به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 20
  1. #11
    Banned
    آخرین بازدید
    جمعه 21 اسفند 94 [ 11:57]
    تاریخ عضویت
    1394-12-20
    نوشته ها
    4
    امتیاز
    74
    سطح
    1
    Points: 74, Level: 1
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 26
    Overall activity: 22.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    7

    تشکرشده 3 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array
    من نازنین را کاملا درک میکنم با پست اولش اشک تو چشمام جمع شده بود چون از ته قلبم فهمیدمش مدیر و شماها نفستون از جای گرم بلند میسه یه مشت حرفهای کلیشه ای تحویل آدم میدید بدون درک کردن مراجع!

  2. کاربر روبرو از پست مفید دختر بدبخت تشکرکرده است .

    نازنین2010 (جمعه 21 اسفند 94)

  3. #12
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    دیروز [ 20:02]
    تاریخ عضویت
    1386-6-25
    نوشته ها
    9,627
    امتیاز
    326,372
    سطح
    100
    Points: 326,372, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    7
    تشکرها
    23,886

    تشکرشده 37,361 در 7,159 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط دختر بدبخت نمایش پست ها
    من نازنین را کاملا درک میکنم با پست اولش اشک تو چشمام جمع شده بود چون از ته قلبم فهمیدمش مدیر و شماها نفستون از جای گرم بلند میشه یه مشت حرفهای کلیشه ای تحویل آدم میدید بدون درک کردن مراجع!
    سلام
    واقعیت اینست که من چون نفسم از جای گرم بلند میشه و حرفهای کلیشه ای را به کار می گیرم شدم پسر خوشبخت.
    اما اگر به جای اینکه نفسم از جای گرم بلند بشود، به صورت سرد باشم و حرفهای کلیشه ای را تحویل نگیرم من هم می شوم پسر بدبخت.

    در واقع دختر بدبخت بودن به خاطر همین طرز فکر بودن هست. برای دختر خوش بخت بودن لازم نیست دنیا را عوض کنیم و همه آدمها را خوب کنیم تا احساس خوشبختی کنیم.
    بلکه باید ابتدا افکار و احساس و روش خود را اصلاح کنیم.
    بله اینها کلیشه ای هست.
    کلیشه یعنی چی:
    یعنی یک الگوی صحیح
    یک چارچوب درست
    یک روش مناسبی که در طی قرنها افراد خوشبخت از همین روشها خوشبخت بوده اند.

    حالا وقتی این چارچوب های عقلانی و منطقی و احساسی را با یک برچسب کلیشه ای دور می ریزیم. چه چیزی برایمان می ماند، تنها یک مشت احساس بزرگ شده که ما را خفه می کنند.

    من (پسر خوشبخت) از (دختر بدبخت )،
    مشکلاتم کمتر نیست،
    فشارهایم کمتر نیست،
    احساساتم کمتر آسیب ندیده،
    رنجهایم کمتر نیست،
    محیطم مناسبتر نیست،
    اطرافیانم همه بیست نیستند
    بلکه با همین کلیشه ها (مقالات، مطالب و روشهای صحیح و عمل به آنها )یادگرفته ام که چگونه در همین دنیا، و با همین آدمها و با همین مشکلات کنار بیایم.
    به جای اینکه روز و شب در ذهنم و در زبانم و در احساسم به آنها غر بزنم و از بدی های دیگران غول بسازم. سعی کردم روی مشکلات و بدیهای دیگران تمرکز نکنم. و با بخشهای مثبت و خوب آنها و برجسته کردن آنها روابط بهتری داشته باشم.

    لذا ساده و صمیمانه و خودمونی می گویم:

    نصحیت خوب هست.
    حرفهای کلیشه ای کمک کننده هست.
    تذکرهای تکراری معجزه می کند.
    حرفهای قشنگ قشنگ هم اگر با تفکر همراه باشد به فکرهای قشنگ قشنگ تبدیل می شود و با سعی و برنامه ریزی به روشهای قشنگ قشنگ مبدل می شود و در نهایت به هدفهای قشنگ قشنگ ما را می رساند.


    به هر حال من رمز خوشبختی خودم را رایگان به شما گفتم و دعوت می کنم شما هم تمرین کنید و از این کوچه گذر کنید.

