به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 66

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 18 فروردین 98 [ 13:44]
    تاریخ عضویت
    1394-11-29
    نوشته ها
    62
    امتیاز
    3,392
    سطح
    36
    Points: 3,392, Level: 36
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 108
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    142

    تشکرشده 43 در 27 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دوست عزیزم miss-golegandom خیلی ممنونم پاسخم رو دادین و راهنمایی کردین. راستی ما الان یک سال و ده ماهه عقد هستیم. بالا اشتباه زدم.
    ممنونم که اشتباهاتم رو گفتین.
    از لحاظ نقطه مثبت عاطفی که میگین وقتایی که آشتی هستیم ظاهرا که خوبه. صبح و ظهر پیامک میزنیم. البته بیشتر من پیام میدم. اینکه الان میگم "ظاهرا" چون با رفتارایی که دیدم خودمم موندم که دوسم داره یا نه. ولی یک بار که من از دست مامان و خواهرش ناراحت بودم یه بار واسه من با اونا جلوی من دعوا کرد. خودش و خانوادش میگن پسرمون قبل از شما اصلا حتی جایی خواستگاری نرفته با این که خیلیا بهش پیشنهاد دادن ولی دوس نداشته و اولین جا اومدیم خونه شما. من دوست داشتن اون اول رو روی حساب شیدایی خودم و ایشون میذارم. اول از سر احساس تصمصیم گرفتیم بعد الان چشامون باز شده دیگه تا حالا چند بار بهم گفته از انتخابت پشیمونم. راستی اون فکر میکنه کسی به من چیزی یاد میده. از موقعی که پیام من به اون وکیل رو دیده مرتب بیخبر گوشیمو چک میکنه. حتی پیام من به بابامو مامانم.
    متاسفانه من الان دیگه دوشیزه نیستم. حالا میفهمم خیلی ساده و بچه بودم. البته اونم بچه ست.
    چون تا حالا چند بار خونه ما بودیم و دعوا شده و قهر کرده و عادت به قهر رو میبینم درش. خونه ای هم که قراره توش زندگی کنیم نزدیک خونه خواهرش و وادینش هست. احتمالش زیاده بعدا من هم شاهد قهر کردناش به خونه مامان و باباش باشم. واقعا الان ازش ترس دارم. الان هر چی که تا حالا خرج کرده و برده رستوران توی دعواها تک تک منتشو گذاشته. خرج دکتر و لباسو اینا رو خودم میدم. البته عروسی خواهرش بود هدیه و شاباش از طرف منو خودش رو شوهرم داد. حتی خیلی وقتا برای بیرون رفتن با من که خودم بخوام خرید کنم یا برم دکتر دعوا میکنه یا با منت میاد. میگه من وقت ندارم با خانوادت برو.
    عزیزم این که پرسیدی بهش اعتماد دارم باید بگم نه. اون تمام مسائل مربوط به منو زیر سوال میبره و به مامانشو خواهرش میگه عوض اینکه بیاد با من مطرح کنه تا رفع بشه. از لحاظ مالی فکر میکنم به امید حقوق من ازدواج کرده که البته چون بدم میاد از مردی که دنبال حقوق زنش باشه من حقوقم رو بهش نمیدم. البته سعی میکنم اگر هدیه بخرم با توجه به توانایی خودم بهترینو بخرم. یا گاهی به بهانه ای مهمونش کنم. ولی اون با توجه به تمکین کامل من از میگه توی دوران عقد نفقه تعلق نمیگیره. اینقدر نفهمه. خیلی ببخشید من حتی میترسم توی طلاق زیر بار مسأله دوشیزه بودنم هم نره.
    اینکه از چه لحاظ تامینم میکرد : فقط میتونم بگم وقتی خوبیم خوبه و ظاهرا محبت میکنه. ولی از رفتارش حس میکنم برام ارزشی قایل نیست. نه برای من و نه برای خانوادم. گاهی وقتام میرفتیم بیرون البته همیشه با تصمیم ایشون. ما مشهدیم. توی این مدت که تقریبا دوسال میشه ازش خواستم منو ببره حرم با این که ماشین داره ولی توی هوای بارونی یه بار پیاده و با اتوبوسو اینا رفتیم و زود هم برگشتیم. وگرنه همش خودم تنها میرم.
    اون به من میگه تو قبل حرف زدن فکر نمیکنی. عقل نداری. البته تقصیر خودمه کم صبرم وقتی از چیزی ناراحت میشم سریع همونجا باید یا زنگ بزنم بگم یا پیامک. خب بیشتر وقتا نیست نمیتونم صبر کنم تا بیاد. از کم صبری خودم بوده.

  2. کاربر روبرو از پست مفید شادی ظهوریان تشکرکرده است .

    Hadi99g (سه شنبه 04 اسفند 94)

  3. #2
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 17 شهریور 00 [ 16:19]
    تاریخ عضویت
    1394-6-10
    نوشته ها
    262
    امتیاز
    9,650
    سطح
    65
    Points: 9,650, Level: 65
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 400
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    431

    تشکرشده 376 در 164 پست

    Rep Power
    56
    Array
    عزیزم تو روابطتون خیلی خودتو ضعیف نشون دادی و میشه گفت داره از این پیگیر بودنتون سو استفاده میکنه.
    الان که باهم قهرین و صحبت نمیکنین خواهشم اینه که فعلا نه بهش زنگ بزن نه پیام بده.بذار ببین قصدش چیه
    اگه مرد زندگی باشه همه غرورشو میذاره زیر پاش و میاد دنبالت
    اگرم دیدی عین خیالش نیست و یا پینهاد طلاق داد قبول کن
    خیلی ناراحتم که این حرفو میزنم ولی ایشون مسئولیت پذیر نیستو خیلی هم بچه هست.باید خودش بخواد که تغییر کنه
    یا باید با همین خصوصیات باهاش زندگی کنی که بعید میدونم ارامش داشته باشین یا باید تغییرش بدی که این اصلا امکان پذیر نیست
    یکمی با خودت خلوت کن یا با پدرو مادرت مشورت کن و درمورد اینده تصمیم بگیر.زندگی یروز دوروز نیست
    درمورد دوشیزه نبودنتم نمیتونه بزنه زیرش
    بازم مارو در جریان بذار دوستم

  4. 2 کاربر از پست مفید ZENDEGIBEHTAR تشکرکرده اند .

    nardil (سه شنبه 12 اردیبهشت 96), شادی ظهوریان (سه شنبه 04 اسفند 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:05 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.