به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 8 از 12 نخستنخست 123456789101112 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 71 تا 80 , از مجموع 116
  1. #71
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 28 آبان 97 [ 09:43]
    تاریخ عضویت
    1393-1-31
    نوشته ها
    537
    امتیاز
    8,891
    سطح
    63
    Points: 8,891, Level: 63
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 159
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    1,224

    تشکرشده 1,090 در 430 پست

    Rep Power
    87
    Array
    الان شما چی کار کردی که حس اعتمادش از بین رفته ؟
    منظورش اینه هر کاری بکنه هیچی نگی اعتماد کنی ؟؟

    میتونم بگم کم کردن مهریه پیشنهاد واقعا بی شرمانه ای بود ...اخه الان موضوع چه ربطی به مهریه داره!!!!!
    ظاهرا دغدغه ای جز مهریه نداره
    بر فرضم تلاش کنه واسه علاقه اگه ساخته نشد چی ؟؟ 14 تا سکه بده بعد خدافظ ؟؟
    وقتی تا الان هیچ پیشرفتی تو علاقه نکرده و در واقع خودش نخواسته ازین به بعد میخواد معجزه کنه ؟؟

    میگه تو نشون بده منو دوس داری ؟؟ دیگه چی کار باید میکردی که نشون بدی ...
    وقتی میگه من خودم بودمو خودم اولین اصل ازدواج که مسئولیته ایشون نداره
    حتی مسئولیت اشتباه خودشو به عهده نمیگیره زیر گیوتین که نبود ازدواج کنه

    ببین عزیزم اصلا موضوع مهریه گرفتن نیست موضوع پیشنهاد احمقانه ایشونه !!

    قوی باشو روحیتو از دست نده ...
    شما مگه کاری کردی که بره بد بگه ؟
    بهش بگو تو اگه به این وصلت و مهریه راضی نبودی نباید قبول میکردی چرا منفعلانه برخورد کردی حالا هم باید خودت مسئولیت کارتو به عهده بگیری

    - - - Updated - - -

    حتی فکر کم کردن مهریه رو هم نکن از من میشنوی ...همه هم دارن بهت میگن ...
    راجع به خوانوادش میاد بد میگه حس دلسوزی شما رو برانگیخته کنه ؟؟
    اتفاقا بهتره این موضوع مطرح بشه تا چهره ی به ظاهر با شخصیتشو همه بشناسن ..
    ببخشید این اقا هر چقدر هم خصوصیات اخلاقی خوب داشته باشه بنظر نمیاد شوهر خوبی باشه
    همیشه لبخند بزن......
    برآمدگی گونه هایت توان آن را دارد که امید را باز گرداند....
    گاهی قوسی کوچک میتواند معماری یک سازه را عوض کند..


  2. 5 کاربر از پست مفید anisa تشکرکرده اند .

    n@f@s (سه شنبه 18 اسفند 94), گیسو کمند (سه شنبه 18 اسفند 94), پاپیون (سه شنبه 18 اسفند 94), نیکیا (سه شنبه 18 اسفند 94), بارن (شنبه 22 اسفند 94)

  3. #72
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 02 مرداد 04 [ 05:11]
    تاریخ عضویت
    1393-11-15
    نوشته ها
    823
    امتیاز
    36,526
    سطح
    100
    Points: 36,526, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 21.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,683

    تشکرشده 2,882 در 761 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    237
    Array
    حرفش اینه که خیلی بهش گیر دادم و زده شده
    بهش گفتم مگه نگفتی بهت گیر ندم ، خوب میشه ؟ گفت این حرفا همش بهونه است
    خلاصه حرفش این بود ک من نتونستم اعتمادشو جلب کنم...گفت تو اول کار تا ی مشکل پیش اوند رفتی ب خانوادم گفتی.
    گفت باید مهریه تو توافقی بکنی 14 سکه
    چرا اجازه میدی باهات بازی کنه ، حتی اگه اون بازی این باشه که اجازه بده اسم شما فقط توی شناسنامه اش بمونه ؟
    فکر میکنی تا کی بتونی توی این بازی ، نقش داشته باشی و دوام بیاری؟
    همسرت هربار یه چیزی توی هوا میپرونه و شما رو میفرسته دنبال یک سری فرضیات بی اساس و چرخوندن انگشت اشاره به سمت شما ،
    شما هم قشنگ داری همراهیش میکنی.

