به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 5 از 5 نخستنخست 12345
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 47 , از مجموع 47
  1. #41
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 01 آذر 95 [ 22:28]
    تاریخ عضویت
    1394-10-22
    نوشته ها
    23
    امتیاز
    367
    سطح
    7
    Points: 367, Level: 7
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 33
    Overall activity: 6.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 7 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام شیدای عزیز
    باور کن من اصلا دوس ندارم طلاق بگیرم چون از بعدش میترسم هم شوهرمو دوس دارم
    ولی واقعا رفتاراش کلافم میکنه
    نمیدونم راه حل درست چیه و باید چطوری بااین خانواده کنار بیام
    آخه تا این حد وابستگی اون به خانوادش منو دچار خفگی میکنه
    مثلا امروز عکس پروفایلشو عوض کرده و ی چیزی درباره مادر گذاشته
    بااینکه تو این دوسال هیییچ وقت نشده همچین کاری رو واسه من انجام بده
    با اینکه من اکثر اوقات عکس دوتامونو میزارم شاید این موضوع خیلی بی اهمیت باشه
    ولی امروز خیلی اعصابمو بهم ریخت آخه منم زنم دل دارم احساس دارم
    فهمیدم این وابستگی کم نمیشه
    من به هییییچ عنوان دوس ندارم اون از خانوادش جدا بشه چون آدمم و احساس دارم ولی فقط میخوام استقلال داشته باشه اولویت زندگیش صلاح من و اون باشه نه اینکه تو همه تصمیماش اول به خودش و خانوادش فکر کنه بعد به من
    همش میپرسم ازخودم که این که اینقد وابسته بود چرا ازدواج کرد
    لطفا بگین که اگه خانواده ها باهم روبرو شدن من چیکار کنم
    از انتظاراتم و ناراحتیام به خانوادش بگم یا نه
    کمکم کنین خیلی داغونم
    ویرایش توسط ترمه بانو : سه شنبه 27 بهمن 94 در ساعت 17:28

  2. #42
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 28 بهمن 94 [ 01:16]
    تاریخ عضویت
    1392-7-27
    نوشته ها
    163
    امتیاز
    2,623
    سطح
    31
    Points: 2,623, Level: 31
    Level completed: 16%, Points required for next Level: 127
    Overall activity: 8.0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    41

    تشکرشده 271 در 111 پست

    Rep Power
    31
    Array
    خب اگه اونها اول زنگ بزنن یعنی شرایط شما رو تا حدی پذیرفتن و اگه شما اول زنگ بزنید یعنی شما شرایط اونها رو پذیرفتید! بنظر من تا هنوز دختر هستید و راه بازگشت دارید، تصمیم عاقلانه ای بگیرید و الا اگه از همین الان بخواهید تسلیم خواسته هاشون بشید و بتونن به راحتی زیر قول هاشون بزنن در آینده که زندگی مشترک رو شروع کردید هم صدردصد همین رویه رو پیش میگیرن!

  3. 2 کاربر از پست مفید Aminn تشکرکرده اند .

    Hadi99g (سه شنبه 27 بهمن 94), بارن (سه شنبه 27 بهمن 94)

  4. #43
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 19 تیر 97 [ 11:34]
    تاریخ عضویت
    1394-9-25
    نوشته ها
    45
    امتیاز
    4,015
    سطح
    40
    Points: 4,015, Level: 40
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 135
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    852

    تشکرشده 48 در 28 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط ترمه بانو نمایش پست ها
    چقد سخته آدم هیییچکسو نداشته باشه و فقط داغون شدن خودشو ببینه
    خیلی سخته جلو دوست و آشنا دروغ بگی که خوشبختی
    خیلی سخته که فقط بری تو صفحه تلگرامشو فقط آنلاین بودنشو نگاه کنی تا دلت آروم بشه
    تو 23 سالگی شدم ی زن 40 ساله
    من با اين نوشته‌تون گريه‌ام گرفت،
    ي چيزي که هست شما ميگيد دوستش داريد، ولي اون آقا علی الظاهر علاقه‌اي به شما نداره! الآن اين دوست داشتن يکطرفه چه فايده‌اي داره؟

