سلام خانم محترم ...
فکر می کنم ریشه ی مشکل شما در این هستش که الان حس می کنید بعد این همه سال به هدف هایی که داشتید نرسیدید و حس بدی بهتون دست داده ... در واقع به نظرم خودتون مشکل خودتون رو خوب می دونید و بهش هم اشاره کردید ... گمونم روزی که شما 25 ساله بودید و احتمالا تازه ارشد گرفته بودید به روزای قشنگ این سنتون نگاه می کردید و می اندیشید و نتیجه ی اون حس خوب می شد دو برابر کار کردن بهتر پیشرفت کردن و... احتمالا اون روزا باید خواستگاران زیادی هم می داشتید که شاید خواستگاران فعلیتون نصف اونا هم نباشند از هر جهت ... و فکر می کردید لزوما هم در کارتون بهتر پیشرفت می کنید و هم خواستگاران بهتر و...
اما الان که نگاه می کنید می بینید چی شده ؟! شغلی که واسش کلی تلاش کردید به نا حق به فرد دیگه ای دادند ... از طرفی خواستگاراتون هم که شدند همون قضیه اراسته شدن به سبزه گل ....
اما بیاید از بیرون به شما و شرایطتتون نگاه کنیم ...
مثلا از همین چند پستی که از شما خوندیم نه تنها من بلکه مطمئنا خیلی ها متوجه کمالاتتون شدیم... ایا این کمه ؟! ... این کمه که شما یک فرد با سواد هستید ... یک فردی که کل زندگیش تلاش کرده و به بطالت نگذرونده ...
فکر می کنم شما دچار افت خروجی شدید !! الان وقتی خروجی می گیرید ... و می بینید این اون خروجی مطلوبی نیست که چند سال پیش در این سن از خودتون انتظار داشتید فک می کنید دچار خطا شدید ... خطایی جبران ناپذیر و باعث میشه یاس بیاد سراغتون و... مخصوصا وقتی نگاه بقیه جامعه رو هم می بینیم ... به نظرم شما خودتون عاقل تر و دانا تر با سواد تر از اینا هستید که بخواید با یک سری دلخوشی های الکی چند روزی بهتون امیدواری بدیم و بعدش باز روز از نو و روزی از نو !!! شاید توی سن 25 سالگی شما شاخص بودید هم به خاطر مدرکتون هم سنتون هم تلاشتون و کلا کمالاتتون ... ولی این سن شما شاید اینو می طلبه که یک ازدواج موفق هم می داشتید اگه نگیم حداقل داشتن یک فرزند و...
ولی خب واقعا الان راه حل چیه ؟! راه حل غصه خوردن هستش ؟! باور کنید همین شما که از شاه کار خواستگارای اخیرتون (اخه کدوم مردی میاد از عشق قدیمیش به فردی که قراره همسرش بشه بگه !!!) گفتید اگه با چنین افرادی ازدواج می کردید شاید الان بیش تر رنج می بردید ... شاید الان وقتی با تجربه و علم الان به گذشته نگاه می کنید می گید مثلا به فلان خواستگارام در فلان سن جواب مثبت می دادم و.. دیگه از این شاه کارای اخیر بهتر بودند ... ولی خب ببینید گذشته ها گذشته ...
دنیا همیشه اون خروجی مطلوب رو بهمون نمیده ... یا لااقل واسه من همین طور بوده ... یه وقتایی می بینی تویی که از همه بیش تر کلی توی اوج بودی و دوروبرت کلی پر بود و.. غیر عادی بودی و شاخص ... انگار میری یک پایین هایی که اصلا یک ذره هم به چشم نمیای دیگه پایین پایین... حتی برای خودت ... ولی اشتباه نکنید این به نظرم خطا نیست ... این یک واقعیت زندگی هستش ... در عوض زندگی بعضی وقتا با بعضی اتفاق هاش حس هایی بهمون میده که ما رو به همون اندازه رسیدن به ارزوهای واقعیمون خوش حال می کنه ...
بله نسیم خانم سخته ... سخته وقتی می بینید افرادی که شاید شما خودتونو از هر نظر از اونا بالاتر می دونستید حالا اونا ظاهرا زندگی دارند از شما بهتر (میدونم شما حس حسادت و... اصلا ندارید و منظورمو متوجه می شید) و شما با اون همه شاخص بودن باید این طوی بشه وضعیت فعلیتون ... ببینید راجب شغل که مطمئنم قضیه رو برا خودتون حل کردید و بیش تر نگرانیتون واسه ازدواجه ... اما باید بگم که این یکی رسومات جامعه ماست ... شما اگه الان یک پسر بودید با همین شرایطی که داشتید می تونستید دست روی بهترین دختر ها بذارید و کلی به به و...
ولی چون دختر هستید و باید بشینید یکی بیاد خواستگاریتون باید این طور دچار حس های منفی بشید ... پسر ها هم خوب اینو می دونند و متاسفانه خیلی خوباش که احتمالا تا این سن ازدواج کردند ... خوباش هم سر راه شما قرار نگرفتند و بقیه هم که از این رسم سو استفاده می کنند...
به نظرم بهتره غصه نخورید ... گذشته ها گذشته ... اگه مورد مناسبی اومد خواستگاریتون دیگه با گذشته ها مقایسه نکنید ... اگه واقعا اون شاه کلید های اصلی رو براتون دارند البته مطمئن نمی گم ولی شاید بهتر باشه سخت نگیرید و ازدواج کنید ...
حتی اگه ازدواج نکنید یادتون بیاد که شما کلی توانمندی دارید ... که خیلی ها ندارند ... سعی کنید یک مدت با چیزایی که قبلنا حالتون خوب می کرده به جز برنامه ریزی و هدف هاتون که الان چون نتیجه ی خوبی نگرفتید بد تر میشه .. در عوض با چیزای خوب دیگه حالتونو بهتر کنید ... و کم کم خودتونو با شرایط جدید وفق بدید و گر چه ادمای دور و برمون ما رو صرفا با ظواهر می بینند و قضاوت می کنند و... ولی شما خودتون که می دونید مثلا اگه به فلان موقیت شغلی نرسیدید دلیلش عدم توانایی شما نبوده که حالا بقیه هر چی می خوان فکر کنند... شاید اونایی که وقتشونو به بطالت گذروندند حتی بگن فلانی رو دیدی و.. ولی این رو بی خیال ... مهم درون خودتونو ... درون غنی خودتون ....
امیدوارم حالتون زود زود خوب بشه.








علاقه مندی ها (Bookmarks)