قبلا هم محبت بدون دریغ مثل خودم نمیکرد
نمیخوام همسرم کار خاصی برام انجام بده
میخوام زندگی بکنم
در ازدواج موفق نبودم و مثل انسان های بی خرد یکطرفه دنبال عشق رفتم و فحش و بی احترامی دیدم و محبت کردم
اعضا درست میگفتند که اقتدارم در خونه از بین رفته اما به این موضوع هم اشاره میشد که من دل رحم بودم همسرم و خانوادش چرا سوء استفاده میکنند
بیخیال هرچی پیش میاد خیره
حالا اون اگر دلش خواست ( که بعید میدونم بجز مواردمالی بخواد) محبت کنه ، اگر محبت داشت استقبال میکنم وگرنه بی تفاوتی را ادامه میدم
پیش فامیل و خانوادش هم سوتی نمیدم و ظاهر سازی میکنم که چقدر باهاش خوبم ، اونا عقلشون توی چشماشونه، اگه یه کادوی چند هزارتومنی بخرم براشون کافیه
این قضیه ادامه پیدا کنه تا بهشون یاد بدم یه انسان چقدر میتونه تغییر کنه
تازه همه اینکارها را بدون خانواده خودم انجام میدم اگر به اونا بگم دارم اذیت میشم دو هفته ای همسرم را طلاق میدن، دفعه قبل که اومدن چون خودم گفتم دوسش دارم طلاقش ندادن
اما همونجور که قبلن گفتم طلاق الان زوده ، اول جوانیش را تموم کنم، ضعف اعصاب بیاره، مادرشا سکته بدم ، پدرشم با کتک از خونه بیرون کنم، جهیزیه اش اثاث کهنه بشه، پول ازدواج مجدد را جمع کنم و.... بعدش شاید طلاقش بدم البته در صورتی که نخوام خارج برم ، اگر خارج رفتنم اوکی بشه ماه دیگه طلاقش میدم
دو سال زجر دادن : توی سایت ، پیش مشاور ،فامیل ،مردم و هرجایی که میشد مشورت کردم تا زندگی درست بشه اما نشد حالا عواقبشا ببینن
بدی نمیکنم اما دیگه یکطرفه ناز نمیخرم و محبت نمیکنم ، همچی باید پایاپای باشه
کارهایی که با پدر مادرش میخوام بکنم یه ذره از کارهایی هست که باهام کردند
هر شب تا دم صبح تلویزیون نگاه میکنه و تنها توی حال میخوابه ، دیشب بهش میگم بیا سرجات بخواب میگه نمیام و میخوام تلویزیون ببینم، رفتم کابل تلویزیون را کشید و زیر بالشم گذاشتم
اومد گفت میگه تو باید روزی پنج هزار تومان بهم پول توجیبی بده منم گفتم اگر داشتم باشه و بعد رفت
یک بزرگتر با فهم نداره بهش بگه دختر تو که از شوهرت تمکین نداری اصلا نفقه بهت تعلق نمیگیره و چه برسه به پول توجیبی، اخه چرا باید خرجت کنم
اونا تشنه پول هستن، من هم دو سال خیلی بیشتر از حدشون پول خرج کردم حالا برای خودم جمع میکنم
این زندگی درست بشو نیست









علاقه مندی ها (Bookmarks)