سلام
گفتید مادرشون بهتون گفتن شما خصوصیاتی دارید که دخترشون نمیتونه تحمل کنه.به نظر شما بهونه الکی آوردن؟
من وقتی خودمو رو شرایط دختر خانوم تصور میکنم خیلی زودتر از اینها رابطه رو تموم میکردم.بلاتکلیفی بدترین وضعیت برای یه دختره.شما هر دو 25 سال دارید.تو جامعه ما دختر تو 25 سالگی با پسر 25 ساله تفاوت هایی داره.معمولا دخترا بهتره تا 25 سالگی ازدواج کنن وگرنه خیلی موقعیت های خوب ازدواج رو از دست میدن.ولی پسرا بعد از 25 سالگی تازه وارد سن ازدواج میشن و تا حتی 35 سالگی موقعیت های خیلی خوب دارن.
تو دوران دانشجویی خودم یادمه دختر پسرایی بودن 20-21 ساله.دانشجویی که سربازی نرفته،شغل ثابتی نداره، خونه و ماشین هم مسلما نداره.ولی با همکلاسیاشون ازدواج میکردن.(دوران نامزدی یا عقد رو طی میکردن)خیلی از این موارد دیدم.باهم درس خوندن و پسرا بعدا کار پیدا کردن و رفتن سر خونه زندگیشون.با دیدن همچین پسرایی ما دخترا میگفتیم آفرین به اون پسر!عرضه داشت ،تونست با همین وضعیت ازدواج کنه، و حتما به دختر خانوم خیلییی علاقه داشته که شرایطتش رو درک کرده و نزاشته دختر خانوم بلاتکلیف و در دوران دوستی باقی بمونه.ولی پسرایی هم بودن که با دخترای همکلاسیشون تا سالها دوست میموندن که تو کل دانشگاه شناخته میشدن.از نظر ما دخترایی که از بیرون شاهد همچین مسائلی بودیم اینجور دخترا عمر و زندگیشون رو هدر میدادن پای پسری که حتی انقدر مسئولیت پذیر نیست که این مسئله رو بصورت رسمی دنبال کنه .بیشتر چیزی شبیه سوء استفاده بود تا عشق و عاشقی.6 سال یعنی دوران 19 تا 25 سالگی که اوج دوران دیده شدن و خاستگاری از دخترهاست توسط شما و صدالبته اشتباه دخترخانوم هدر رفته!دقیقا هدر رفته!!احساسات و وقت و انرژی و فرصت ها هدر رفته.اتفاقا اگر دختر خانوم الان به خاطر کسی دیگه این رابطه رو تموم کرده باشه باز هم کار عاقلانه ای کرده.
الان دختر خانوم نتیجه گرفته شما نمیتونی حامی ایشون باشی.و ممکنه در بقیه موارد زندگیتون هم از قبول مسئولیت خودداری کنید.از بین بردن این ذهنیت دختر خانوم کار ساده ای نیست.اگر همچنان میخواهید این خانوم همسر آیندتون باشه باید جبران گذشته کنید.هرطور شده مادرتون با مادرش تماس بگیره.خودتون نه!یا حتی پدرتون با پدرش صحبت کنن.








علاقه مندی ها (Bookmarks)