سلام
شما اگه همینطور ادامه بدید دیگه کسی براتون پست نمیذاره مگه افرادی که از اول در جریان تاپیکتون نبودن ،
اصلا کاری ندارید چه توصیه ای بهتون میشه ،سعی نمیکنید مفهوم پستها رو بفهمید فقط از اولی که تاپیک زدید میآیید از احساسات و حرفای خودتون میگید و میرید!
اگر در مورد تیپ هیجانی مطالعه کنی ، این بی قراری و بی ثباتی ات رو متوجه میشی دلیلش چیه.
دقت کن ! هر پستی که میذاری یه خط در میون یا میگی اشتباهتو قبول داری و حیفه رابطه اتون یا میگی تو انقدی اشتباه نداشتی و همسرت مقصره و دیگه نمیخواهیش.
میگی چرا همسرت به این زودی ازت دست کشید !!
المیرا خانوم ایشون که کوک نیستن ، غرور دارن شخصیت و احساسات دارن ، دیگه باید چیکار میکردن که شما سعیشون رو ببینید؟!
به پدرتون مراجعه میکردن که بهشون گفتن اگه نزدیک دخترم شی میکشمت و آبروشون پیش پدرتون رفته بود؟ به برادرتون که ده بار زنگ زده جواب ندادن رفته سراغ باجناقش و...
به خودت هم صدبار گفته بوده که میای خونمون اخم نکن.
به هرحال این شرایط یه فرصته برای عمیق تر کردن روابط حتی بیشتر از قبل و خاتمه اشتباهات گذشته . میتونی هم با ندانم کاری تبدیلش کنی به شرایطی بحرانی تر و یا مهیا کردنه شرایط دوریه خودت و همسرت به لحاظ عاطفی .
ببینیم چهطور مهره های مشخصه این بازی رو میچینی . مرتب میذاری کنار هم و سرجاشون یا درهم برهمش میکنی و پیچیده تر و سخت تر.









علاقه مندی ها (Bookmarks)