نقل قول نوشته اصلی توسط بالهای صداقت نمایش پست ها
سلام مهربانم ، سال نو مبارک
افرین به سعی و صبر و دوراندیشی زیبای شما
همین که اونقدر جلوی خودت رو گرفتی و صبوری کردی ...همین که اومدی اینجا و داری مشاوره می گیری ، همین که مو به مو داری با دقت مشاوره ها رو می خونی .... همه این ها نشان می دهد که شما چه بانوی موفقی هستی ، و با کمی تلاش و یادگرفتن مهارت های ارتباطی می تونی از پس این مورد هم بربیایی
خانومی ، اینکه بخواهیم همین الان شوهرت سریع با خوردن یه دارو یا شربت سریع در رفتارش تغییر حاصل بشه ، یه مقدار دور از واقعیت هست
به نظرم می بایست در بستر زمان و با حساسیت زدایی و محبت با کنترل احساساتت این مورد را با همسرت مطرح کنی تا به مرور تعدیل شود
بستر زمان: یعنی اینکه همون طور که خودت قبلا هم انجام دادی ، واکنش سریع و خصوصا توی جمع نداشته باشی که خدا را شکر این قسمت رو خوب بلدی
حساسیت زدایی: یعنی اینکه از هر 10 مورد اتفاق های اینجوری که برات می افتد به 9 تای اونها اصلا اجازه ورود به ذهنت را ندهی ... تا دیدی یه همچین اتفاقی افتاد و باعث ناراحتی ات شد ، زود ذهنت رو منحرف کن مثلا با خودت بگو درسته که دست خودم نیست و خیلی ناراحت شدم و ... ولی باشه دفعه بعد غصه می خورم بذار الان به اون موضوع که خیلی دوست دارم فکر کنم و زود شاد شوم یا مثلا تا دیدی ناراحت شدی سرگرم یه کار دیگه بشو ، به دوستی تلفن بزن ، یا با شخصی توی جمع شروع به صحبت در مورد یه مساله خوب بکن ، یا میوه ای برای همسرت پوست کن ... کلا حواست رو پرت کن
بعد می مونه اون 1 دفعه از 10 دفعه که قرار هست ناراحت شوی و به ناراحتی ات هم بها بدهی ... برو توی خلوت خودت و برای خودت حسابی دلسوزی کن ( وقتی دلسوزی می کنی ، به خودت دلداری هم بده که می دونم این شرایط گذرا هست و زود من از این حس میام بیرون ) وقتی داری غصه می خوری ممکن هست شوهرت خبردار بشه ، اگر ازت پرسید شما خیلی گله گذاری نکن که 9 دفعه سکوت کردم حالا ببین چه بر سر من گذشته و دارم از غصه آب می شوم ، بلکه خیلی با محبت و در همین حال خیلی جدی بهش بگو وقتی گاهی اوقات محبتت رو در کنارم کمتر حس می کنم ، توی دلم خیلی خالی میشه و نگران می شوم
کنترل احساسات : یعنی سعی کنی تعریف دیگری از رفتار شوهرت برای خودت ایجاد کنی ... آخه حسادت اصلا جایی در بین زندگی زناشویی نداره ... خودت هم مطمئن هستی که همسرت خیلی تورو می خواد و عاشقت هست .. خوب هم می دانی که هرچقدر برای مادر و خواهرش محبت کنه باز هم در تمام لحظه هاش این شما هستی که برایش شمار یک هستی ، پس بیا هر موقع این احساس منفور داشت وارد وجودت می شد ، به خودت یادآوری کن که من بهترین همسرم هستم هم خودم می دانم و هم خودش ... حالا چه توی جمع به من توجه عشقولانه بکنه چه نه .... معمولا زن هایی که در این موارد کنترل احساس ندارند ، بیشتر دارای کمبود محبت و توجه هستند ، بعید می دونم شما کمبود محبت داشته باشی ، اما اگر هم چند درصد کم اینچنین هست ، خودت این کمبود محبت را برای خودت جبران کن
خیلی متشکرم از اینکه تاپیک من و بی جواب نذاشتین و راهنماییم کردین،تمام سعی مو میکنم که نکاتی که گفتین رو رعایت کنم،من واقعا توی جمع خانواده شوهرم که میشینم احساس تنهایی میکنم .نمیدونم چرا.بس که تحقیر شدم توی جمع الان حتی جرأت حرف زدن توی جمع اونا رو ندارم.بس که تیکه بارم کردن و من بخاطر شوهرم سکوت کردم دیگه اعتماد بنفسمو از دست دادم جوری که اگه توی جمعشون بخوام یه جمله بگم لنکت میگیرم.به همین خاطر اصلا جمعشون رو دوست ندارم و اگر میرم فقط بخاطر همسرمه.