این سوال بسیاری است که متاسفانه به دلیل دید احساسی جامعه ما بدون جواب مانده است. یکی از بزرگترین مشکلاتی که افراد در یک جامعه بشری با آن روبروهستند دیدن معضلات و مشکلات از سمت و سوی خودشان و عدم توجه به سایر اجزا آن مشکل است. افراد مشکلاتی را می بینید که برای آنها مشکل است!!! و عملا این حس خودخواهی را به دنبال می کشند.اگر یک مشکل را یک جعبه سیاه بدانیم این جعبه وجوه مختلفی دارد و در درون خود نیزبا نکات فراوانی همراه هست. این نه هرزگی است!! در حالت کلی که یک مرد همسر دوم اختیار کند و نه می توان بر آن اسم بی وفایی او را گذاشت. شاید عمدتا به این صورت باشد ولی شما در هر مورد با توجه به مشخصات آن مورد بحث می کنید. بسیاری از مردان نیاز به تداوم نسل را مهمترین عامل جلو برنده خود در زندگی می دانند. (همان طور که نیاز به در کانون عاطفه قرار گرفتن یک زن) بنابراین راهکاری برای این مردان که به نوعی همسر آنها قابلیت بارداری را ندارد پیدا کرد. یک راهکار ازدواج مجدد با کسب اجازه از همسر اول است. بسیارند زنانی نیز که به دلایلی چون کاهش رغبت پسران به ازدواج(نمی توان این موضوع را انکار کرد) و یا برهم خوردن زن و مرد در سن ازدواج با وجود نیازهایی که به آنها اشاره شد مجبور به سرکوب تمامی نیازها در درون خود می شوند و یا خدای ناکرده به راه مشکل دار می افتند. ازدواج با کسب اجازه از همسر اول یک راهکار برای این موضوع می تواند باشد.








علاقه مندی ها (Bookmarks)