به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 11 از 12 نخستنخست ... 23456789101112 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 101 تا 110 , از مجموع 116
  1. #101
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 28 آبان 97 [ 09:43]
    تاریخ عضویت
    1393-1-31
    نوشته ها
    537
    امتیاز
    8,891
    سطح
    63
    Points: 8,891, Level: 63
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 159
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    1,224

    تشکرشده 1,090 در 430 پست

    Rep Power
    87
    Array
    سلام دختر خوش شانس
    اونموقع که گفتی همه چیز یهو خوب شد یه لحظه فک کردم فیلم هندی میبینم البته منظور بدی ندارم فقط اینکه همه چیز هیچوقت یک شبه تغییر نکرده و نخواهد کرد ...

    اون به رقم روابطی که گذشته داشته و هنوزم ظاهرا ادامه میده این اجازرو به خودش و شما نمیده که تو دلش جا باز کنی ...

    فقط برو خدارو شکر کن مهریتو نبخشیدی ...
    چرا انقد به فکر بخشش مهریه هستی ...
    همیشه لبخند بزن......
    برآمدگی گونه هایت توان آن را دارد که امید را باز گرداند....
    گاهی قوسی کوچک میتواند معماری یک سازه را عوض کند..


  2. #102
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دیروز [ 23:19]
    تاریخ عضویت
    1391-5-02
    نوشته ها
    1,286
    امتیاز
    26,032
    سطح
    96
    Points: 26,032, Level: 96
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 318
    Overall activity: 65.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    3,681

    تشکرشده 4,954 در 1,249 پست

    Rep Power
    226
    Array
    با سلام
    دوست عزیزم
    می دونم که به نوشته های من و دیگران کاری نداری و نهایتا کاری که از قبل توی ذهنت هست رو انجام خواهی داد البته 90 درصد افراد همینطورین
    فقط میخواستم بهت بگم به نظر من یکی از مواردی که قطعا باید مهریه تمام و کمال گرفته بشه در همین مورد مردای بوالهوس هستش
    اصلا لازم نیست چیزی بهش بگی
    بهتره زودتر برگردی و با کمک خانوادت مهریه رو اجرا بذاری من اگر جای شما باشم به هیچ عنوان بهش اطلاع نمیدم تا زمانی که احضاریه بره در خونشون. بهتره فرصت نکنه اگر مالی داره به نام کسی بزنه

    مهریه باید گرفته بشه نه به خاطر اینکه شما نیاز داری به خاطر اینکه این مرد شما رو بازیچه کرده

    مردای بوالهوس متاسفانه درست شدنی نیستن من اگر جای شما باشم هر چه زودتر راهمو تو زندگی از این فرد جدا می کردم

    کسی رو سراغ دارم که با چنین مردی سالیان سال با وجود همین شرایط فعلی شما و با آوردن 5 بچه زندگی کرده نهایتا هم چون آقا تنوع زیادی در کوچه و خیابان در انتظارش بوده همسر خودشو در سن 50 سالگی رها کرده و رفته

    حسی که شما به این مرد داری حس دوست داشتن نیست فقط این حس هست که اونو غیر قابل دسترس می بینی و از این لحاظ برات ارزشمند شده

    هر چی بیشتر منفعلانه ادامه بدی بیشتر بازیچه خواهی شد

    به هیچ عنوان یک ریال از مهریه رو نبخش شما با اثبات همین خصوصیات شوهرت میتونی طلاقت رو هم بگیری بدون اینکه مهریه ببخشی

    می دونم جدایی خیلی سخت هست از آینده می ترسی از اینکه خانوادتو ناراحت کنی می ترسی ولی همه اینا از شرایط فعلی بهتر هست
    فعلا از پیشش برو و کاملا براش غیر قابل دسترس بشو و فکر می کنم الان دیگه باید با خانوادت مشورت کنی پنهان کاری در این موارد فقط باعث تجدید این اتفاقها میشه

    لطفا منفعل نباش
    پرواز کن آنگونه که می خواهی
    وگرنه پروازت می دهند آنگونه که می خواهند

  3. کاربر روبرو از پست مفید فکور تشکرکرده است .

    anisa (چهارشنبه 18 فروردین 95)

  4. #103
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 18 بهمن 95 [ 04:00]
    تاریخ عضویت
    1394-1-06
    نوشته ها
    142
    امتیاز
    2,999
    سطح
    33
    Points: 2,999, Level: 33
    Level completed: 66%, Points required for next Level: 51
    Overall activity: 7.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    101