    اگر کسانی هم احساس بد و بدبختی می کنند ؛ هم طرز فکر و روش خود و احساسات خود را که منجر به احساس بدبختی شده است، با بقیه در جریان بگذارند تا هم دیگران از این مسیرها عبور نکنند و هم خودتون برگردید .





    ------------
    پاورقی :
    نازنین 2010 ببخشید، اگر این پست مرتبط با مشکل شما نبود، این حاشیه را نمی زدم.
    اما به نوعی پاسخ من به دختر بدبخت عمومیت دارد و برای همه کمک کننده هست.

    غلام همت آنم که زیر چرخ کبـــود
    زهرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است

    http://www.hamdardi.com
    دسترسی سریع به همدردی و مدیر همدردی با عضویت در کانال همدردی در ایتا

  4. 12 کاربر از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده اند .

    ammin (جمعه 21 اسفند 94), Aram_577 (یکشنبه 23 اسفند 94), Quality (شنبه 22 اسفند 94), نارجیس (دوشنبه 24 اسفند 94), نازنین2010 (جمعه 21 اسفند 94), هلیاجون (پنجشنبه 20 اسفند 94), مهرآیین (پنجشنبه 20 اسفند 94), بی نهایت (پنجشنبه 20 اسفند 94), دختر بدبخت (جمعه 21 اسفند 94), ستاره زیبا (پنجشنبه 20 اسفند 94), شادی ظهوریان (پنجشنبه 20 اسفند 94), عشق آفرین (پنجشنبه 18 خرداد 96)

  5. #13
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    دیروز [ 20:02]
    تاریخ عضویت
    1386-6-25
    نوشته ها
    9,627
    امتیاز
    326,372
    سطح
    100
    Points: 326,372, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    7
    تشکرها
    23,886

    تشکرشده 37,361 در 7,159 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط عدالت؟ نمایش پست ها
    اقای مدیر منم جواب بدم؟؟؟
    اره؟
    میدم!
    علاقه دارم جواب بدم!
    آیا نباید درد دل میکرد؟؟؟
    نباید از بقیه توقع داشت؟
    مشکلش خیلی همه گیره نیاز نبود واسش تاپیک بزنه؟
    یه سرچ میکرد تو مقالات جوابش رو میگرفت؟
    دلش واسه اتفاقات کوچیک و سطح پایین میگیره؟
    مسایل کوچیک تو چشمش بزرگن؟
    اگه اینا نبودن بگین بیشتر فکر کنم..باشه؟!

    با سلام
    پاسخهایتان پرت نیست و مرتبط هست.
    اما بنده نکته خاصی مد نظرم هست.

    اجازه بدهید نازنین 2010 پاسخ بدهد.
    ما تمایل داریم مراجع منفعل نباشد و ذهنش در جهت صحیح به تکاپو بیفتد.
    جوابهای آماده دیگران این برگ برنده مراجع را از او می گیرد.


    غلام همت آنم که زیر چرخ کبـــود
    زهرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است

    http://www.hamdardi.com
    دسترسی سریع به همدردی و مدیر همدردی با عضویت در کانال همدردی در ایتا

  6. 2 کاربر از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده اند .

    Aram_577 (یکشنبه 23 اسفند 94), نازنین2010 (جمعه 21 اسفند 94)

  7. #14
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 01 فروردین 98 [ 02:42]
    تاریخ عضویت
    1391-9-10
    نوشته ها
    485
    امتیاز
    9,513
    سطح
    65
    Points: 9,513, Level: 65
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 137
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,478

    تشکرشده 1,276 در 407 پست

    Rep Power
    75
    Array
    نازنین عزیز
    حسی که از رفتار مادرت بهت دست داد رو با همه ی وجودم درک میکنم
    من متوجه منظور مدیر همدردی هستم و امیدوارم تو هم با تفکر و بدون شتابزدگی جوابشونو بدی و ایشون تاپیکتونو هدایت کنن تا مشکل اصلی که براش تاپیک زدی یعنی تنهایی رو حل کنی

