه ....

    سلام
    من 5 ساله ازدواج کردم. طی این 5 سال زندگی خوبی داشتیم یعنی یک زندگی معمولی و تقریبا آرامش داشتیم.تا پارسال تابستان که متوجه ارتباط همسرم با یکی از همکارانش شدم و وقتی همه چیز برام علنی شد تصمیم گرفتم ازش جدا شم ولی با مشاوره و حرفای خودش متقاعد شدم که به زندگیم ادامه بدم ولی برای ادامه زندگی یک سری شرط گذاشتم مهم ترینش این بود که نمازش رو بخونه
    ولی بعد از برگشت من به زندگی ..اون سر هیچ کدوم از شرطها نمونده ومنم همین جوری باهاش کنار اومدم
    بعضی وقتها که عصبی میشم و بهم فشار میاد داد و بیداد می کنم می گم تو به من خیانت کردی و سر شرط هات نموندی
    حرفای خیلی بدی به من میزنه
    می گه من با تو احساس می کنم هفتاد ساله ام. باعث شدی من خیانت کنم بهت. تو رابطه جنسی سردی.مثل بالش می مونی.فرقی با بالش نداری............می گه من یه دختر شاد و هات می خوام. و منم می گم پس چرا منو برگردوندی می زاشتی می رفتم سر زندگی خودم. و حرفمون به جدایی می رسه

    بعد از مثلا یک ساعت میاد عذر خواهی می کنه می گه تو بهترین زن دنیایی تو هیچی کم نداری
    من بیمارم من تو رو اذیت می کنم تو از خانمی و زیبایی هیچی کم نداری
    پاکی پاکدامنی با هر مردی بودی خوش بخترین مرد می شد.....
    همه ی حرفامو فراموش کن...
    این مدل دعواهامون چند بار تکرار شده
    من نمی تونم فراموش کنم ظاهرا فراموش می کنم و باهاش خوب رفتار می کنم ولی تو دلم آشوبه
    غرورم له شده.حالم بده
    اعتماد به نفس ندارم احساس می کنم جذاب نیستم
    اعتماد به نفس در رابطه جنسی ندارم حرفاش یک لحظه از ذهنم بیرون نمیره
    نمی خوام زندگیمون رو تلخ کنم ولی خیلی احساس حقارت می کنم و نمی خوام تحمل کنم این وضع رو
    دلم می خواد ازش جدا شم و به این ذلت پایان بدم
    ولی از زندگی به عنوان یه زن مطلقه هم می ترسم از مردای اطرافم همکارام...........
    دوست ندارم ابروم جلوی بقیه بره.
    ولی خیلی دوست دارم برم و داغم رو روی دل همسرم بزارم
    دلم می خواد بفهمه که می تونم ازش دل بکنم.

    یک اتفاقی هم در روز عید افتاد که جلوی مادرو خواهرش به یکی از اقوام توهین کرد بد دهنی کرد منم گفتم خیلی زشته که آدم بد دهنی کنه و بی ادب باشه
    اونم گفت خیلی بده که با اینکه من بی ادب و بدهنم تو بازم بهش چسبیدی.......

    خلاصه واقعا احساس میکنم باید برم و غرورم رو التیام ببخشمم
    لطفا راهنماییم کنید.

  2. 2 کاربر از پست مفید ثمری تشکرکرده اند .

    skyzare (دوشنبه 30 فروردین 95), بارن (شنبه 28 فروردین 95)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:06 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.