    دیگه میخام ب حرف دوستان باشم و دو سه ماهیی اصلا من طرفش نرم.
    ی شب ک بیرون بودیم و گفتم حرف بزنیم؟ گفت آره. گفتم خودت این زندگی ایده آلت بود؟ انقد سرد و بیروح؟ گفت نه...و بهتره جدا بشیم....
    خلاصه من کلا انرژی مثبت دادم و شعار واسه زندگی و اینکه سخت نگیر و شاد باش و ...... تهش گفتم بالاخره مسئولیت منو به عهده گرفتی... پدر مادرم منو به تو سپردن.... اونم گفت باشه ادامه میدیم...

    دیشب رفتم خونشون اصلا انگار نه انگار من اونجا بودم.... هرچی واسش میوه پوست کندم و چای بردم و ... بی فایده....حتی دستمو نمیگیره....
    کمکککککککککچیکار کنم....؟؟؟؟؟؟
    مگه شما راهکارایی که بهتون داده میشه عمل میکنید؟! چرا به دلیل اینکه بهتون توصیه شده سمت ایشون نرید ، التماس نکنید اهمیت نمیدید؟
    چقدر میخواهید خودتونو تحقیر کنید ؟

    هرکسی اگه یه بار یه سوال میپرسید و در جواب تحقیر میشنید دیگه ازون سوالها نمیپرسید ، شما دفعه بعد بازم سوالتونو با ادبیات جدیدی میپرسید و همسرتون با همون ادبیات تحقیرتون میکنه .
    اون شما رو دوست نداره ، شما هم خودتو دوست نداری؟؟

    مگه نمیگی دوست داشتنی هستی ؟ مگه نمیگی لایق بهترینهایی ؟ پس بهترینها رو بخواه ، نخواه که تحقیرت کنن چون بعدها باید جواب روح و روانت رو بدی .
    به 2روز بعدتم فکر کن . زندگی که فقط امروز نیست.

    یکم دقت کن ، یه انسان که فقط چند ماهه اومده توی زندگیت ، اعتماد به نفستو گرفته ، تو رو متهم میکنه ، به تو اجازه ی داشتن حقوقی که باید داشته باشی رو نمیده ،
    چرا ؟ اون نمیدونه یا متوجه نیست یا هرچی ، تو چرا اجازه بدی؟ ایراد از ضعف تو نیست میدونیم سخته ، ولی میتونیم بگیم ایراد از کمبود قدرتت هست. قوی باش و نذار رو دست بخوری.

    بقیه اش هم بسپار به خدا که بهترینهارو برامون میخواد.
    ای خواجه درد نیست... وگرنه طبیب هست

    ای بی خبر.. از خورشیدِ پشتِ ابر !



  4. 4 کاربر از پست مفید گیسو کمند تشکرکرده اند .

    نیکیا (سه شنبه 18 اسفند 94), نارجیس (چهارشنبه 19 اسفند 94), آرامش خیال (سه شنبه 18 اسفند 94), بارن (شنبه 22 اسفند 94)

  5. #73
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 18 بهمن 95 [ 04:00]
    تاریخ عضویت
    1394-1-06
    نوشته ها
    142
    امتیاز
    2,999
    سطح
    33
    Points: 2,999, Level: 33
    Level completed: 66%, Points required for next Level: 51
    Overall activity: 7.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    101

    تشکرشده 183 در 100 پست

    Rep Power
    35
    Array
    یه لحظه جای خودت و شوهرت رو برعکس کن.
    والا من خودمو یه لحظه گذاشتم جاش ، احساس زدگی و خستگی کردم.

