سلام دوست عزیز
چیزی که من متوجه شدم اینه که سر منشاء مشکل شما شاید از این باشه که شما با صداقت و به صورت خاکی وارد قود شدید و طرف مقابل این صداقت و خاکی بودن شما رو به حساب عدم اعتماد به نفس میزاره و ازش سوء استفاده می کنه.
برای مثال؛ بعضی آدما شاید سالی یه بار مسافرت داخلی بیشتر نرن اما وقتی حرف از مسافرت میشه یه جوری تعریف می کنن که کسی ندونه فکر می کنه اینا سالی 12 ماه رو همشو توی سفر های خارجی هستند و برعکس بعضی ها، سالی 10 بار سفر میرن، چون چیز مهمی براشون نیست اصلاً شاید توی صحبت هاشون هم در این باره حرفی نزنن.
منظورم این بود که شما با توجه به گفته خودتون با یه خانواده در رنج مالی خودتون ازدواج کردید و چون قبلش در مورد وضعیت مالی صحبت کردید پس اون خانواده این شرایط رو پذیرفته. یعنی روزی که قبول کردند با شما ازدواج کنن می دونستند حقوق شما 900 تومان هست پس از کسی که حقوقش اینقدر هست نباید انتظار فراتر داشته باشند و اگر هم داشتند شما نباید از موضع ضعف باهاشون برخورد کنید ، چون قبلاً شرایطتون رو براشون عنوان کردید پس زندگیتون رو بر اساس داشته هاتون بچینید و یه جورایی میشه گفت قاطع باشید.
و مطمئن باشید خانواده ای که قبول کرده دخترش با شما ازدواج کنه تمام شرایط رو سنجیده و نیاز نیست شما به خاطر وضعیت مالیتون، جوری رفتار کنید که توسط همسر و ... تحقیر بشید.
پس در مرحله اول با همسرتون صحبت کنید به صورت کاملاً آرام و محترمانه بهشون گوشزد کنید که شرایط من از همون روز اول همین بوده و شما، من رو با این شرایط قبول کردید پس اگه قرار باشه رونقی در زندگیمون جاری بشه صرفاً با همراهی و حمایت شما قابل انجام هست و نه تحقیر و زین پس به هیچ وجه طوری رفتار نکنید که مورد تحقیر قرار بگیرید چون شما کاری نکردید که مستحق تحقیر باشید.
در مورد خرید وسایل هم همون طور که خودتون گفتید در یک رنج مشخص باید خرید کنید و نه لوازم با قیمت بالا.
یادتون باشه همه چیز مون باید با هم همخونی داشته باشه، منی که 900 تومان حقوق می گیرم به هیچ وجه دلیل عقلی و عرفی نداره که ماشین من پرادو باشه، من با این حقوق باید همون پراید رو سوار بشم چون از پس مخارجش بر میام، من با این حقوق پول تعویض روغن پرادو رو هم نمی تونم تامین کنم پس همه لوازم در یه رنج مشخص باید خریداری بشه.
در مورد ادامه تحصیل و کار چون قبلاً قبول کردید که با ادامه تحصیل مخالفتی ندارید الان جلوه خوبی نداره که بزنید زیرش فقط مسئله ای که هست اینه که قرار نیست زندگی به خاطر ادامه تحصیل تعطیل بشه و این موضوع رو قبل از شروع تحصیل باید با همسرتون در میون بزارید یعنی قرار نیست به خاطر تحصیل زندگی فلج بشه، چه از نظر مالی و چه از نظر کار های خونه برای مثال فصل امتحانات مشکلی نداره که آدم دو هفته غذای بد و و یا خانه کثیف رو تحمل کنه و یا خودش آستین بالا بزنه و کارهای خانه رو انجام بده اما برای 2 سال مداوم این حرکت صحیحی نیست و در مورد هزینه های تحصیلی هم با شرایط مالی شما، تحصیل در دانشگاه های بجز دولتی غیر قابل انجام هست پس با ادامه تحصیل در دانشگاه آزاد و .... موافقت نکنید ، جنگ اول به از دعوا مرافه وسط کار هست. در مورد کار می تونید شرایط مشخص کنید، اگه شرایط مناسب کار در یه محل درست حسابی بود میشه روش فکر کرد (مثلاً کارمندی و ...) اما کارهای آزاد مثل فروشندگی و ... رو می تونید بر اساس دلایل رد کنید.
در مورد بحث تحقیر و امثالهم که نوشتید به نظر من تنها راهش قاطع عمل کردن هست و نباید به هیچ وجه از موضع ضعف وارد بشید چون ورود از موضع ضعف کار رو بدتر می کنه.
شما بر اساس درآمدی که دارید برنامه ریزی کنید و حتی می تونید از همسرتون هم برای برنامه ریزی کمک بگیرید و بر اساس درآمدتون خرج کنید.








علاقه مندی ها (Bookmarks)