دیشب به خواهرم پیشنهاد خرید و بازار رو دادم و با هم رفتیم خرید. چند تا مجتمع رو گشتیم و در انتها هر دو خیلی گرسنه شدیم و به پیشنهاد ایشون رفتیم برای فست فود. من و خواهرم عاشق امتحان کردن غذاهای جدید و در عین حال محیطهایی با دکور جذاب هستیم و واسه خودمون همیشه طراحی داخلی این فضاها رو تحلیل میکنیم.
موقعی که سفارشمون رو آوردند من به خواهرم گفتم: ولنتاین مبارک..... خواهرم خندید ........ آخراش دیگه کسی نبود و همه رفته بودند. یهو کمک سرآشپز اومد بیرون و خواهرم گفت خب مثل اینکه به آخرش رسیدیم و عوامل پشت صحنه هم دارن میان، اینو که گفت دیگه کلی خندیدیم
شب وقتی رسیدیم خونه خواهرم ازم تشکر کرد و گفت باورش نمیشه که با اون همه خستگی سرکارش امروز سرحال بود.
حس خوبی داشتم. می دونید آدم باید بی بهانه شاد باشه، هر مناسبت رو باید جشن بگیره، وقتی به این فکر میکنم که حضور هر یک از عزیزانم نعمتی است از خدا تشکر میکنم. نمیخوام روزی بیاد و حسرت جای خالیشون رو بخورم.







پاسخ با نقل قول

علاقه مندی ها (Bookmarks)