    اما من از آقای مدیر و سایر دوستان میخوام که روابط یه دختر با مادر و نیازش به اون رو با بقیه ی روابط اجتماعی یکسان ندونن
    یعنی اگه نازنین به جای مادرش خونه ی دوستش یا خواهرش میرفت و همچین برخوردی باهاش میشد همینقدر بهش فشار میومد که از یادآوریش هم با صدای بلند گریه کنه؟
    من خودم تاپیکی از مشکلاتم با مادرم داشتم و اونجا هم گفتم که بین دوستام یک ادم شاد و شوخم و کاملا منو یک دختر باجنبه میدونن و باهام شوخی میکنن اما از انتقادهای مادرم بقدری بهم میریزم که عملا تو خونه یک دختر منزوی و پرخاشگرم
    خودم واقعا درک نمیکنم که چرا میتونم خیلی راحت دیگرانو تحمل کنم یا اگه نیاز باشه از زندگیم حذفشون کنم اما اینقدر در مقابل مادرم ضعیفم و هنوز دنبال جلب توجه و محبتشم...
    این نیاز قطعا تو ذات ماست

    چند روز پیش برادرزاده ی پنج سالم خونمون بود که مادرم واقعا بهش علاقه داره. در مقابل همه ی شیطنتا و حتی بی ادبیاش مادرم به حدی خونسرد بود که تو کل زندگیم همچین برخوردی رو ازش به یاد ندارم. همون لحظه من یک سوال پرسیدم که جوابش اره یا نه بود و مادرم عملا تو جمع به من توپید!! و من متاسفانه نتونستم خودمو کنترل کنم
    حسی که اون لحظه داشتم رو نه اون جمع میفهمید نه مدیر همدردی و نه هیچ روانشناسی تو دنیا! من اون لحظه به نظر یه دختر عقده ای بودم که به یه بچه ی پنج ساله حسادت میکنه اما میدونم نازنین منو درک میکنه چون حسش کرده! چون منم الان حتی با یادآوریش دارم گریه میکنم...
    یادم نمیاد تا حالا تو این سایت یه تاپیک انقد منو احساساتی کرده باشه... امیدوارم با راهنمایی دوستان به نتیجه ی خوبی برسی

  8. 2 کاربر از پست مفید sara 65 تشکرکرده اند .

    نازنین2010 (جمعه 21 اسفند 94), دختر بدبخت (جمعه 21 اسفند 94)

  9. #15
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 24 آذر 00 [ 21:47]
    تاریخ عضویت
    1391-2-29
    نوشته ها
    421
    امتیاز
    12,188
    سطح
    72
    Points: 12,188, Level: 72
    Level completed: 35%, Points required for next Level: 262
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    662

    تشکرشده 635 در 275 پست

    Rep Power
    70
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی نمایش پست ها

    با سلام
    با دقت به این تفکر و استدلالت می توانی به سادگی علت تنهایی ات را کشف کنید.
    خواهشمندم به عنوان یک تکلیف :
    مجددا تاپیکت را تا اینجا بررسی کن و بعد بگو در این خط شما چه چیزی نهفته هست که ریشه مشکل تنهایی شما را نشان می دهد؟!
    باتوجه به این یک خط نوشته شما، چه رفتار و استدلال و روشی در شما موجب تنهایی اتان می شود!
    سلام
    خیلی خوشحال شدم که به این تاپیک سر زدید

    من واقعا خیلی فکر کردم نظرات دوستان را دوباره خوندم و زندگی خودم را مرور کردم
    نتیجه ای که گرفتم این بود

    توقع ام را از اطرافیانم پایین بیارم

    مادرم را همین طوری بپذیرم و قبول کنم

    بپذیرم که شوهرم یه مرد چشم پاک وفادار و پولدار هست امکانات مادی خوبی می تونه بررای من و بچه هام ایجاد کنه هیچ خلاف اخلاقی نداره ولی از لحاظ عاطفی نمی تونه منو ساپورت کنه ایشون از روش حمایت مالی عشقشون را ابراز می کنند و من باید اینو بپذیرم و توقع نوع دیگه ای از ابراز محبت از طرف ایشون نداشته باشم

    خودم فکر می کنم دلیل اینکه به این نتیجه رسیدم اینه که دیروز که روز قشنگی داشتم
    رفتم ارایشگاه یه گفتگوی صمیمانه با ارایشگرم داشتم (ارایشگرم یه زن با انرزی مثبت زیاده )
    از یه مغازه یه کرم خریده بودم به هر دلیلی باز نکردم و دیروز رفتم این کرم را پس دادمو پولمو کامل گرفتم رفتار مغازه دار خیلی خوب بود از مغازه که امدم حس کردم که چقدر حالم خوبه

    الان که دارم می نویسم واقعا حالم خوبه
    مادرم و مادر شوهرم را دوست دارم
    از شوهرم شکایتی ندارم
    اما می دونم که این توانایی را ندارم که منطقی بودنم را حفظ کنم
    و با یه فشار کوچک دوباره حالم خراب میشه
    خدایا کمکم کن تا ایمان، نام و نان برایم نیاورد

  10. 2 کاربر از پست مفید نازنین2010 تشکرکرده اند .

