به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 15 , از مجموع 15
  1. #11
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 14 دی 96 [ 00:34]
    تاریخ عضویت
    1394-12-24
    نوشته ها
    138
    امتیاز
    2,794
    سطح
    32
    Points: 2,794, Level: 32
    Level completed: 30%, Points required for next Level: 106
    Overall activity: 20.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    20

    تشکرشده 181 در 88 پست

    Rep Power
    33
    Array
    شما وضعیتت مشخصه.یا باید با شوهرت بری مشاوره و وضعیت زندگی رو درست کنی یا جدا بشی.این رو به این خاطر میگم که الآن زندگی شما واسه ی دخترت الگوئه.بشین یکم فکر کن ببین دخترت از زندگی تو این وضعیت چی یاد میگیره.شوهر شما هم به نظر میاد اصلا هیچ چیزی از روانشناسی کودک نمیدونه و کنترل خشمش هم مشکل داره وگرنه هر کسی بد خواب بشه فحش ناجور به بچه دو ساله اش نمیده.بشین سنگهات رو با زندگیت وابکن.الآن توی یک ماه چند تا پست مختلف گذاشتی.با پست زدن و غرغر کردن سر شوهر و حتی نازش رو خریدن چیزی درست نمیشه فقط هر چی بگذره شما تلخ تر و تلخ تر میشی و آخرش کارتون به طلاق عاطفی میکشه که نه به نفع خودتونه و نه بچه.ازدواج یه رابطه دو طرفه است.خواسته های شما باید برای شوهرت مطرح باشه همونطور که خواسته های اون برای شما مطرحه.این شکل زندگی کردن برای آینده دخترت هم خوب نیست.وقتی ببینه باباش حمایت نمیکنه از مادرش دید خوبی به آقایون پیدا نمیکنه.این خشمی که شما داری به دخترت منتقل میشه و بعدا ممکنه تو زندگی سر شریک زندگیش خالی کنه.
    ویرایش توسط kaspian : چهارشنبه 18 فروردین 95 در ساعت 16:05

  2. #12
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 12 مهر 95 [ 10:44]
    تاریخ عضویت
    1394-11-26
    نوشته ها
    76
    امتیاز
    1,642
    سطح
    23
    Points: 1,642, Level: 23
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 58
    Overall activity: 50.0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 27 در 17 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط kaspian نمایش پست ها
    شما وضعیتت مشخصه.یا باید با شوهرت بری مشاوره و وضعیت زندگی رو درست کنی یا جدا بشی.این رو به این خاطر میگم که الآن زندگی شما واسه ی دخترت الگوئه.بشین یکم فکر کن ببین دخترت از زندگی تو این وضعیت چی یاد میگیره.شوهر شما هم به نظر میاد اصلا هیچ چیزی از روانشناسی کودک نمیدونه و کنترل خشمش هم مشکل داره وگرنه هر کسی بد خواب بشه فحش ناجور به بچه دو ساله اش نمیده.بشین سنگهات رو با زندگیت وابکن.الآن توی یک ماه چند تا پست مختلف گذاشتی.با پست زدن و غرغر کردن سر شوهر و حتی نازش رو خریدن چیزی درست نمیشه فقط هر چی بگذره شما تلخ تر و تلخ تر میشی و آخرش کارتون به طلاق عاطفی میکشه که نه به نفع خودتونه و نه بچه.ازدواج یه رابطه دو طرفه است.خواسته های شما باید برای شوهرت مطرح باشه همونطور که خواسته های اون برای شما مطرحه.این شکل زندگی کردن برای آینده دخترت هم خوب نیست.وقتی ببینه باباش حمایت نمیکنه از مادرش دید خوبی به آقایون پیدا نمیکنه.این خشمی که شما داری به دخترت منتقل میشه و بعدا ممکنه تو زندگی سر شریک زندگیش خالی کنه.
    ممنون از راهنمایی تون.ولی من اومدم اینجا تا به کمک شما بتونم زندگی مو بسازم نه اینکه خرابش کنم،دیشب یه اتفاق تازه افتاد که همه واقعیت و فهمیدم،شوهرم به همه چی اقرار کرد،گفت که اونم دوست داره مستقل بشه ولی چون شرایطش نیست فعلا نمیتونه،میگه منم دلم می خواد تو خونه بمونم پیش زن و بچم استراحت کنم.بهم گفت از طرف خانواده ش بخصوص پدرش شدیدا تحت فشاره،چند روز پیش پدرش اون و به اسم داییش صدا میکنه واسه تمسخر(یه دایی داره که به زنش خیلی وابسته بوده و محبت میکرده،اونم مادر شوهر ش که بشه مادربزرگ شوهرم باعث میشه ازهم جدا بشن).دیشب شوهرم اومد بهم گفت راستش کم آوردم .ازم پرسید دوس داشتن جرمه؟عشق جرمه؟منم گفتم نه چرا جرم باشه...گفت هرسری که تو مهمونی پیشش می شینم پدر شوهرم تا چند روز مسخره ش میکنه،گفت هرسری که من و اون باهم میریم جایی مسخره میکنه و میگه زن ذلیل،میگفت هر سری که پشت تو جلو خانوادم میگیرم مسخره م میکنن و میگن تو از خون ما نیستی که اینجوری زن تو لوس میکنی(این و بگم که ارتباط پدر و مادر شوهرم هیچ خوب نیست و دائم در حال فحاشی به هم دیگن پدرشوهرم تو جوونیش به خانمش خیانت میکنه و این باعث تنفر بین شون میشه.دختراش فوق العاده وابسته به پدرشون هستن و پسرا وابسته به مادر)خلاصه کاملا دلیل این بی توجهیا تو جمع رو فهمیدم،میگفت وقتی روزی تعطیل باشم و نرم پایین اینقدر بهم تیکه میندازن که خودم خسته میشم.میگفت اسممو گذاشتن علی(اسم داییش).میگه وقتی تو همه مسافرتا باهام میای میگن از زنش میترسه.