    تشکرشده 183 در 100 پست

    Rep Power
    35
    Array
    واقعا موندم چطور میتونی این همه حقارت رو تحمل کنی.
    نمیدونم چرا اینجور وقتا ، یک درصد حتی یک درصد این احتمال رو نمیدین که اینا همه خواست خداست ، تا خدا نخواد یه برگ هم از درخت نمیفته ، چرا متوجه نیستی که خدا داره با این کارا ، راه رو بهت نشون میده ، یادم نمیاد چند سالته ولی چرا فکر میکنی که دنیا تموم شد وفقط همین یکی رو تو زندگی دوس داری ، جالب اینجاست که خودش علنا میگه دوستت نداره.
    چرا فکر نمیکنی که اگه جدا بشی ، در آینده کسی پیدا بشه که تورو واقعا به خاطر خودت بخواد ، یه زندگی آروم و عاشقانه کنارش داشته باشی ، نه کسی که تو صورتت نگاه میکنه و میگه نمیخوامت

  5. کاربر روبرو از پست مفید maral569 تشکرکرده است .

    anisa (چهارشنبه 18 فروردین 95)

  6. #104
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 28 آبان 97 [ 09:43]
    تاریخ عضویت
    1393-1-31
    نوشته ها
    537
    امتیاز
    8,891
    سطح
    63
    Points: 8,891, Level: 63
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 159
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    1,224

    تشکرشده 1,090 در 430 پست

    Rep Power
    87
    Array
    دختر جون چقد دست و پا میزنی
    البته حق میدم بهت
    تو تاپیک قبلیتم نوشتم

    میشه بدونم علتی که باهاش ازدواج کردی چی بوده ؟ چه نکات مثبتی داشت ؟
    از قیافش خوشت اومده بود ؟

    هزار تا حرف دارم بهت بزنم ولی حس میکنم گوش نمیدی به حرفا ... همش دنبال دلتی
    همیشه لبخند بزن......
    برآمدگی گونه هایت توان آن را دارد که امید را باز گرداند....
    گاهی قوسی کوچک میتواند معماری یک سازه را عوض کند..


  7. #105
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 20 آبان 96 [ 23:36]
    تاریخ عضویت
    1394-5-30
    نوشته ها
    179
    امتیاز
    4,001
    سطح
    40
    Points: 4,001, Level: 40
    Level completed: 26%, Points required for next Level: 149
    Overall activity: 9.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    33

    تشکرشده 208 در 97 پست

    Rep Power
    38
    Array
    در تایید حرفای گل گندم باید بگم که الان بعد از گذشت چندین ماه از دوران دعوا و حدود سه ماه از جدایی محضری حس رهایی دارم احساس میکنم همه ی اون اتفاقا یه خواب بوده
    و مطمئن هستم اگر صدبار هم به گذشته برگردم ما باز از هم جدا میشدیم چون به درد هم نمیخوردیم.
    من از جداییم خوشحال نیستم ولی آرامشی که از دست داده بودم تو دوران متاهلی الان دوباره برگشته.
    همه ی این روزا تموم میشه و به خودت میخندی که انقدر خودتو اذیت کردی.
    البته من مهریمو نگرفتم و توافقی جدا شدم بعد جدایی چندتا مورد ازدواج پیش اومد که یکیشون جدی شد و تو تاپیک اخرم توضیح دادم.
    آدم مناسبی واسه ازدواج نبود ولی در ظاهر بسیار باشخصیت جلوه میکرد اما جالبه که بدونی به من گفت دوران عقد شما طولانی بوده و رابطه احساسیت با نامزدت بیشتر و من رو این مورد حساسم و مورد دیگه اینکه گفت مهریتو گرفتی و من گفتم نه توافقی جدا شدم و جالبه که این حرف من یه حسی تو طرف مقابل ایجاد کرد که انگار تقصیر من بوده این جدایی که مهریمو نتونستم بگیرم و این مورد رو دوران طلاق هم اطرافیان بهم گفتن که وقتی مهریه نگیری خودت میری زیر سوال ولی من راضیم که توافقی جدا شدم و حس این آقا یا حرف بقیه هم برام اهمیت نداره. من بدون کشمکش همه چیو تموم کردم. حالا اگه بیفتی دنبال مهریه این خودش استرس زا هست. بازم تصمیم با خودته. من هواستم شرایط کلی بعد از جدایی رو برات توضیح بدم که کمک کنه خودت بهترین تصمیم رو بگیری.