    دختر بدبخت (جمعه 21 اسفند 94), ستاره زیبا (یکشنبه 23 اسفند 94)

  11. #16
    Banned
    آخرین بازدید
    دوشنبه 04 دی 02 [ 13:45]
    تاریخ عضویت
    1394-2-15
    نوشته ها
    1,099
    امتیاز
    18,366
    سطح
    86
    Points: 18,366, Level: 86
    Level completed: 4%, Points required for next Level: 484
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteranOverdrive10000 Experience Points
    تشکرها
    269

    تشکرشده 1,106 در 598 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نازنین خانوم به نظر من شما دنبال یک دوست صمیمی و قابل اعتماد هستید
    در هر زندگی مشکلاتی وجود دارد ولی وقتی بتوانید با یک مشاور یا یک دوست صحبت صمیمانه داشته باشید هیجانات منفی شما کاهش پیدا میکند
    و می تونید خیلی منطقی تر به زندگیتون نگاه کنید
    هیجانات منفی مثل خشم حس تنهایی و از این قبیل است
    این خوبه که شوهر شما جنین محسناتی دارند و باید به شما تبریک گفت

    پس بهتر دنبال یک دوست خوب که حتی در این سایت یا به صورت حضوری یک روانشناس صمیمی پیدا کنید.

  12. کاربر روبرو از پست مفید خادم رضا تشکرکرده است .

    نازنین2010 (شنبه 22 اسفند 94)

  13. #17
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array
    با سلام

    هر قدر ما بتوانیم خود را از دورن غنی کنیم و از دهندگی خود لذت ببریم و شادمان باشیم و توقع مدار نباشیم کمتر آسیب می بینیم و برعکس مرهم آسیب دیده ها هم خواهیم شد ..... طوری می شود که اگر محبتی ببینی گویی هدیه ای فوق العاده دریافت کرده ای قدر دان و سپاسگزار خواهی بود ... این در حالیست که وقتی توقع داشته باشی و نشود شکسته میشوی و اگر بشود عادی است و حس خاصی نمی دهد چون توقعش را داشته ای ...

    شما نیازهایت را درست و زنانه و آنگونه که همسرت را به عنوان یک مرد در جایگاه یک تکیه گاه قابل و مطمئن می نشاند را به وی اعلام کن و بخواه اما اگر نشد یا نتوانست اگر دروناً غنی باشی درمانده نمیشوی .... حتی ممکنه گله مندیت را هم ابراز کنی اما چون از موضع ضعیفی و درماندگی و منطق نیست بلکه از موضع عاطفی و نیازمندیت به وی و زنانگی ات خواهد بود نه آزار دهنده خواهد بود و نه برای خودت یاس آور بلکه همینکه گله و انتظار و نیازت و کوتاهی او را به اینگونه بیان کرده ای و به دنبالش منتظر نیستی ..... لذت هم خواهی برد و لذت میل به تکیه گاه شدن و پناه بودن .... را به همسرت خواهی چشاند ... اینها همه مهارت می خواهد که می توانی کسب کنی

    اینگونه هم غنی هستی ، هم تکیه می کنی به همسرت ، هم حتی در آغوش و پناه خود او و حمایت ها و امنیت بخشی هایش آنگونه که او هم نیاز دارد یار و مددکارش خواهی بود


    پس مدتی به خودت بپرداز و ضعفهایت و توقع مداریت و خلاء هایت ...... و از دهندگیت البته دهندگی زنانه و تحت ولایت همسرت نه مردانه و مستقل لذت ببر و اثراتش را ببین ....


