من تازه عد کردم 3 تا جاری دارم یکیشون تو واحد روبه رو واحدی که ما میخوایم بریم زندگی کنیم
وقتی میاد میگه حق نداری فلان و فلان کار رو کنی.منم فقط نگاش میکنم و لبخند میزنم .البته این لبخند چند معنی داره
خودش فکر میکنه مسخرش میکنم چون قیافش یه جوری میشه ، مادر شوهرم فکر میکنه من سادم و فکر میکنم جاریم داره باهام شوخی میکنه که من لبخند میزنم
البته تجربه شخصیم : شوهرم که میبینه داره بهم امر و نهی میکنه و من فقط لبخند میزنم میگه تو هم جوابشو بده منم میگم نه این ذاتش خوبه فقط (کارایی رو که کرده میگم) بعدش میگم آدم کامل که وجود نداره اینم نقص اینه
در کل عزیزم بی تفاوت باش نسبت بهش همه چی به نفع تو میشه![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)