خاله قزی
فقط یه دردل :
اون شب من رفتم خونه مادرشوهرم شام نداشتن براشون شام گذاشتم ، ظرف هاشو شستم ( کوزت ایرانی ،ورژن 94 )بعد کمکش کردم تا از بین پارچه هاش یکی رو برا چادر عید انتخاب کنه. بعد حق من این حرفههههههههه
جای من بودی چه حالی میشدی
خدا شاهده عروسای دیگش سال تا سال نمیان خونش
نوه های دیگش اصلا اینو ندیدن
اون وقت من به بچه ام یاد دادم بهشون بگه عزیزجون و آقاجون ....
هر سال تو خونه تکونی ،واسه ماه رمضون و عید غدیر و...کمک حالش هستم ( حکایت زندگی من فیلم کتاب قانونه - دیدیش؟ اونجا که پرویز پرستویی میگه به همه خوبی کرد و قد یه کف دست خوبی ندید..)
در مورد احترام هم هر کسی خودش باید احترام خودش رو نگه داره .............![]()










علاقه مندی ها (Bookmarks)