    تا عامل نباشی نخواهی چشید





  14. 6 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    ammin (یکشنبه 23 اسفند 94), Aram_577 (یکشنبه 23 اسفند 94), Hadi99g (یکشنبه 23 اسفند 94), Quality (شنبه 22 اسفند 94), نازنین2010 (شنبه 22 اسفند 94), شادی ظهوریان (شنبه 22 اسفند 94)

  15. #18
    Banned
    آخرین بازدید
    دوشنبه 04 دی 02 [ 13:45]
    تاریخ عضویت
    1394-2-15
    نوشته ها
    1,099
    امتیاز
    18,366
    سطح
    86
    Points: 18,366, Level: 86
    Level completed: 4%, Points required for next Level: 484
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteranOverdrive10000 Experience Points
    تشکرها
    269

    تشکرشده 1,106 در 598 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام خانوم فرشته مهربان
    به نظر شما حالا یک نفر انقدر غنی نبود که بتواند هضم کند و این رو بالا بیاورد انوقت کسی نباشد که بالا اوردنشان هم ببیند و تسلا ببخشد چقدر برای یک گل سخت خواهد بود.
    آیا همه این قابلیت را درند که انقدر غنی بشوند که خودشون به خودشون تسلا ببخشند ؟
    اگر اینگونه بود که انقدر طلاق زیاد نمیشد

    ولی خیییییییییییییییییلی خوب میشد اگر همه انقدر محکم توی زندگی میشدند ولی اگر از طبیعت الگریتم بگیریم صخره اینگونه است نه یک گل که با هر نوازش بادی
    به یک سو میرود

  16. کاربر روبرو از پست مفید خادم رضا تشکرکرده است .

    نازنین2010 (یکشنبه 23 اسفند 94)

  17. #19
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array
    با سلام

    باید مواظب سفسطه ها و عقلانی سازیها باشیم ..... همه این توانایی را دارند که غنی شوند منتها آگاهی و مهارت ندارند و این هم قابل کسب است .... مهمتر اینکه ما اینجا و در این تاپیک با روند مشاوره ای روی سخنمان با یک مراجع هست به نام نازنین و داریم ایشان را راهنمایی می کنیم .... بحث کلیات و بحثهای اجتماعی و فلسفی برای تبادل نظر که نداریم لذا جناب امید سئوال شما و .... جنبه ایجاد حاشیه را دارد و مشاوره ای نبوده و کمکی به مراجع نمی کند ....


    آیت گل برای هر زنی لطافت و ظرافت و زیبایی هست و عطر و بوی عاطفه که زن با آنها می تواند خانواده را به آرامش بخواند و استقامت و غنای درونی را از پدیده های دیگر می توان آیت گرفت .... و نازنین می تواند بهره گیرد و درسها را به کار بگیرد

    در هر صورت نازنین عزیز لطفاً پست قبلی مرا با دقت بخوان و تاپیک را به سوی روند عملیاتی هدایت کن تا راهکارهای عملیاتی برای این غنی شدن و زن به معنای عمیق شدن را دریافت داری


    موفق باشی





  18. 4 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    ammin (یکشنبه 23 اسفند 94), Aram_577 (یکشنبه 23 اسفند 94), Hadi99g (یکشنبه 23 اسفند 94), نازنین2010 (یکشنبه 23 اسفند 94)

  19. #20
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 24 آذر 00 [ 21:47]
    تاریخ عضویت
    1391-2-29
    نوشته ها
    421
    امتیاز
    12,188
    سطح
    72
    Points: 12,188, Level: 72
    Level completed: 35%, Points required for next Level: 262
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    662

    تشکرشده 635 در 275 پست

    Rep Power
    70
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط فرشته مهربان نمایش پست ها
    با سلام

    هر قدر ما بتوانیم خود را از دورن غنی کنیم و از دهندگی خود لذت ببریم و شادمان باشیم و توقع مدار نباشیم کمتر آسیب می بینیم و برعکس مرهم آسیب دیده ها هم خواهیم شد ..... طوری می شود که اگر محبتی ببینی گویی هدیه ای فوق العاده دریافت کرده ای قدر دان و سپاسگزار خواهی بود ... این در حالیست که وقتی توقع داشته باشی و نشود شکسته میشوی و اگر بشود عادی است و حس خاصی نمی دهد چون توقعش را داشته ای ...