  5. #44
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 01 آذر 95 [ 22:28]
    تاریخ عضویت
    1394-10-22
    نوشته ها
    23
    امتیاز
    367
    سطح
    7
    Points: 367, Level: 7
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 33
    Overall activity: 6.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 7 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام به همه دوستان
    من دیروز و دیشب کلی با شوهرم حرف زدم و واقعا واسه خودم متاسف شدم
    کلی راه حل جلوش گذاشتم ولی با پررویی تمام میگه تو هرلحظه ی چیزی میگی
    میگم خوب دارم راه حل میزارم جلوت هرکدومو تو بگی قبول میکنم
    حتی بهش گفتم هرجا توبگی میام ولی استان شما نه
    اگرم ناراحتی استان ما هم زندگی نکنیم (این حرفو مشاور بهم زد که به شوهرت اینجوری بگو نه استان شما نه ما تا بهانه رو ازش بگیری)
    من همه چیزم خلاصه براتون تعریف کردم ولی مشاور همه چیزو خبر داره و این راه حلو جلو پام گذاشت
    ولی میگه نه شاید اینجا ی کار خوب برام پیدا شد تو بااااید بگی هرجا شوهرم گفت میرم
    دیگه دارم دیوونه میشم
    بهش میگم من نمیخوام ازت جدا شم دوستت دارم اونم میگه دوس داشتن اینجوری رو دیگه ندیدم
    میگم من که کوتاه اومدم
    اونم فقط میگه دوستت دارم و هیچ کاری انجام نمیده
    میگم عزیزم بیا هرچی تو این چل پنجاه روز بوده رو ول کنیم و فراموش کنیم میگه نه باید تکلیف این قضیه مشخص بشه
    فردا داره میره سربازی
    بابام میگه تا عید اگه خبری نشد ما میریم شهرشون ببینیم حرف حسابشون چیه
    دیروز صب زنگ زدم به مادرشوهرم تا خبرشو بگیرم یکم هم باهاش حرف زدم
    غروب که به شوهرم زنگ زدم دیدم مامانش موبه مو همه حرفامو به شوهرم گفته
    زندگیم الکی الکی داره از بین میره
    ویرایش توسط ترمه بانو : جمعه 30 بهمن 94 در ساعت 16:36

  6. #45
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط ترمه بانو نمایش پست ها
    حتی بهش گفتم هرجا توبگی میام ولی استان شما نه
    اگرم ناراحتی استان ما هم زندگی نکنیم (این حرفو مشاور بهم زد که به شوهرت اینجوری بگو نه استان شما نه ما تا بهانه رو ازش بگیری)
    من همه چیزم خلاصه براتون تعریف کردم ولی مشاور همه چیزو خبر داره و این راه حلو جلو پام گذاشت
    ولی میگه نه شاید اینجا ی کار خوب برام پیدا شد تو بااااید بگی هرجا شوهرم گفت میرم
    سلام

    1- همسرتون با توجه به وابستگی مالی به خانواده اش و کمکهای زیادی که بهش کردند، طبیعی هست که برای نشون دادن قدرشناسی هم که باشه، نخواد ترکشون کنه و از اون شهر بره.

    2- معمولا پیدا کردن کار توی شهر و منطقه ای که دوست و آشنا داری و اهل همون منطقه هستی، راحت تره.

    3- شما با راهنمایی مشاورتون، که به قول خودتون جزییات را بیشتر می دونه، به همسرتون می گید بریم یه استان سوم ( نه استان من و نه استان شما)
    اگر جزییات خاصی هست که بیان نشده و دلیل این حرف شماست، ببخشید که من اشتباه نظر می دم. اما ...

    این حرف شما برای من قابل درک نیست. شما فقط می خواهید پیروز این بحث باشید؟
    از شهر که نه، حتی استان خودت هم حاضری خارج بشی ( پس مشکلی با دوری از خانواده یا قول اولیه که همسرت شب خواستگاری داده نداری)
    ولی مشروط به این که ایشون هم از استان خودش خارج بشه !!

    بعد چی؟
    دیگه مشکلاتت حل می شه؟ دیگه قول شب خواستگاری برات مهم نیست و دیگه دور شدن از خانواده ات هم مهم نیست.

    پدرتون با این حرف و تصمیم موافقه؟
    هررررررر جا همسرت کار پیدا کنه و بخواد بره شما باهاش می ری، به جز شهر خودش؟ شهر خودش منطقه جنگیه؟ تحت کنترل داعشه؟
    آخه این چه اصراریه و چه راه حلیه که مشاور به شما داده؟

    غروب که به شوهرم زنگ زدم دیدم مامانش موبه مو همه حرفامو به شوهرم گفته
    اشکالش چیه؟

    ===============

    ترمه جان داری الکی زندگیت را خراب می کنی.

    فاصله بین شهر شما و همسرتون چقدر هست؟ رفت و آمد راحته؟
    شهر ایشون از مناطق محروم هست؟
    مشکل چیه؟
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا

  7. 3 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    Hadi99g (جمعه 30 بهمن 94), کمال (جمعه 30 بهمن 94), ستاره زیبا (شنبه 01 اسفند 94)

  8. #46
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 29 تیر 97 [ 23:45]
    تاریخ عضویت
    1394-4-09
    نوشته ها
    138
    امتیاز
    4,330
    سطح
    41
    Points: 4,330, Level: 41
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 20
    Overall activity: 9.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکرها
    77

    تشکرشده 116 در 61 پست

    Rep Power
    30
    Array
    سلام دوست عزیزبا توجه به نوشته های شما همسرتون مردیه که یه همسر مطیع میخاد یه خانمی ک فقط بگه چشم هر چی شما بگی از لحاظ اون دوست داشتن یعنی این.
    فکر این که همسر شما یه قدم کوتاه بیاد ازین طریق رو بزار کنار این روشی رو ک شما و خانوادتون در پیش گرفتین باعث نمیشه ک همسرت کوتاه بیاد در مقابل خاسته هات
    باید روش دیگه ای رو پیدا کنی عزیزم
    شوهرت فقط و فقط این جمله رو میخاد بشنوه چشم عزیزم هر چی تو بگی خب تو هم اینو بگو ولی عوضش جور دیگه با احساساتش بازی کن با سیاست و اعلام نیاز کردن اون رو به سمت خودت و خانوادت بکشی من مشاور نیستم ولی شاید این روش ج بده

  9. 2 کاربر از پست مفید masamasa تشکرکرده اند .

