سلام به همه دوستاننوشته اصلی توسط هور اسا
به نظر من گاهي نه هوسراني مردان و نه كوتاهي زنان هيچكدام دليل تعدد زوجات نيست بلكه نياز زني ديگر به عنوان يك انسان كه به دلايلي مجرد مانده به داشتن يك همراه عاطفي و يا همراهي براي برآوردن غرايز جنسي و حتي كمي بيشتر نياز به داشتن يك خانواده و ميل به مادر شدن باعث بحث تعدد زوجات ميشه . موضوع را با يك سوال روشن تر طرح ميكنم و دلم ميخواد دوستان بدون تعصب و با كمي تامل به آن پاسخ بدهند .
تا اينجاي بحث همه يه جورايي كلا آقايان و نيازهاي آنان را سرمنشاء تعدد زوجات دانسته اند اما اگر اين واقعيت را بپذيريم كه در يك برهه زماني در جامعه ما توازن و نسبت بين زنان و مردان براي ازدواج به هم خورد ( سالهاي دهه 50 تا اواسط 60 ) و اگر فرض كنيم 100 زن داشتيم به ازاء آن 70 مرد وجود داشته به طور طبيعي از ميان اين 100 زن 30 نفر از آنها امكان انتخاب شدن نداشتند و بالطبع مجرد ماندند . قطعا اين 30 نفر هم مثل آن 70 زن خوش شانس ديگر كه امكان يافتن همسر را پيدا كردند، داراي نيازهاي عاطفي - جنسي - ميل به داشتن خانواده - ميل به داشتن فرزند را دارند .
حالا سوال من اين است:
اين دسته از زنان كه به دلايل ناخواسته مجرد مانده اند بايد با اين نيازهاي طبيعي خود چكار كنند ؟ آيا بايد همه آنها را سركوب كنند ؟ اگر قرار باشد كه اين نيازها را برطرف كنند به كدام سو بروند به سمت جوانان مجرد كم سن و سال و يا به سمت مردان متاهل ؟
منتظر جوابهاي شما عزيزان هستم









علاقه مندی ها (Bookmarks)