  8. 2 کاربر از پست مفید زانکو تشکرکرده اند .

    آرامش خیال (پنجشنبه 19 فروردین 95), بارن (چهارشنبه 18 فروردین 95)

  9. #106
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 30 مهر 95 [ 14:32]
    تاریخ عضویت
    1394-10-28
    نوشته ها
    32
    امتیاز
    1,179
    سطح
    18
    Points: 1,179, Level: 18
    Level completed: 79%, Points required for next Level: 21
    Overall activity: 9.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 19 در 10 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام
    مرسی از راهنمایی همه
    راست میگین
    من همش پی دلم رفتم و بی نهایت تا درجه آخر خورد شدم...شخصیتم...غرورم...ظرافت دخترونم...
    امروز برگشتیم
    در جواب دوستی ک گفتن چرا بله گفتی
    چون خانواده بسیار خوب و مورد تایید پدرمادرم داشتن
    چون خودش بم ابراز علاقه میکرد
    چکن چندیدن بار اومدن
    چون خانوادم قبولش داشتن و چون خودم بش علاقه پیدا کردم
    این آدم تا تونست منو له کرد
    حتی یذره فکر نمیکنه من چ بلایی سرم بیاد با حرفایی ک میزنه
    نمیگه دختره دلش میشکن

    حالا هم میگه برو ب خانوادت بگو
    گفتم دیگه بسه اطاعت از تو!!! گفتم همونطور ک اومدی خواستگاری خودتم میای میگی ک میخایم جدا بشیم
    چرا همه مسولیتها رو دوش من باشه
    واقعا مهرش از دلم رفت
    چون به چشم دیدم ک نمیخادم...که واسم ارزش قائل نیست
    الان فقط عادت بش دارم و از تنهایی میترسم...
    میدونم میگذره
    ولی من ازش نمیگذرم ک منو بازیچه کرد
    پیدونم خانوادم نمیذارن مهریه بگیرم....میگن ارزش تو به پول نیست...
    هنوز ب خانواده نگفتم... دلم میلرزه ک بگم... مادرم دق میکنه.... اصلا فکرشو نمیکنن...
    ولی بهر حال دیگه تصمیمم جداییه..حتی اگه اون بخاد...
    خندم میگیره چقد زودباور بودم ک اومد گفت دوستت دارم و من چ خالصانه پذیرفتم و بی دریغ محبت....!
    از خودم متنفرم ک انقد حقیر شدم ..ک انقد احساسات ب خرج دادم
    اما نمیخاستم بعدا بگم کاش تلاش کرده بودم....
    بیخیال
    حالا واقعا مهریمو بگیرم؟
    اگه طلاق توافقی باشه مهریمو میدن؟
    چقدر این طلاق دورش طول میکشه؟
    ترم آخرم هستم و انقد درسم خوب بود اما این ترم نمیتونم برم امتحان بدم..اتگیزه ندارم...

  10. 2 کاربر از پست مفید دختر بدشانس تشکرکرده اند .

    آرامش خیال (پنجشنبه 19 فروردین 95), بارن (چهارشنبه 18 فروردین 95)

  11. #107
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 آذر 96 [ 09:06]
    تاریخ عضویت
    1395-1-15
    نوشته ها
    136
    امتیاز
    3,315
    سطح
    35
    Points: 3,315, Level: 35
    Level completed: 77%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 225 در 72 پست

    Rep Power
    35
    Array
    سلام دوست عزیزم خیلی متاسفم

    اول برای خودم که این همه عذاب میکشم که همسرم بهم علاقه نداره و تلاشم بی نتیجه بوده چون حتی دلیلشم واضح بهم نمیگه دوم برای شما که همسرتون باهاتون اینکارو کرده

    کاشکی اینقدر وجدان داشتن مردونگی داشتند که میفهمیدند ما هم ادمیم احساس داریم

    چرا اینقدر وجدانها خوابند کجا رفته اون همه مردونگی و غیرت کجا رفت شرف و ابروداری
    کجاست انسانیت
    چرا ؟؟

    شما ها که معیارتون علاقه تون رو نمیدونید چرا دختر مردم رو بدبخت میکنید این انصافه
    همه ارزوهامون مثل دود رفت اسمون و ناپید شد

  12. #108
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 16 تیر 95 [ 00:51]
    تاریخ عضویت
    1394-11-08
    نوشته ها
    53
    امتیاز
    935
    سطح
    16
    Points: 935, Level: 16
    Level completed: 35%, Points required for next Level: 65
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class500 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    19

