سلام
اول اینکه تا جایی که می تونی سعی کن از این بحثها و درگیرها و فشارها کم کنی
جنینت نیاز به آرامش داره
خیلی خوب شد که یه بار دیگه حرفهای شما توسط پزشک قانونی که مرجعیت و رسمیت داره تایید شد 
مامان عزیز
هر کس داره از دریچه دید خودش و مشکلات خودش به قضیه نگاه می کنه
همسرت شکایت عدم تمکین کرده که شما را برگردونه. کاری که کرده تقریبا عادیه و هر مرد دیگه ای بود ممکن بود به حربه قانون متصل بشه برای برگردوندن همسرش. هر چند کاش می شد دوستانه و با کمک بزرگترها حلش کرد و به این مراحل نمی رسید. ایشون قبلا هم یه بار جدا شدن و با این شرایط آشناتر هست.
پدرت هم از نگاه خودش درست می گه. شما نمی تونی هر جا می شینی برگه های پزشک قانونی را بیاری وسط و دائم با مردم در این مورد بحث کنی. مجبوری سرت را بندازی پایین و زندگیت را بکنی و به حرف کسی گوش ندی. ولی از اونطرف دوست و آشنا حرفهاشون را می زنند. نگه داشتن بچه پیش شما برای خیلی ها ممکنه همون حدسی را پیش بیاره که پدرتون می گه و این برای یک پدر خیلی سنگینه.
الان نمی خواد در مورد این که بچه کجا بره و با کی باشه تصمیم بگیری. مطمئن باش همسرت هم به این راحتی از این موضوع نمی گذره و به موقعش از طریق قانون برای داشتن حقوق پدری و دیدن فرزندش یا حتی نگهداریش اقدام می کنه. با پدرت بحث نکن که بچه را کی ببره، فعلا که تا چند ماه یا حداقل یکسال آینده این موضوع جای بحث نداره و بچه پیش شماست. هر وقت بحثش مطرح شد بگو چشم. باشه به دنیا بیاد راجع بهش صحبت می کنیم. سعی کن تعداد موضوعات مورد بحث را کم کنی. تمرکز کن روی اونایی که فعلا در جریانه.
اما در مورد شرایط فعلیت،
اجازه بده همسرت بیاد و صحبتهایی که بزرگترها مایلند گفته بشه.
اگه نمی خوای بری و آمادگیش را نداری بگو که نمی تونی فعلا بری. با همسرت برو تو یه اتاق و جدا با ایشون صحبت کن. بگو برات سخته. بهت زمان بده تا بررسی کنی. بگو یه بار دیگه مثل دوران نامزدی رفت و آمد کنیم و من خونه پدرم باشم تا آمادگیش را پیدا کنم. به زندگیت یه فرصت دوباره بده. شاید تونستی.
اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
مادر ترزا
ویرایش توسط شیدا. : پنجشنبه 22 بهمن 94 در ساعت 14:05
علاقه مندی ها (Bookmarks)