  6. 3 کاربر از پست مفید maral569 تشکرکرده اند .

    anisa (چهارشنبه 19 اسفند 94), گیسو کمند (سه شنبه 18 اسفند 94), بارن (شنبه 22 اسفند 94)

  7. #74
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 15 فروردین 96 [ 14:28]
    تاریخ عضویت
    1391-10-02
    نوشته ها
    174
    امتیاز
    6,459
    سطح
    52
    Points: 6,459, Level: 52
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 91
    Overall activity: 79.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    305

    تشکرشده 406 در 145 پست

    Rep Power
    51
    Array
    اين بحث مهريه چه سر و صدايي بلند كرده. همه شروع كردن به واكنش نشون دادن.

    ببين خانوم خوشگل مهمترين هدف تو اين جريان و بازي اينه كه تو جايگاه خودت رو پيدا كني. براي خودت ارزش و احترام قائل بشي. قرار نيست شوهرت هم هرچيزي ميگه پشت سرش بگي بله چشم هرچي شما امر كني قربان! ارزش خودت رو كه شناختي يادت مياد كه تو هم به عنوان يه انسان نيازهايي داري و اتفاقا تو هم بايد يه سري چيزها رو مطالبه كني! لطفا اين جمله من رو يه جمله كليدي بدون تا حواست باشه هر كدوم از پست ها رو مي خوني جوگير نشي از اينور يا اونور بوم بيوفتي: "عشق يه جريان دو طرفه ست و هر دو طرف به يك اندازه تو به وجود اومدن و دوامش نقش دارن"
    حواست باشه خودت رو قرباني بازي عشق نكني! قدم هات شمرده باشن. اگه براي بقا قدمي برداشتي و همسرت برنداشت شما حق نداري قدم دوم رو برداري. عقب مي شيني. حالا نوبت همسرته! يه قدم تو و يكي اون. نهايتتتتتت خيلي از جان گذشته باشي دو قدم تو يه قدم اون.
    شما به اندازه كافي داري تلاشت رو مي كني ديگه هيچ نيازي نيست كه خودت رو بيشتر از اين به همسرت ثابت كني. ايشون صريحا به شما ميگه ازت خوشم نمياد بعد اونوقت باز شما بايد ثابت كني داري از عشقش مي ميري؟! چرا اونوقت؟!
    ببين شما به اندازه كافي داري براي زندگيت مايه ميذاري. همين زماني كه داري به اين ازدواج ميدي نشونه از خود گذشتگي شماست! همين خودش به اندازه كافي بايد براي همسرت نشونه عشق و علاقه باشه! وگرنه مگه عمرت و جوونيت رو از سر راه آوردي؟ متاسفانه چون الان داري از پايين به قضيه نگاه مي كني حواست به اين همه انرژي كه داري ميذاري نيست!

    در مورد مهريه هدف همسرت كاملا مشخصه. خودمون رو كه نميخوايم گول بزنيم. خودت هم خوب مي دوني پس لطفا توجيه هاي عجيب رو به تهش نچسبون. بنابراين يه جواب مي مونه "من مهرم رو بعد از ١٠- ٢٠ سال زندگي مشترك با همسرم بهش مي بخشم. زماني كه چنان براي من همراه خوبي بوده باشه كه با دل و جون بگم تمام ديني كه بهم داري حلالت باشه. براي اين ازدواج هم به اندازه كافي انرژي گذاشتم و همين زماني كه دارم بهش مي دم از علاقه م ناشي ميشه. ديگه بيشتر از اين در توان من نيست!"

  8. 7 کاربر از پست مفید setare_000 تشکرکرده اند .

    anisa (چهارشنبه 19 اسفند 94), n@f@s (چهارشنبه 19 اسفند 94), نیکیا (سه شنبه 18 اسفند 94), ZENDEGIBEHTAR (چهارشنبه 18 فروردین 95), بارن (شنبه 22 اسفند 94), سنجاقک ابی (چهارشنبه 19 اسفند 94), شیدا. (چهارشنبه 19 اسفند 94)

  9. #75
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 17 فروردین 95 [ 22:54]
    تاریخ عضویت
    1394-11-23
    نوشته ها
    14
    امتیاز
    328
    سطح
    6
    Points: 328, Level: 6
    Level completed: 56%, Points required for next Level: 22
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class250 Experience Points31 days registered
    تشکرها
    8

