سلام ترمه جان
متاسفم که چنین شرایطی پیش آمده.
راهکارهایی که من میشناسم و به نظرم پیش از تصمیم به جدایی از طی کردنشان ضرر نخواهی کرد:
1) در یک فرصت خوب مثل عید یا هر تعطیلی بهانه جورکن دیگه، از پدرت بخواه که بزرگواری کنند و همراه شما یک مسافرت به شهر محل زندگی همسرت بیاید و رسما با خانواده همسرت در مورد تعهدات خواستگاری، بسیار نرم و متین و دوستانه صحبت کنند و ببینند مشکل دقیقا کجاست که نظرشان تغییر کرده.
2) احساست شما جریحه دار شده. قبل از اینکه به راه حل ها فکر کنی نیاز داری که آرام بگیری و ذهن آشفته ات رو آرام کنی. با همسرت تماس بگیر و بگو که دلت می خواد فرصت داشته باشی کمی حرف بزنید. اونهم حضوری نه پشت تلفن، اگر گفت نمیام، تو پاشو برو پیشش یکی دو روز. سورپرایزش کن اصلا. نامزد نیستید که منت کشی حساب بشه. داری برای زندگیت تلاش می کنی.
وقتی دیدیش بهش بگو که "خیلی آزرده شدی، حس می کنی رو دست خوردی، حس می کنی کسی خواسته گولت بزنه. احساس می کنی باهات صادق نبوده اند. بگو این مشکل هر طور که حل بشه، این احساس دور زده شدن، بیشتر و فراتر از هر چیز داره اذیتت می کنه و نمی تونی باهاش کنار بیای". ازش بخواه خودش راه حلی نشونت بده که بتونی دوباره بهش اعتماد کنی. بهش فرصت بده دلایلش رو برات توضیح بده. از عمق جان دلایلش رو بشنو و حلاجی کن. نگو کار تو به من مربوط نیست و هر غلطی دلت می خواد بکن! حالا این موضوعی است که پیش آمده را باید دوتایی چاره کنید... در مقابل تو هم هر چقدر دلت خواست از احساست حرف بزن. دقیقا همینها که به ما گفتی. منتهی با لحنی مناسب. اصلا هم از خانواده اش نگو.
3) نیاز هست که با یک مشاور حرف بزنی. و او هم بیاد. شاید همسرت اونقدر نکته مثبت داره که ارزش ریسک و سرمایه گذاری عاطفی به این بزرگی رو داشته باشه. شاید واقعا پا گذاشتن روی خواسته قلبیت، بتونه یک زندگی شادتری رو برات فراهم کنه، مثلا با شرایطی مثل اینکه دو روز آخر هفته با همراهی همسرت، همیشه پیش خانواده ات باشی و ... در مورد بهترین شکل تصمیم گیری بخون. قبلا آقای مدیر گفته بودند جایی که چارچوبهای تصمیم گیری بعد از ازدواج به کل تغییر می کنه. این موضوع درستیه. بهش فکر کن ( فارغ از اینکه همسرت این کار رو کرده یا نه)
4) مراقب خودت و دلت باش.








علاقه مندی ها (Bookmarks)