
نوشته اصلی توسط
tommy
ولی من با پسر ها بزرگ شدم و در دانشگاه هم با پسر ها دوست بودم(البته فقط دوست!!)و دو تا رابطه عاشقانه ام داشتم(مربوط به دوران جوانی میشه)و از همه این ها خبر دارن و همیشه میگن خوشبحالت کاش منم با یک دختر دوست میشدم یا میگن جوونیم به هدر رفت همش خودارضایی میکردم و فکرم فقط س ک س بود(اینم بگم که پدرشون سخت گیره و به اینا اجازه نمیداده حتی بیرون تیشرت بپوشن!!)
؟[/FONT]
سلام .چه دیالوگ اشتباهی با همسرت داشتی!آسیب زا ومخرب ...خیلی تندرفتی
همسرت نیازبه اعتبار داره تا مادری.اول او رو همونطور که هست بپذیر.اما تو حرفات بهش اعتبار بده.میدونم تو مرد قوی ای هستی همین که دست از خودارضایی برداشتی نشانه قدرتته.مطمئنم در آینده هم اراده کارهای بزرگ رو داری بعدش بهش میدان بده تا خودش رو بروزبدهد زیاد براش نسخه نپیچ وچیزی بهش دیکته نکن فقط مثل مشاور هدایش کن به سمت کار درست ماهرانه ولطافت طوری که فکر کنه خودش اون کارو انجام داده.
توی کارهایی که میتونی از پسش بر میاد ازش کمک بخواه ودر آخر ازش تشکر کن مثلا اگه خودت میتونی بری خرید بهش بگو کمکم کن امروزمیخوام برم خرید بعد کم کم کارهای مهم تر تاجایی که بتونی دست بذاری رو استعدادهاش
این که بیا عاشق بشیم.به نظرم جمله ای که به زبون آوردنش انسان رو خنثی میکنه.منظورم اینه بیشتر این روبا سیاست ودرایت ایجاد کنی یه عشق ملایم وقابل عملی شدن.
ای بامن وپنهان چودل ،از دل سلامت میکنم.
ویرایش توسط ammin : یکشنبه 25 بهمن 94 در ساعت 15:36
علاقه مندی ها (Bookmarks)