یادمه اون موقع ها که مجرد بودم هروقت این تاپیک رو میخونم و دوستان از خاطراتشون مینوشتن ناخوادگاه لبخند رو لبام مینشست....حالا که میخوام در مورد خاطرات خودم بنویسم خیلی ذوق دارم...
دقیقا سال قبل همین موقع ها درگیر تدارکات عروسیمون بودیم.همسرم یه اهنگ رو ماشین گذاشته بود..البته از نوع خارج از مرزحالا دیگه من غرب گرا نیستما ولی خوب اهنگ شاد باعث ایجاد حرکات ناموزن میشه
.بهم گفت این اهنگ خیلی ریتمش واسه ...آها آها آها
خوب حالا بگذریم که صداش خیلی بلند بودا خلاصه خودم و همسرم حسابی حرکات موزون
منم از همه چی بیخبر.
شب عروسی در اون فضای شلوغ عروسی ...طایفه عروس میگفت عروس خوشکله ...طرف داماد میگفت داماد خوشکله ... یکی میگفت عروس کدوم ارایشگاه رفته بود(البته صدردصد عروس خوشکلتر از داماد میشه اخه داماد بیچاره ارایش نداره ولی عروس رو اصلا نمیشه تشخیص داد همون هست یا نه حتی خود داماد هم به زور تشخیص میده)...خلاصه بگذریم (البته اصول اخلاقی و جدایی اقایون و خانما کاملا رعایت شده بودا
بقیه ی مسایل
)
ناگهان داماد میکروفون به دست شروع به خوانندگی کرد اونم با همون اهنگی که من اصلا فکرش رو نمکیردم بخواد توسط داماد اجرا بشه...خلاصه عروس بیچاره از خوشحالی نمدونست چکار کنه...بعضی از مهمونها هم که داشتن از حسادت
...صدای داماد هم خیلی زیبا بودا
اون شب عروسی برام خاطره ایی شده که همیشه ازش یاد میکنم...بیشتر وقتا توی ماشین همون موزیک رو میزاریم و کلی شاد میشیم
خاطرات زیبایی که همسرم برای من رقم زده خیلی زیاده اما منم برای سوپرایزش امسال میخوام واسه سالگرد ازدواجونم حسابی جبران کنم...به زودی خبرش رو بهتون میدم







حالا دیگه من غرب گرا نیستما ولی خوب اهنگ شاد باعث ایجاد حرکات ناموزن میشه


)...خلاصه بگذریم (البته اصول اخلاقی و جدایی اقایون و خانما کاملا رعایت شده بودا
)

پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)