به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 12

Threaded View

  1. #3
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 10 آبان 00 [ 01:35]
    تاریخ عضویت
    1394-10-29
    نوشته ها
    8
    امتیاز
    5,246
    سطح
    46
    Points: 5,246, Level: 46
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 104
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    5

    تشکرشده 21 در 8 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط mohamad.reza164 نمایش پست ها
    سلام دوست من

    دودل بودم بیام چیزی بنویسم یا نه! چون از دستت ناراحت بودم. و قرار بود حرفام برات ناخوشایند باشه.
    ولی تصمیم گرفتم بنویسم شاید شخص دیگری راه شما رو نره!
    اگر از دستم ناراحت میشی، پیشاپیش عذر مرا بپذیر.


    اگر قلم روان شما نبود، خوندن چنین متن بلندی، سخت میشد. بهت تبریک میگم.


    قبل از شروع یه گله ازت بکنم،
    این چیه؟


    من خیلی از جوون ها رو میشناسم که در دوران جوونی به همسر نداشته اشون متعهد موندن! اگر اونها هم بگن کار ما کلیشه ای ، من یکی دچار پارادوکس میشم و اونوقت باید برم یه تاپیک جدید در این مورد باز کنم

    طبق بیانات خودت، از ابتدا سر منطق و عقل بودی، حالا چرا تو این رابطه جلو رفتی؟
    میشه اسمش رو بگذاریم احساس!!!!

    وقتی برای ازدواج برنامه نداشتی، چرا ادامه دادی! فکر نمیکنی با اینده جفتتون بازی شده؟

    دوست من این عذاب وجدان شما بسیار به جا هست، و باید بهت تبریک بگم که یه چیز هایی تو چنته داری. بهتر از اون توبه هم کردی.!!!!


    ولی این رفتار ها، برای دختران، بسیار سخت تر از شماست، به طوریکه تاریخ و ساعت دقیق او رویداد هم در ذهنشون نقش میبنده! به نوعی میتونم بگم اگر دختر نتونه تو این زمینه فراموش کنه، بدجور مدیون دختر میشی! هر چند که دختر هم تمایل داشته و اینکه هنوز داره به شما فکر میکنه!!!!!

    سعی کن تمام فکر و ذکرت همسر اینده ات باشه! بهش متعهد باش.
    از هر دست بدی از همون دست میگیری!
    منظورمو که گرفتی؟!؟!؟!؟!؟



    در مورد دختر هم بشین عاقلانه فکر کن، ببین دختر بدرد زندگی ات میخوره یا نه؟! اگر نخورد لازم نیست زورو بازی در بیاری و یه اشتباه دیگه رو انجام بدی!

    ولی به خاطر دختر بیشتر قضیه رو بررسی کن، حتی شده مورد رو با خانواده درمیون بگذار و بگو ایا چنین دختری برای من مناسب هست یا نه؟ تا اون ها هم فکر کنن. ولی دختر نفهمه!



    در ضمن به کل ارتباطت رو با دختر قطع کن. حتی دو ماهی یکبار برای تبریکات.
    -----
    بهترین کار همین کاری هست که داری میکنی! ندامت، توبه و جبران. از تجارب این قضیه هم در زندگی ات بهره ببر.
    -------

    برای هر دوتون ارزوی صبر و ارامش دارم. امیدوارم در زندگی تون خوشبخت بشین.

    اول از همه خیلی ممنونم که وقت گذاشتین و خوندین

    حرفای شما رو قبول دارم حتی خیلی از اونها تو این مدت، مشغله ذهنیم بوده و همیشه بهشون فکر کردم.
    هممونطور که گفتم تا اون موقع هیچ رابطه احساسی یا عاطفی با جنس مخالف نداشتم و به خاطر مسائلی از قبیل اعتماد و آشنایی قبلی وارد این قضیه شدم که کاملا قبول دارم اشتباه بدی کردم.

    معیار خود من برای رعایت حد و حدود در ارتباطات اجتماعی با جنس مخالف همیشه جمله " دنیا دار مکافات است" بوده و هست. قطعا از مهم ترین مشغله های ذهنیم همون سوالی بحقی هست که هر زن یا مردی هنگام ازدواج ، در مورد روابط پیشین فرد مقابل میپرسه. مطمئنم که در هر صورت نمیتونم و نمی خوام چیزی رو در آینده انکار کنم ولی نمیخوام طوری تصور بشه که رابطه ، عمیق تر از اونی که هست بوده

    با اطمینان میتونم بگم که هر چقدر برای آینده خودم نگران هستم ، چندین برابرش در مورد ایشون همواره تو فکر و خیالمه ولی چه کنم که که ازدواج ما دو تا امکان پذیرنیست.
    حتی به قدری دختر مهربان ، فهمیده و از خود گذشته ای هست که ذره ای از این بابت نگران نیستم که مثلا بخواد در آینده مشکلی برای من ایجاد کنه. نگرانی من بیشتر به خاطر طبعات عاطفی و روحی برای هر دو طرف در آینده هست.

    به احتمال خیلی زیاد ما چندین سال آتی همینجا ساکن باشیم و شاید من یا ایشون تو این مدت ازدواج کنه، مطمئنا آدم به هر نحوی هم که بخواد فراموش کنه باز یه ردی ، نشونی، نگاهی همه چیو عین فیلم میاره جلو چشای آدم.

    ملاقات حضوری که سهله، حتی تو این مدت با همه مکالمه صوتی هم نداشتیم مبادا اینکه دوباره امیدی زنده بشه یا از طرف من یا ایشون. به صورت متنی و اینترنتی اتمام حجت کردیم و همه چیو تموم کردیم. ولی میدونم که هنوز تو فکرمه و طبیعیه . حتی به فرموده یکی از مشاورها خواستم حضوری ببینمش و بهش بگم که اشتباه کردم و ازش حلالیت بطلبم (هر چند میدونم سخته ) ولی باز نتونستم.
    ویرایش توسط star_galaxy : پنجشنبه 01 بهمن 94 در ساعت 01:12

  2. 2 کاربر از پست مفید star_galaxy تشکرکرده اند .

    dooo (جمعه 02 بهمن 94), mohamad.reza164 (پنجشنبه 01 بهمن 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 20:50 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.