منظورم ب انزوا رفتن و دوری از اجتماعه... یعنی میشه قید ارتباط با دیگران(از نوع صمیمی) رو زد؟خودت باشی و خودت... فقط بعد فردی
نه دیگه پیشش نرفتم... گفت که از خونوادت نشات میگیره... افسردگیت در نتیجه ی همین ارتباط اجتماعی ضعیفته
خودمو زدم ب فاز بی خیالی ولی باز نشد... دیگه اذیت نمیشدم ولی باز احساس حماقت میکردم
آره همیشه ی خدا اینجورم
بعد دوره 20روزه باید میرفتم که نرفتم بدبختانه... ی جورایی ناامید شده بودم
ببینید من خیلی دوس دارم همین امسال بتونم ی درصدی رو جور کنم و پزشکی شهرخودمونو قبول شم... یعنی خیلی دوس دارم
ولی درگیر این چیزای مسخره شدم... دوس دارم فقط به فکر خودم باشم و همین









علاقه مندی ها (Bookmarks)