اين بحث مهريه چه سر و صدايي بلند كرده. همه شروع كردن به واكنش نشون دادن.
ببين خانوم خوشگل مهمترين هدف تو اين جريان و بازي اينه كه تو جايگاه خودت رو پيدا كني. براي خودت ارزش و احترام قائل بشي. قرار نيست شوهرت هم هرچيزي ميگه پشت سرش بگي بله چشم هرچي شما امر كني قربان! ارزش خودت رو كه شناختي يادت مياد كه تو هم به عنوان يه انسان نيازهايي داري و اتفاقا تو هم بايد يه سري چيزها رو مطالبه كني! لطفا اين جمله من رو يه جمله كليدي بدون تا حواست باشه هر كدوم از پست ها رو مي خوني جوگير نشي از اينور يا اونور بوم بيوفتي: "عشق يه جريان دو طرفه ست و هر دو طرف به يك اندازه تو به وجود اومدن و دوامش نقش دارن"
حواست باشه خودت رو قرباني بازي عشق نكني! قدم هات شمرده باشن. اگه براي بقا قدمي برداشتي و همسرت برنداشت شما حق نداري قدم دوم رو برداري. عقب مي شيني. حالا نوبت همسرته! يه قدم تو و يكي اون. نهايتتتتتت خيلي از جان گذشته باشي دو قدم تو يه قدم اون.
شما به اندازه كافي داري تلاشت رو مي كني ديگه هيچ نيازي نيست كه خودت رو بيشتر از اين به همسرت ثابت كني. ايشون صريحا به شما ميگه ازت خوشم نمياد بعد اونوقت باز شما بايد ثابت كني داري از عشقش مي ميري؟! چرا اونوقت؟!
ببين شما به اندازه كافي داري براي زندگيت مايه ميذاري. همين زماني كه داري به اين ازدواج ميدي نشونه از خود گذشتگي شماست! همين خودش به اندازه كافي بايد براي همسرت نشونه عشق و علاقه باشه! وگرنه مگه عمرت و جوونيت رو از سر راه آوردي؟ متاسفانه چون الان داري از پايين به قضيه نگاه مي كني حواست به اين همه انرژي كه داري ميذاري نيست!
در مورد مهريه هدف همسرت كاملا مشخصه. خودمون رو كه نميخوايم گول بزنيم. خودت هم خوب مي دوني پس لطفا توجيه هاي عجيب رو به تهش نچسبون. بنابراين يه جواب مي مونه "من مهرم رو بعد از ١٠- ٢٠ سال زندگي مشترك با همسرم بهش مي بخشم. زماني كه چنان براي من همراه خوبي بوده باشه كه با دل و جون بگم تمام ديني كه بهم داري حلالت باشه. براي اين ازدواج هم به اندازه كافي انرژي گذاشتم و همين زماني كه دارم بهش مي دم از علاقه م ناشي ميشه. ديگه بيشتر از اين در توان من نيست!"








علاقه مندی ها (Bookmarks)