    تشکرشده 18 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ببین همین اول بهت بگم چون شما ازدواج کردی جواب مشکلت پیش ماچندنفر نیست بیاد با متخصص صحبت بکنی ،اینجا بچه ها فقط میتونن توصه برات داشته باشن.مشاور سایت واقعا متخصص و کارازموده هستن حتما نظرشون رو بپرس و ببین میگن بادی چه کار بکنی

    حالا حرف خودم که مجردم هستم. تا عنوانت رو خوندم گفتم حتما سنش پایینه دیدم 23 سالته .گفتم حتما شوهرش سنش بالاست دیدم اره بالای سی سال هست. ببین دوست خوبم مردای ما بخصوص اونهایی که دیر ازدواج میکنن تحمل محبت زیاد رو ندارن حتی کارشناسای امر میگن قطره قطره محبت بکنید
    بعد از ا.ن من احساس کردم شوهرت باید قبلا رابطه میداشته که خوندم دیدم نوشتی رابطه داشته و خب معلومه یه دلیل بزرگ این مشکل همینه. چیزی رو دیده و ازش خوشش اومده اما واقعا رنگ پوست میشه بهانه نخواستن؟ بعد گذشته از اون شما ااخلاقیات خودت در چه سطحه؟ چطور برات مهم نبود که شوهرت رابطه های قبل از ازدواجش چطور بوده تا چه حد بوده؟ معلومه مردی که رابطه جنسی داشته خیلی باید درموردش تامل بشه.
    بعدهم چیزی که هست خیلی از ما جنس زن از جنس مرد راحت گول میخوریم بلدن چطوری بازیمون بدن که به خواستشون برسن اخه ادمی که بخواد با تو بمونه چرا باید بگه مهریت رو ببخش اصلا چرا باید دغدغه اش باشه؟ بلدن چطوری با روحمون بازی کنن تا به خواستشون برسن.
    من نمیدونم شما باید چکار بکنی چون متخصص امر ازدواج نیستم.ولی مطوئنم نباید مهریتو ببخشی لالاق الان و توی این شرایط. اگه خواست جدا بشه بزار لااقل یه تاوان مهریه داشته باشه قلب و زوح تو که بازیچه نبوده

    حتما مشاور خوب پیدا کن و پیش هرکسی هم نرو. پرس و جو کن و یه فرد خوب پیدا کن و برو صحبت کن
    فقط اگه دیدی که این اائم به اندازه کافی برای ازدواج اماده نیست یا مناسبت نیست واقعا ناراحت نشو خودتو نابود نکن فقط درس بگیر
    شما هم ظاهرا مثل من سیاست های زنانه بلد نیستی. وگرنه ادم دیدم با کمترین زیبایی ظاهری و هیکل تخت . نمیدونم با رفتارش با پسرا چطور جادوشون میگرد.خیلیا میخواستنش. شوهر کرد از خودش جوون تر و خیلی م خوش قیافه. واقعا ظاهر همه چیز نیست به نظر من که 30 درصد هم اهمیت نداره.
    با این چیزایی که اینجا میبینم واقعا دارم از ازدواج کردن به کل منصرف میشم. این موضوعات،چیزایی که از مردا بیرون میبینم و جریاناتی که برای خودم یش میاد. یه زمان دلم میخواست شوهر بالای سی سال و با اختلاف سنی ده سال داشته باشم. حالا میفهمم چقدر ساده بودم. مرد بالای سی و چند سال دیگه مرد ازدواج نیست. چه دنیای بدی داریم.


    حتما یا اینجا مشاوره بگیر یا برو مشاور ازدواج خوب .

  10. #76
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 09 مرداد 95 [ 14:09]
    تاریخ عضویت
    1394-3-31
    نوشته ها
    288
    امتیاز
    5,658
    سطح
    48
    Points: 5,658, Level: 48
    Level completed: 54%, Points required for next Level: 92
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    502

    تشکرشده 446 در 203 پست

    Rep Power
    62
    Array
    سلام عزیزم ... واقعا تعجب میکنم .. چطور این آقا اینقدرررر روک گفته بهت علاقه ای ندارم و شما عکس العمل درست برای نشون دادن عزت نفس خودت انجام ندادی...

