از خوندن اين پستت چنان متاثر شدم كه واقعا نتونستم چيزي برات ننويسم. دلم مي خواست دم دستم بودي و به زور مي نشوندمت جلوم و داد مي زدم بس كن ديگه!
خيلي خوب درك مي كنم كه آسيب ديدي ولي لطفا اينو از من بپذير كه به عنوان يه فرد آسيب ديده داري اشتباه رفتار مي كني. الان نه تنها به زندگيت كمكي نمي كني كه داري خودت رو هم نابود مي كني! الان رابطه شما اين طوري شده كه تو مثل يه مار به دور گردن همسرت حلقه زدي و هرچي اون بيشتر ميگه نمي خوام، تو اين حلقه رو تنگتر مي كني و نه تنها داري به جسم و روان خودت فشار مياري كه داري همسرت رو براي خلاصي راغب تر مي كني!!
برات نوشتم لطفا، خواهشا، التماسا راجع به اينده ازدواجتون صحبتي نكن!! ولي شما فقط به همسرت گفتي بايد با من بموني و بسوزي و بسازي!!!
ببين تو بايد با اقتدار بيشتري صحبت كني و طوري حرف بزني كه ارزش و جايگاهت معلوم باشه! مي دونم الان اقتدارت زير سوال رفته و اعتماد به نفست كم شده. تو نياز به زمان داري. جاي اينكه تا اخر فروردين زمان بدي تا رو اعصاب جفتتون بري، زمان بده تا انرژيت بهت برگرده و بشي همون دختر شاد سابق! خودت رو فارغ از همسرت دوست داشته باش. عيد رو حسابي خوش بگذرون و ترجيحا بدون همسر! بذار انرژي ها برگردن و پر از موج مثبت بشي. دفعه ديگه به جاي اون جمله هاي عجيب غريب بالا، به همسرت بگو " فكر نكن كه داشتن يه زندگي بدون عشق همون چيزي بوده كه من مي خواستم (يعني تو هم مهمي تو رابطه!) و من هم قصد ندارم خودم رو بهت تحميل كنم (قانوني كه گفتم چسبيدن به همسر ممنوع!) ولي يه خواهشي ازت دارم و اون هم اينكه به قداست اون خطبه اي كه بينمون خونده شده و به احترام خونواده هامون، كمي به اين ازدواج زمان بده. و اجازه بده چند ماهي رو كنار هم مثل يه زن و شوهر واقعي بگذرونيم و بعد از اون اگه از كنار هم بودن شاد نبوديم، حتما جدايي برامون بهترين راه حله"
توصيه مي كنم حتي تك تك اين كلمه ها رو حفظ كني و هييييييييچ جمله اضافه تري هم به زبون نياري. صحبت هرچي كوتاه تر تاثيرش هم بيشتر! الكي شاخ و برگ نذار روش. فقط اين زمان رو يه تايم مشخص بذار كه فكر مي كنم ٦ ماه عالي باشه. بعدش كمي از همسرت فاصله ميگيري تا زمان داشته باشي خودت رو پيدا كني و بعد از اينكه روحياتت برگشت، شروع كن به سياست نشون دادن! ديگه تو اين فرجه مي توني خودت رو نشون بدي و چنان دختر جذابي باشي كه همه ارزوش رو داشته باشن!! يادت باشه كه دختر جذاب به هيچ عنوان اويزون نيست بلكه دست نيافتنيه!! رفتارت بايد طوري باشه كه همسرت دلش براي روزهاي كنارت بودن تنگ بشه تا نخواد ازت جدا بشه. اگه تو تمام مسير رو درست رفتي و باز ساز همسرت همون بود بله ديگه رسيدين به در جدايي و شايد هيچ وقت علتش رو نفهمي ولي حسنش براي تو اينه كه مثل شمع يك عمر نميسوزي!
اگه هم كه باز همچنان مي خواي راه خودت رو بري، لطفا همين فردا برو طلاق بگير تا از ايني كه هستي نابودتر نشدي! لااقل يه تتمه اي ازت بمونه! شايد بعدا خواستي زندگي كني! و البته به ما هم خبر بده كه ديگه برات پست نذاريم ....








علاقه مندی ها (Bookmarks)