    تشکرشده 65 در 39 پست

    Rep Power
    0
    Array
    تصمیم درستی گرفتی خانومی… یادت باشه جریت و جسارتت رو حفظ کنی جوری که تو اونو دور انداختی نه برعکس… تنها چیزی که حقته و قانونا میتونی ادعا کنی مهریته… من باشم برا چزوندنشم که شده میگیرمش… البته یکی از آشناهامون این مورد براش پیش اومد و مهریشو بخشید چون میگفت اگه مهریه بخوام طلاقم طول میکشه ولی توافقی جدا شدن و چند ماه بعد یه ازدواج موفق داشت در صورتی که اگر مهریه میخواست یکی دوسال طول میکشید و از آیندش عقب میموند و مورداش رو از دست میداد… سبک و سنگین کن و خوب فکر کن … ببین چه تصمیمی برا ایندت مفیدتره… همون کارو بکن … در پناه حق

  13. #109
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 02 بهمن 99 [ 08:27]
    تاریخ عضویت
    1394-10-28
    نوشته ها
    145
    امتیاز
    8,981
    سطح
    63
    Points: 8,981, Level: 63
    Level completed: 77%, Points required for next Level: 69
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    474

    تشکرشده 304 در 105 پست

    Rep Power
    40
    Array
    سلام
    چرا به خودتون میگید بدشانس؟!
    چرا فکر نمیکنید که خییییلی خوش شانسید که توی دوران عقد و قبل از رفتن سر زندگی،متوجه این مسائل شدید.
    این آقا اگه به ظاهر شما میلی نداره و دوستون نداره نشونه ایرادی در شما نیست.اعتماد بنفستون رو حفظ کنید و نزارید کسی که حتی نمیتونه پای تعهد ازدواجش بایسته ناراحتتون کنه.
    خداروشکر کنید که همچین آدم ضعیفی دوستتون نداره.قوی باشید،شما همه تلاشتون رو کردید
    .من دوست ندارم کسی رو تشویق به جدایی کنم. ولی رابطه شما با این آقا هیچ آرامشی برای شما نداره.
    نگران حرف مردم نباشید.آرامش و خوشبختی شما از همه چیز مهمتره.
    یک مدت که بگذره هم خودتون فراموش میکنید هم اطرافیان.
    ما خانوما با فکر کردن زیاد به مشکلاتمون و پر و بال دادن به اون خیلی خودمون رو آزار میدیم،لطفا برای خودتون ارزش قائل باشید.شما لیاقت مردی رو دارید که عاشقتون باشه و براتون ارزش قائل باشه.

    با موندن با این آقا فرصت یه زندگی خوب رو از خودتون میگیرید.
    از خدا براتون طلب صبر و آرامش دارم

  14. 2 کاربر از پست مفید آرامش خیال تشکرکرده اند .

    amf66 (پنجشنبه 19 فروردین 95), آنیتا123 (پنجشنبه 19 فروردین 95)

  15. #110
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 30 مهر 95 [ 14:32]
    تاریخ عضویت
    1394-10-28
    نوشته ها
    32
    امتیاز
    1,179
    سطح
    18
    Points: 1,179, Level: 18
    Level completed: 79%, Points required for next Level: 21
    Overall activity: 9.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 19 در 10 پست

    Rep Power
    0
    Array
    اخه الان هرچقدم بگم ک خوب شد شناختمش بازم من بدشانسم
    بالاخره با این طلاق اسم مطلقه میاد روم
    مسیر زندگیم عوض میشه
    تو خانواده طلاق خیلی بده
    نمیدونم عکس العمل خانوادم چی خوهد بود
    الان پوچم
    اصلا نمیخام کسی رو ببینم.... مات و مبهوتم....
    دوستامو میبینم غصه میخورم...ک چرا من!!!
    اصلا فکر نمیکردم ی روز طلاق بگیرم....
    هنوز تو دلم میگم شاید بشه برگشت....ولی خندم میگیرا....
    الان منتظرم تاوبیاد با خانواده صحبت کنیم...
    بنظرتون قبلش خودم زنگ بزنم ب پدر یا مادرش؟؟
    چیکار کنم
    چطور ب خانودم بگم
    ای خدا
    کاش میمردم

  16. کاربر روبرو از پست مفید دختر بدشانس تشکرکرده است .

    آرامش خیال (پنجشنبه 19 فروردین 95)


 
صفحه 11 از 12 نخستنخست ... 23456789101112 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 06:19 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.