    به نظرم حتی اگه قبل از گفتن این حرف توسط شوهرت ذره ای علاقه بهت داشته با این رفتار تو اونو به صفر رسوندی...
    م
    هم ترین چیزی که یه یه مردو جذب زن میکنه ترس از دست دادن و داشتن عزت نفس و اعتماد به نفس اون خانمه...

    پیشنهاد الان من بهت اینه:
    یه مدت باهاش خوب باش.. خوب به این معنا نیست که همش سمتش بری و ... سیاست های زنانه رو یاد بگیر و به مدت یکی دو هفته اونا رو اجرا کن... اگه دیدی تغییری حاصل نشد یه روز بهش بگو میخوام باهات صحبت کنم.

    بگو من نمیتونم باهات زندگی کنم.. با وجودی علاقه ای که در ایتدا بهت داشتم ولی دیگه نمیتونم باهات ادامه بدم... میدونم دلیلشو خودت بهتر از من میدونی... برات ارزوی بهترینها رو میکنم.. خدانگهداااااااااااااااااا اااار.

    قبل از اینکه اون پیشنهاد بده حتمااا خودت پیش قدم شو ... این حرفها که دوستش دارم و ...رو هم بذار برای یکی که واقعا از تع دل دوست داشته باشه....

    و حرف آخر: احساسات رو بذار کنار و منطقی باش... فراموش نکن که تو یه زن هستی که نیاز به محبت و عاطفه از طرف شوهرش داره...

  11. کاربر روبرو از پست مفید نارجیس تشکرکرده است .

    بارن (شنبه 22 اسفند 94)

  12. #77
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 20 مهر 95 [ 15:57]
    تاریخ عضویت
    1394-12-24
    نوشته ها
    30
    امتیاز
    697
    سطح
    13
    Points: 697, Level: 13
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 3
    Overall activity: 15.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 10 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام دختر بدشانس، چه اسم منفی انتخاب کردین، من کل تاپیکتونو خوندم، الان در چه حالی هستید؟؟به کجا رسیدین؟ بشخصه امیدوارم مشکلتون حل شده باشه و دل شوهرتون با شما صاف و یکی. خیلی سخته همسران همدیگرو نخوان ،چه مرد زن رو نخواد ووچه زن مرد رو، میفهمم چقدر. سخته، امیدوارم هرچه زودتر حالتون با هم خوب بشه، خانم طفا ما رو از وضعیتتون مطلع کنید.