    ستاره زیبا (شنبه 01 اسفند 94), شیدا. (شنبه 01 اسفند 94)

  10. #47
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 01 اردیبهشت 95 [ 00:04]
    تاریخ عضویت
    1394-2-01
    نوشته ها
    128
    امتیاز
    2,990
    سطح
    33
    Points: 2,990, Level: 33
    Level completed: 60%, Points required for next Level: 60
    Overall activity: 20.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    308

    تشکرشده 219 در 87 پست

    Rep Power
    35
    Array
    به نظر من مشکل شما
    محل و شهر زندگیت نیست
    دوری از خانواده و پدر و مادرت هم نیست
    امکانات شهری هم نیست

    مشکل شما اینه که اصلا نمی خواهی شوهرت نزدیک به خانوادش باشه
    شما خانواده همسرت را به چشم یه دشمن نگاه میکنی
    در صورتی که کاملا در اشتباهی
    پدر و مادرش پشت سر پسرشون هستن و دارن مشکل مسکن و کار پسرشون را حل میکنند کهزودتر مستقل شوید

    تو این وضعی که یه عالم تحصیل کرده بیکار هست خودت می تونی یه کار خوب برا شوهرت پیدا کنی ؟ بابات می تونه یه کار خوب براش پیدا کنه ؟
    خانوادت میتوانند مشکل مسکن شما را حل کننند ؟
    خیلی خییلی داری کمک های خانواده اش را پس میزنی نمی دونم دلیلش چیه !!!بری یه شهری زندگی کنی که خانواده هاتون نباشن تنهایی اذیتت نمیکنه ؟
    نوعروسی دوست نداری خوشکل کنی بری مهمونی ؟دوست نداری برا عروسی و نامزدی و تولد دعوت شی؟ تو یه استان سوم که کسی را نداشته باشی فکر میکنی خیلی به شما خوش
    می گذره ؟!!!
    واقعا پدر شما موافقه با این حرفت ؟!!!
    شوهرت برای به دست اوردن شما خیلی جنگیده و خیلی تلاش کرده تعجب میکنم وقتی میبینم شما اصلا حاضر نیستی برای زندگی خودت هم قدمی برداری
    یعنی حاضری جدا شیو طلاق بگیری ولی شهری که خانوادش زندگی میکنند زندگی نکنی!!!!!!
    مکه مادر خودت با خانواده شوهرش تو یه شهر زندگی نکردن !!مگه نیستن نوعروسهایی که تو یه ساختمان با خانواده شوهر زندگی میکننن


    غروب که به شوهرم زنگ زدم دیدم مامانش موبه مو همه حرفامو به شوهرم گفته
    یه رازی به مادر شوهرت گفته بودی و تاکید کرده بودی کسی نفهمه ؟
    حرف های بدی زده بودی که دوست نداشتی شوهرت بفهمه ؟

    اگه شوهرت به بابات زنگ بزنه بابت نباید برا شما بگه امروز فلانی زنگ زد و چی گفت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    چرا در مقابل فامیل شوهرت این طور گارد میکیری ؟؟؟
    چرا فکر میکنی دشمن خونی تو هستن ؟
    چرا فکر میکنی دوست ندارن شما زندگی شیرینی با همسرت داششته باشی؟


  11. 3 کاربر از پست مفید کمال تشکرکرده اند .

    Hadi99g (شنبه 01 اسفند 94), ستاره زیبا (شنبه 01 اسفند 94), شیدا. (شنبه 01 اسفند 94)


 
صفحه 5 از 5 نخستنخست 12345

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. تعلل در ازدواج به خاطر اتکای خانواده به من
    توسط mohamad.reza164 در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: سه شنبه 25 فروردین 94, 19:28
  2. احساس تعلق نداشتن به شهر محل زندگی
    توسط zolal در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: دوشنبه 07 مهر 93, 21:15
  3. خیانت قبل از خاستگاری در زمان دوستی متعهدانه
    توسط افسرده و تنها در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 27
    آخرين نوشته: پنجشنبه 17 مرداد 92, 14:14
  4. تعهد دادم ولی از عهدش برنمیام
    توسط چرخ و فلک در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: سه شنبه 02 اسفند 90, 20:22
  5. جذب به جای تعقیب
    توسط بالهای صداقت در انجمن خلاقیت
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: یکشنبه 18 مهر 89, 11:52

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 15:54 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.