آقای کامران ممنون از نظرتون
جا داره که من چند نکته رو اینجا روشن کنم
اول اینکه من وقتی این تاپیک رو زدم که رابطه رو تموم کرده بودم تا راجع بهش تصمیم نهایی رو بگیرم. گفتم که از رابطه ای که توش هستم احساس نگرانی میکنم و ... یک عده ای از دوستان کارمو تایید کردن و بعضی هم نکردن و من جواب همه رو با آرامش دادم نمیدونم چرا جواب من به خانوم مهرآیین رو جبهه گیری تلقی کردین؟؟ ایشون راجع به من قضاوت کردن که تو قصدت اینه که طرفت رو توی آب نمک بخوابونی و بعدم حرف خودم رو به خودم برگردوندن که در آستانه ی 30 سالگی هستی و من قصدم تلنگر بود و نیاز نبود جواب بدی. من این تاپیک رو ایجاد کردم و طبعا خودم تشخیص میدم جواب کسی رو بدم یا نه و هیچ جواب خاصی هم توی اون پست نبود که من ندونم و بخوام با تعصب بخونم یا جبهه گیری کنم.
دوم اینکه آقای کامران من خداروشکر هوش و حافظه ی خیلی قوی ای دارم ( بارها گفتم که اعتماد به نفس پایینی دارم و وقتی توی این زمینه از خودم تعریف میکنم یعنی چیزی نیست که به حرف دیگران دلخوش باشم) من تو تمام طول تحصیلم شاگرد اول مدرسه بودم، و همه بعد از اولین برخورد از هوش و آگاهی من تعریف کردن. به چند زبان مسلطم و توی رشته ی خودم چندین مقاله ی علمی و ... دارم. آدمی ام که توی هر جمعی یک سری اطرافم جمعن و من به راحتی میتونم با هر گروهی ارتباط برقرار کنم و ... میخوام بگم که آدمی منزوی نبودم که سرم توی درس باشه فقط و .... حالا من حدود دو سال با یک آدمی در ارتباطم و تاکید کردم که اوایل دنبال بهانه ای بودم برای جدا شدن ، یعنی توی اون دوره حتی احساسی نبود و شخصیت این آقا رو مطلوب خودم تشخیص دادم ( و بازززز هم میگم نه خوب! مطلوب خودم). اونوقت شما یه تاپیکو باز میکنین چهار خط نوشته ی مراجع راجع به یک آدم رو میخونین و بعد حکم صادر میکنین که شناختت از اون فرد صحیح نیست!!! به نظر خودتون در اینجا من باید تشخیص خودم رو ملاک قرار بدم یا شما؟؟؟
من نمیخوام راجع به رابطه ی قبلم خیلی مسئله رو باز کنم. ( به دلایل مسائل امنیتی خودم) و قبول دارم چون بدون اینکه از رضایت خانوادش مطمئن شم اول فرآیند شناخت رو طی کردم اشتباه کردم. اون مسئله بین خانواده ها مطرح شد و هر دو خانواده مخالفت کردن و تمام! اما اینکه شما نتیجه گیری کنین من همیشه مسیر زندگیمو برعکس رفتم برام خیلی سنگین و توهین آمیزه . شما میگین من قصدم کوبیدن شما نیست. مگه باید یک مراجع رو که به کمک دیگران نیاز داره با برگردوندن حرفای خودش به خودش و قضاوت کردن راجع بهش کوبید؟؟؟ مگه قصد من از تاپیک زدن چیزی غیر از تفکر راجع به رابطم بود که تازه شما میخواین منو دعوت کنین؟؟
من نظرات شما رو درباره ی ازدواج خانم ها و ... رو توی تاپیکای دیگه خوندم و تا حد زیادی باهاتون مخالفم بنابراین دلیلی نمیبینم که اینجا هم بخوام با شما بحث کنم و تاپیک خوم رو به حاشیه ببرم. راهنمایی دوستان تا حدی فکرمو منسجم کرده و من به تصمیم گیری خیلی نزدیکم
با تشکر از همگی![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)