  3. #13
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 21 اسفند 00 [ 13:12]
    تاریخ عضویت
    1393-5-18
    نوشته ها
    670
    امتیاز
    19,001
    سطح
    87
    Points: 19,001, Level: 87
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 349
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    1,250

    تشکرشده 1,509 در 535 پست

    Rep Power
    144
    Array
    سلام دوست عزیز

    این اتفاق خیلی خوبیه که همسرت اینقدر صادقانه باهات حرف زده.حواست باشه هیچ وقت چیزهایی رو که بهت گفته تو چشمش نزنی و از صداقتش پشیمونش نکنی.

    ازش به خاطر اینکه حرف دلش رو بهت زده تشکر کن و بگو اینجوری آرومتر شدی.با هاش همدلی و همدردی کن .جوری که متوجه بشه درکش می کنی.

    بعدش میتونی با لحن ملایم ازش بخوای که دو نفری به راهکاری فکر کنید که این مسائل حل بشه.از حس حمایتش استفاده کن.

  4. #14
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 14 دی 96 [ 00:34]
    تاریخ عضویت
    1394-12-24
    نوشته ها
    138
    امتیاز
    2,794
    سطح
    32
    Points: 2,794, Level: 32
    Level completed: 30%, Points required for next Level: 106
    Overall activity: 20.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    20

    تشکرشده 181 در 88 پست

    Rep Power
    33
    Array
    من نگفتم جدا بشید،گفتم اینطور ادامه ندید و پیشنهاد اولم هم مشاوره بود.خیلی خوبه که رک و راست حرفهاتون رو زدید.ازش حمایت کنید سعی کنید تا جایی که ممکنه برخوردش با خانوادش کمتر بشه و اگر امکانش هست و اگر شرایطش رو دارین سعی کنید شاغل بشید تا به محض جور شدن شرایط بتونید خونه رو عوض کنید و مستقل بشید.اینطور که معلومه خانواده نامهربانی داره.به نظرم باز هم مشاوره حتما برید.چون به شما کمک میکنه حساسیتتون کم بشه و به شوهرتون یاد میدن چطور با این برخوردها مقابله کنه.ما هم اوایل ازدواج مشکل نسبتا مشابهی داشتیم و مشاوره که رفتیم مشاور کاملا بهمون یاد داد چه برخوردی انجام بدیم که کدورت و دعوا پیش نیاد و در عین حال این دست برخوردها هم کم بشن یا کاملا قطع بشن.

  5. #15
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 12 مهر 95 [ 10:44]
    تاریخ عضویت
    1394-11-26
    نوشته ها
    76
    امتیاز
    1,642
    سطح
    23
    Points: 1,642, Level: 23
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 58
    Overall activity: 50.0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 27 در 17 پست

    Rep Power
    0
    Array
    شوهرم اصلا حاضر نیست مشاوره بیاد.چندین بار هم مشاوره تلفنی گرفتم ولی کمک خاصی نتونست بکنه،اما از وقتی توی این سایت عضو شدم تونستم خیلی از مشکلاتم و حل کنم،و خودمو تغییر بدم بازم ممنونم از راهنماییتون


 
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:57 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.