آی تک جان حس و حالت رو کاملا میفهمم و به نظرم خشم و عصبانیتت طبیعیه. من کاملا درکت میکنم به جز مورد حسادتی که گفتی نسبت به اون دختر داری... اینکه تو نتونستی جایگزین اون بشی خیلی طبیعیه چون اولا در مقابل ابراز احساسات اون آقا منطقی رفتار کردی و دوم اینکه اون دختر عشق اول بوده و گذاشته رفته! حتما خودت میدونی و حداقل همینجا کلی تاپیک خوندی که وقتی یه طرف رابطه میذاره میره طرف دیگه چقد دنبالشه و یهو براش عزیز میشه (کاری به بحث روانشناسیش ندارم ولی یه حقیقته).
من حس میکنم خودت هم یجورایی درگیر این معضل شدی! تا چند وقت پیش شاید یه حس تاسف و پشیمونی داشتی اما الان با حرفای دیشبش اهمیت این اقا برات خیلی خیلی بیشتر شده، حالا این اهمیت پیدا کردن شاید با عنوان و شکل و شمایل دیگه ای باشه، مثل مطمئن شدن از اینکه بازیچه شدی یا نه!
اگه چیزایی که تعریف کردی و جوابی که به این آقا دادی رو کامل نوشته باشی، از نظر من که خودم خیلی مغرورم و رو این مسائل حساسم جواب خیلی خوب و منطقی ای بهش دادی و رفتارت هم توی این مدت چیزی نبوده که حس کنی تحقیر شدی، حرکت اشتباهی هم نداشتی که بخوای خودتو به خاطرش سرزنش کنی
شاید الان این بهت کمک نکنه و نتونی اینجوری به قضیه نگاه کنی ولی واقعا باید خدا رو شکر کنی که همه چیز تموم شده و با آدمی ازدواج نکردی که مثل پسرای 18 ساله برای فراموشی یه دختر با یه دختر دیگه ارتباط برقرار میکنه! اینکه حقیقتو کامل فهمیدی هم باعث میشه خیلی راحت همه چیز رو فراموش کنی. وقتی یه رابطه ای به خاطر مسائل کوچیک تموم میشه همیشه یه شک و دودلی با آدم هست که ای کاش یکم کوتاه میومدم و نکنه اشتباه کردم و ... حتی احتمال برگشتن دوباره از طرف اون و یا حتی خودت خیلی زیاد بود، اینجوری پرونده ی این رابطه کامل بسته میشه
باز هم میگم زیاد سخت نگیر! تو بودی که رابطه رو تموم کرده بودی و جوابی هم که به این آقا دادی خیلی خوب و منطقی بود، واقعا بعضی آدما ارزش ندارن ذهنتو خیلی درگیرشون کنی








علاقه مندی ها (Bookmarks)