  13. #78
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 30 مهر 95 [ 14:32]
    تاریخ عضویت
    1394-10-28
    نوشته ها
    32
    امتیاز
    1,179
    سطح
    18
    Points: 1,179, Level: 18
    Level completed: 79%, Points required for next Level: 21
    Overall activity: 9.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 19 در 10 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام دوستان...سال نو همگی مبارک...اتفاقا چندروز بود همش دلم پرمیزد بیام اینجا بگم چی شد..اما وقت نشد....تا اونجا در جریان بودین که بهم گفت مهریتو ببخش تا خوب شم....من دیگه واقعا بریدم و دیدم این مرد زندگیم نمیشه... تو همون روزا ینی حدود یکی دوروز بعد ازنکه گفت مهرتو ببخش ی روز زنگ زد و باهم حرف زدیم...من از قبلش فکرامو کرده بودم...دیدم نمیتونم تا آخر عمر باش باشم که هرروز بگه نمیخاستمت و....خلاصه زنگ زد و من گفتم باشه شنبه بریم مهرمو تمام و کمال میبخشم ولی بعدشم توافقی طلاق ...و این کارو میکنم که فکر نکنی بخاطر مهریه قضیه رو کشدار میکنم...گفتم دیگه نمیتونم و نمیخام که زنت باشم ...همه حرفامو زدم و قسم خوردم ک اول مهرمو میبخشم بعدم طلاق...گفتم مشخصه نقشت چیه و بهتر ک خودم برم...گفتم اگهوقراره بخاطر چندتا سکه منو بخای همون بهتر که نخای....خلاصه شوکه شده بود...گفت ینی چی و.... منم گفتم امشب ب خانوادم میگم...شنبه میبینمت واسه بخشش مهریه ....تلفن رو قطع کردم..ااون روز خونه تنها بودم خیلی حالم بد بود...میدونستم تمومه وا واقعا دیگه خودم نمیخاستم....داشتم داد میزدم و گریه میکردم دیدم صدای زنگ خونه میاد... درو باز کردم شوهرم پشت در بود ....اومد تو و گفت غلط کردم...نرو !!!!مونده بودم توش ک الان چی شده دقیقا...اومد تو خونه و گفت که من میخام تو رو داشته باشم تو زندگیم باشی...اصلا نمیدونم ااون لحظه ها رو چطوری بگم... من دیگه قطع امید کرده بودم...اومد و گفت که من نمیخام از دستت بدم و ببخش و بیا از نو شروع کنیم...منم دیگه اصلا یادم رفته بود که گریه میکردم...نمیخاستم به اون زودیا باش خوب شم اما دست خودم نبود...خلاصه تا آخر شب کلی حرف زدیم و برنامه ریختیم واسه آینده...گفت هرچی اتفاق بوده فراموش کن...از اون روزم دیگه اصلا سرد ننیست... خیلی خوب و سر به راه شده...اتگار شوکی که بهش دادم کارساز بوده...نمیتونم بگم کاااااملا پرفکت شده اما دیگه دلگرم شده به زندگی و ساختن...خودش برنامه ی مسافرت ریخت و همه چیز.... از اون لحاظم که گفتم میلی نداره خیلی بهتر شده و خود شمیگه ما نیاز به زمان داشتیم ....خودم چندروزه تو فکرم که مهرمو ببخشم تا بفهمه خودشو میخام... آخه تو حرفاش میگفت واقعا میخاسم ببینم منو میخای یا از این دخترای بازاری هسی....فعلا که خوبیم... و مشکلی نیست... ممنونم از راهنماییه همه دوستام....حالا بهتره رفتارم چطور باشه؟ مهرمو چیکار کنم؟

  14. #79
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 24 اسفند 95 [ 21:15]
    تاریخ عضویت
    1394-1-20
    نوشته ها
    19
    امتیاز
    1,667
    سطح
    23
    Points: 1,667, Level: 23
    Level completed: 67%, Points required for next Level: 33
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    2

    تشکرشده 26 در 11 پست

    Rep Power
    0
    Array
    وای خیلی برات خوشحال شدم.ببین پس تو خودت مشکلی نداشتی به نظر من توجه زیاد باعث زدگی طرف مقابل می شه.سعی کن خیلی بهش توجه نکنی منظورم محبت زیاده.اصلا هم احساساتی عمل نکن و مهرت و نبخش بعدا پشیمون میشی.من مردای زیادی رو دیدم که جنبه محبت زیاد وندارن.ان شالله که زندگیت پایدار باشه

  15. 2 کاربر از پست مفید Marjan.15663 تشکرکرده اند .

    نیکیا (سه شنبه 10 فروردین 95), شیدا. (دوشنبه 09 فروردین 95)

  16. #80
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط دختر بدشانس نمایش پست ها
    سلام دوستان...سال نو همگی مبارک...

    خودم چندروزه تو فکرم که مهرمو ببخشم تا بفهمه خودشو میخام... آخه تو حرفاش میگفت واقعا میخاسم ببینم منو میخای یا از این دخترای بازاری هسی....فعلا که خوبیم... و مشکلی نیست... ممنونم از راهنماییه همه دوستام....حالا بهتره رفتارم چطور باشه؟ مهرمو چیکار کنم؟

    سلام

    سال نوی شما هم مبارک. خوشحالم که سال نو را با شادی شروع کردی

    نعععععععع
    نمی خواد ببخشی
    اصلا راجع بهش حرف نزن
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا

  17. 2 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    نیکیا (سه شنبه 10 فروردین 95), صبا_2009 (دوشنبه 09 فروردین 95)


 
صفحه 8 از 12 نخستنخست 123456789101112 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 10:32 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.