
نوشته اصلی توسط
eshtebah
منم دوستش داشتم اما نه عاشقانه. نه اونجوری که ادم دوست پسرشو عاشقانه دوست داره.
.
.
.
اون دیدار طوری بود که دوست همسرم خیلی بهم توجه کرد. منم که تشنه توجه همسرم بودم انگار یه دفعه برای یکی مهم شدم اون
.
.
.
طولی نکشید که انگار ترسم ریخته باشه براش یه پیام نسبتا عاشقانه فرستادم.
؟
سلام .
قبل از اینکه بدونی الان باید چکار کنی لازمه به چند نکته توجه کنی. به متنی که از شما نقل قول کردم توجه کن که ریشه اشتباه اول از کجا وچه طرز فکری درون شما بوده. مقایسه دوست داشتن همسر با دوست داشتن دختر وپسر کار اشتباهیه.توی این روابط دختروپسر از عشق یک عشق باتب بالای احساسات ساخته میشه که لازمه دختر وپسر کلی تیپ توی خونه خودشون بزنن وکلی حرف آماده کنند بعدش توی دیداری از نزدیک با سیمایی رویایی ودربسیاری از موارد با دروغ یا نشون دادن اونچه که نیستند لحظاتی عاشقانه به زعم خودشون ایجاد کنند....اما همسر کسیه که تمام رنجها وزحمات وسرمایه خودش رو با شریک زندگیش به اشتراک میذاره.صبح که از خواب پا میشه دیگه مثل دوست پسر یا دختر تیپ زده با عطروادکلن نیست.با اول صبح با موی ژولیده وصورت نشسته میبینیش. حالا نگاه کن که تعریفت از عشق ودوست داشتن باید چطور باشه که این لحظه دوام داشته باشه؟
همانطور که درتایپیکت اشاره شد وخودت هم میدونی روابط باهمسرت نیاز به این داره که تو وشوهرت هرکدوم به سهم خودش روی رفتار خودش کار کنه.که این موضوع تایپیکت نیست.
اما نگاه کن که نگرش احساسی شما چطور باعث شد که فکر کنی دوست همسرت بهت توجه داشته واگر به هر دلیلی هم نگاهی هم توی اون مهمانی به تو انداخته چطور این نگاه رو در ذهنت پررنگ کردی وبهش معنا وجهت دادی تا اینکه نهایتا به عنوان یک حقیقت باورش کردی وبراساسش اقدام کردی
حالا از این ور دوباره داری اشتباه سابقت رو طوری دیگه پرورش میدی دوباره نگاه او رو جهت دار وبا معنا بارها در ذهن خودت تکرار میکنی انگار داره تورو سرزنش میکنه واینکه چه فکری درموردت میکنه...مگر بصورت واضح ازت پرسیده که چرا بهم پیام دادی که بخوایی جوابش رو هم بدهی؟
اگرواقعا خودت رو قبول داری ومیدونی درست وغلط در این زمینه چیه اشتباه دوم رو نکن .نیازی به اثبات خودت نداری.کاملا عادی رفتار کن. سعی کن طبق چارچوبهای محرم ونامحرم رفتار کنی.اگر اون نقطه ضعف تورو هم فهمیده باشه که الان داری عذاب میکشی ومیخوای ثابت کنی بیگناهی با همین مساله میتونه تو رو کنترل کنه و هدایتت کنه به رفتارهای اشتباهتر.اگر هم واقعا میخاد شما رفتار معمولی ودر حدود خودش داشته باشید.که رویه معمولی کمک میکنه اشتباه نکنی.من احساست رو درک میکنم که چون اون فرد اشناست چقدر مهمه که تو ثابت کنی که آدم منحرفی نیستی.اگه خودت اینو قبول داری نیازی به ثابت کردنش به هیچ کس نیست. پس سعی کن محکم جلو افکار وسواس گونه رو بگیری وبا هردلیلی این افکار دوباره به ذهنت هجوم آورد محکم جلوشو بگیر.چون کل مساله نگاهها مبهمه نیاز به توضیح نداره مانور دادن روی مساله مبهم باعث آشفتگی خودت ورفتارهای وسواسی وعقیم میشه
ای بامن وپنهان چودل ،از دل سلامت میکنم.
علاقه مندی ها (Bookmarks)