سلام خانم نارجیس ... حال شما خوبه ؟
سلاااام آقای سرشار ... ممنونم خدا رو شکر
حقیقتا میخواستم از شما هم همون سوالای قبلی خودم رو بپرسم ، اما درست در لحظه آخر منصرف شدم . اجازه بدین چند تا سوال گلچین شده از سایت های دیگه رو که به نظرم جالب میان، از شما بپرسم.
خواهش میکنم... بسم الله ..
۱ـ خوابهاتون چه رنگیند ؟ بهترین خوابی که دیدید؟ آخرین خوابی که دیدید؟
خوابهام بیشتر رنگازنگند... عجیبند... خواب دیدم بچه به دنیا آورده بودم. البته جند وقتیه خواب بچه زیاد میبنم.. اخه اگه خدا بخواد میخوایم کم کم اقدام کنیم
۲ـ اگه بخواهید یکی رو از زندگیتون delete کنید اون کیه؟
...
۳ـ چند بار تصادف کردین ؟ بدترینشو شرح بدید
دوبار... بدترینش وقتی بود که داشتم با خوشجالی تمام میرفتم استقبال شوهرم.. ولی متاسفانه زدم به یه موتوری... هرچند خیلی هول نشدم و میشه گفت خونسرد بودم چون اتفاق خاصی نیفتاد... ( فقط بنده خدا موتوری با موتورش هر کدوم جلوی ماشین من جند متری سر خوردند
... بیشتر خنده دار بود تا اینکه بخوام بترسم.. ولی خوب خدا رو صدهزار مرتبه شکر که چیزی نشد
)
۴ـ اگر بخواهید به هوش خودتون یه نمره بدید چند میدید؟
16... ولی به هوش رفتاری خودم بیشتر نمره میدم
6
۵ـ اگه یه روز صبح بلند بشید و از تختتون بیایید پایین ،ولی ببینید جسمتون روی تخت مونده (یعنی زبونم لال مردید) چه کار میکنید؟
خوب هر لحظه ممکنه چنین چیزی پیش بیاد... خودمو هر لحظه برای چنین روزی اماده میکنم (اخه ببخشیدا بین خودمون باشه ..من حتی کفنم رو هم خریدم) خوب مگه اشکالی داره؟ خیلی هم خوبه
.. هر موقع پیش اومد نگرانم از اینکه چرا بالاخره وصیت نامه ننوشتم.. به خاطر همین ناراحت میشم
۶ـ یه بیت شعر که خیلی دوستش دارید؟
من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید..... قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید (فی البداهه این اومد ذهنم)
۷ـ اگه ازتون یه امتحان ریاضی بگیرند و اون امتحان فقط یه سوال داشته باشه و اون سوال بیست نمره داشته باشه و سوالش این باشه : خدا=؟...اون طرف معادله چی میذاشتید؟
خدا =
ارام دل ها... من ذای الذی یشفع عنده الا بإذنه
۸ ـ تو زندگیتون چی کار کردید که بعدش احساس جرات و شجاعت کردید؟
زمانی که جرفهامو همون موقع میزنم و از موضع انفعال بیرون میام
۹ ـ خدا بهتون میگه امروز عزراییل رفته مرخصی و شما باید جاش وایستید و بهتون فرمان میده که باید جون عزیزترین کس زندگیتونو بگیرید.چه کار میکنید؟
خیلی سوال سختیه خداییش... از فرمان خدا که نمیشه سرپیچی کرد
۱۰ـ اگه مجبور باشید با کسی باشید و اون فرد خیلی رو مختون باشه چه کار میکنید؟
تحملش میکنم ولی بعد از اون دیکه سعی میکنم کم تر باهاش ازتباط داشته باشم
۱۱ ـ دوست داشتید چه کسی ازتون سوال بپرسه که نشده؟
دوست داشتم خیلی بیشتر از اینا ازم سوال میپرسیدن ولی نمیدونم چرا نشد... سوالی که تو ذهنمه اینه که چرا محمد رضا از من سوال نپرسید؟؟؟ جرا فعالیتش تو صندلی داغ کم شده
۱۲ ـ اشتباهی که هرگز تکرار نمیکنید.
این که زود به ادما اعتماد نکنم.
دیگه بسه ، یه چند تا سوالم خودم ازتون بپرسم.
وا
اای قسمت سختش تازه شروع شده 
..
۱۳ـ یه هفت تیر دارید با ظرفیت شیش گلوله. باید یکی از دو راه زیر رو بی برو برگرد انتخاب کنید. راه سومی وجود ندارد
الف ـ خودتون با دستای خودتون به زندگی شیش تا قاتل جانی پایان بدید
ب ـ هفت تیر رو بدید به دست یک قاتل جانی ،که به زندگی شیش تا انسان مظلوم و بی گناه جلوی چشمای شما پایان بده
صد در صد اولی رو انتخاب میکنم
۱۴ ـ یک بیت شعر از خودتون در وکنید
من نه آنم که ز خلق دل بریدم..... سرنوشت است و لیکن مدد از غیر ندانم
من نگویم که ز عشق دل بریدم.... دل ببردم به جهانی و همه عشق بدیدم
(ببخشید اخه من تا حالا شعر نگفتم
با وجودی که همیشه دوست داشتم شعر بگم)
۱۵ ـ نظرتان راجع به کاربران زیر:
خانم شیدا...بااراده و قوی
خاله قزی... دلسوز و شوخ
باغبان ... نکته سنج و باهوش
فدایی یار...نمی شناسم خیلی... فقط میدونم ایشون هم کم از بقیه نیست
محمد رضا164.... انسان محتاط و دقیق.. ولی ازش دلگیرم چون اصلا صندلی داغ منو هدایت نکرد
سرشار... با ایمان و مهربان
خانم گیسوکمند.... منطقی و بادرایت
خانم عشق آفرین.... خیلی نمیشناسم ببخشید
خانم اعجاز عشق.....بخشید خیلی نمیشناسم
خانم نارجیس....؟؟؟ اینو دیگه دلم میخواد دوستان بگن
۱۶ ـ اگر در کمد شخصی همسرتان نیم کیلو ماده مخدر صنعتی( مثلا شیشه) پیدا کنید . چه عکس العملی از خودتان نشان میدهید.
خیلی خونسرد و ارام دنبال راه حلی برای نحوه مقابله باهاش تو این شرایط میگردم... سعی میکنم بهترین رفتار را داشته باشم که نتیجه خوبی بگیرم
۱۷ ـ یک یادگاری روی دیوار همدردی بنویسید
از محبت خارها گل می شود
ممنون از پاسخگوییتون.
علاقه مندی ها (Bookmarks)