    شما نیازهایت را درست و زنانه و آنگونه که همسرت را به عنوان یک مرد در جایگاه یک تکیه گاه قابل و مطمئن می نشاند را به وی اعلام کن و بخواه اما اگر نشد یا نتوانست اگر دروناً غنی باشی درمانده نمیشوی .... حتی ممکنه گله مندیت را هم ابراز کنی اما چون از موضع ضعیفی و درماندگی و منطق نیست بلکه از موضع عاطفی و نیازمندیت به وی و زنانگی ات خواهد بود نه آزار دهنده خواهد بود و نه برای خودت یاس آور بلکه همینکه گله و انتظار و نیازت و کوتاهی او را به اینگونه بیان کرده ای و به دنبالش منتظر نیستی ..... لذت هم خواهی برد و لذت میل به تکیه گاه شدن و پناه بودن .... را به همسرت خواهی چشاند ... اینها همه مهارت می خواهد که می توانی کسب کنی

    اینگونه هم غنی هستی ،دهم تکیه می کنی به همسرت هم حتی در آغوش و پناه خود او و حمایت ها و امنیت بخشی هایش آنگونه که او هم نیاز دارد یار و مددکارش خواهی بود

    پس مدتی به خودت بپرداز و ضعفهایت و توقع مداریت و خلاء هایت ...... و از دهندگیت البته دهندگی زنانه و تحت ولایت همسرت نه مردانه و مستقل لذت ببر و اثراتش را ببین ....


    تا عامل نباشی نخواهی چشید
    سلام
    تشکر میکنم از همه دوستان خوبم که تشریف اوردن به تاپیک من
    من نمی دانم و با چه روشی نیازهایم را به شوهرم بگم
    شخصیت شوهرم طوری هست که اصلا شنونده خوبی نیست (( برعکس گوینده خوبی هست )) یعنی اگه یه یه موضوع بهش بدی تا یه ساعت می تونه حرف بزنه ولی این طاقت را نداره که 3 دقیقه به حرف کسی گوش کنه

    من از شوهرم و خانوادم توقع زیادی ندارم فقط می خوام که منو دوست داشته باشن بهم توجه کنند بهم محبت کنند
    رفتار شوهرم کلا طلبکارانه هست ازم تشکر نمی کنه ازم تعریف نمی کنه اگه مریض شم خودم تنها باید برم دکتر یه بار نمونه برداری داشتم ازش خواستم که باهام بیاد بهم گفت کار دارم با مامانت برو .من مشکلی با تنها رفتن نداشتم ترس هم نداشتم فقط دوست داشتم براش مهم باشم
    اگه سرم را بزارم رو شونه شوهرم شوهرم منو نوازش نمی کنه نازمو نمیکشه فکر میکنه من به رابطه نیاز دارم

    حالا من نمی دونم این نیازمو به شوهرم بگم (نیاز به محبت نیاز به توجه دلم می خواد برا خانوادم مهم باشم )
    شما هم فرمودید که نیاز زنانه ام را به شوهرم بگم اما واقعا نمی دونم چه طوری با چه کلماتی بگم

    تصمیم دارم رفت و امدم را به خانه مادرم کمتر کنم (الان هفته ای یه بار میرم )

    تمام دیروز را خونه بیکار بودم سعی کردم زیاد کار نکنم یه نهار اسان پختم سعی کردم فقط از روزم لذت ببرم چون میدونم وقتی از لحاظ بدنی خسته باشم تحملم کم میشه و از لحاظ روحی کم میارم


    در ضمن اقای مدیر همدردی
    سوالی از منم پرسیدید و گفتید به عنوان یه تکلیف برام هست
    من به اون سوال جواب دادم (توقعم را کم کنم )ایا جوابم درسته ؟من منظر تایید یا رد پاسخم از طرف شما هستم
    خدایا کمکم کن تا ایمان، نام و نان برایم نیاورد

  20. کاربر روبرو از پست مفید نازنین2010 تشکرکرده است .

    Hadi99g (یکشنبه 23 اسفند 94)


 
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: دوشنبه 04 اردیبهشت 96, 00:33
  2. درخواست راهنمایی در خصوصی شدت بالای حساسیت بین فردیی (راه حل پرسشنامه کمالگرایی هیل)
    توسط آقای ام در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: پنجشنبه 13 خرداد 95, 19:05
  3. برای گرفتم تصمیم نهایی برای جدایی دور شدن کوتاه مدت مفید است یا مضر؟
    توسط فرخ رو در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: چهارشنبه 21 خرداد 93, 22:39
  4. تنهایی - 24 سالمه، نمی خواهم با کسی دوست بشم، تنهایی اذیتم می کنه
    توسط sara19 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 30
    آخرين نوشته: پنجشنبه 23 آذر 91, 01:10

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:47 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.