به نظرم شما هم دیگه خیلی به خودتون سخت میگیرید.
شاید در جریان این دو قضیه ای که گفتید این تایید نشدن (حالا چه از طرف خانواده طرف و به هر دلیلی) براتون غیرقابل هضم بوده باشه.
از این اتفاقات ناخوشایند رو که اکثر دخترها و پسرهایی که میخوان ازدواج کنند یا ازدواج کردند، تجربه کردند.
موضوع سر دو تار موی شما نیست، شاید اصلا این بهانه اون خانواده بوده
(تو پست شماره 25 در مورد بحران خوندم و خنده ام گرفت آقای محمدرضا 164 مگه بحران جذامه که شما بحران رو بهران می نویسید، خب آدم باید اقضای هر سن رو بدونه تا آمادگی بهتری برای عبور از مراحل رشد فکریش داشته باشه)








علاقه مندی ها (Bookmarks)