مهر آیین عزیز
اگه واقعا دنبال تصمیم گیری برای آینده هستید، به ایشون بگید رسما برای خواستگاری اقدام کنند. اگه هم که شرایطش رو نمیپسندید دیگه فکرتون رو از ایشون بردارید.
اگه قضیه به این سادگی بود قطعا من نه خودمو اذیت میکردیم و نه ایشون و نه میومدم توی سایت تاپیک میزدم و وقت کسی رو میگرفتم! یا به ایشون میگفتم بیا خواستگاری یا میگفتم خداحافظ و میرفتم... مطمئنا راه به این سادگی اول به ذهن خودم میومد.
اما در مورد پست دومتون باید بگم که با این سن تجربه های خیلی خوبی کسب کردم که چه خوب چه بد همیشه به خاطرش از خدا تشکر کردم. به واسطه ی تحصیل و کارم انقدر آدمای زیادی اطرافم بودن و اومدن و رفتن که از هر کدومشون بتونم درس بگیرم و بالاخره بعد از این همه سال شخصیت دلخواه خودمو پیدا کنم. نمیگم شخصیت خوب ! شخصیت دلخواه و مورد علاقه ی من. ازت ممنونم اما من تاوان سنگینی برای اون رابطه دادم که تجربه ی خیلی خوبی برای من بود و من هیچوقت نیاز ندارم کسی اون رو به من یادآوری کنه :) چه بار اول که من با این آقا آشنا شدم و زود تمومش کردم و چه بار دوم که به شدت مقاومت میکردم به خاطر همون تجربه م بود برای همین طبیعیه که اولین چیزی که ازش مطمئن شدم حمایت و رضایت خانوادش بود.... در ضمن دوست عزیز اگه صرفا زمان ثبت نام توی این سایت بخواد نشون دهنده ی تجربه و رفتارهای افراد باشه اونوقت من نباید اصلا پست شما رو حساب کنم و بهتون جواب بدم....
احسان عزیز
حرفاتون منطقیه و من هم بخاطر منطقم قضیه رو تموم کردم و امیدوارم احساسم بهش غلبه نکنه... متاسفانه اصلا شرایط روحی خوبی ندارم. بهر حال ما مدت زیادی همو میشناسیم و من نمیتونم بگم قول ها و گفته هاش ارزشش برای من با بقیه ی آدمایی که نمیشناسم برابره
آقای خاله قزی
خواستم فقط ازتون تشکر کنم که خیلی بی ادعا و گاهی با جون و دل وقت میزارین و میدونم قصدتون همیشه کمک به دیگرانه هر چند از نظر فکری و اعتقادی با خیلیا متفاوت باشین. امیدوارم موفق باشین








علاقه مندی ها (Bookmarks)