
نوشته اصلی توسط
ترمه بانو
حتی بهش گفتم هرجا توبگی میام ولی استان شما نه
اگرم ناراحتی استان ما هم زندگی نکنیم (این حرفو مشاور بهم زد که به شوهرت اینجوری بگو نه استان شما نه ما تا بهانه رو ازش بگیری)
من همه چیزم خلاصه براتون تعریف کردم ولی مشاور همه چیزو خبر داره و این راه حلو جلو پام گذاشت
ولی میگه نه شاید اینجا ی کار خوب برام پیدا شد تو بااااید بگی هرجا شوهرم گفت میرم
سلام
1- همسرتون با توجه به وابستگی مالی به خانواده اش و کمکهای زیادی که بهش کردند، طبیعی هست که برای نشون دادن قدرشناسی هم که باشه، نخواد ترکشون کنه و از اون شهر بره.
2- معمولا پیدا کردن کار توی شهر و منطقه ای که دوست و آشنا داری و اهل همون منطقه هستی، راحت تره.
3- شما با راهنمایی مشاورتون، که به قول خودتون جزییات را بیشتر می دونه، به همسرتون می گید بریم یه استان سوم ( نه استان من و نه استان شما)
اگر جزییات خاصی هست که بیان نشده و دلیل این حرف شماست، ببخشید که من اشتباه نظر می دم. اما ...
این حرف شما برای من قابل درک نیست. شما فقط می خواهید پیروز این بحث باشید؟
از شهر که نه، حتی استان خودت هم حاضری خارج بشی ( پس مشکلی با دوری از خانواده یا قول اولیه که همسرت شب خواستگاری داده نداری)
ولی مشروط به این که ایشون هم از استان خودش خارج بشه !!
بعد چی؟
دیگه مشکلاتت حل می شه؟ دیگه قول شب خواستگاری برات مهم نیست و دیگه دور شدن از خانواده ات هم مهم نیست.
پدرتون با این حرف و تصمیم موافقه؟
هررررررر جا همسرت کار پیدا کنه و بخواد بره شما باهاش می ری، به جز شهر خودش؟ شهر خودش منطقه جنگیه؟ تحت کنترل داعشه؟
آخه این چه اصراریه و چه راه حلیه که مشاور به شما داده؟
غروب که به شوهرم زنگ زدم دیدم مامانش موبه مو همه حرفامو به شوهرم گفته
اشکالش چیه؟
===============
ترمه جان داری الکی زندگیت را خراب می کنی.
فاصله بین شهر شما و همسرتون چقدر هست؟ رفت و آمد راحته؟
شهر ایشون از مناطق محروم هست؟
مشکل چیه؟
اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
مادر ترزا
علاقه مندی ها (Bookmarks)