سلام دوست من
دودل بودم بیام چیزی بنویسم یا نه! چون از دستت ناراحت بودم. و قرار بود حرفام برات ناخوشایند باشه.
ولی تصمیم گرفتم بنویسم شاید شخص دیگری راه شما رو نره!
اگر از دستم ناراحت میشی، پیشاپیش عذر مرا بپذیر.
اگر قلم روان شما نبود، خوندن چنین متن بلندی، سخت میشد. بهت تبریک میگم.
قبل از شروع یه گله ازت بکنم،
این چیه؟
من خیلی از جوون ها رو میشناسم که در دوران جوونی به همسر نداشته اشون متعهد موندن! اگر اونها هم بگن کار ما کلیشه ای ، من یکی دچار پارادوکس میشم و اونوقت باید برم یه تاپیک جدید در این مورد باز کنم
طبق بیانات خودت، از ابتدا سر منطق و عقل بودی، حالا چرا تو این رابطه جلو رفتی؟
میشه اسمش رو بگذاریم احساس!!!!
وقتی برای ازدواج برنامه نداشتی، چرا ادامه دادی! فکر نمیکنی با اینده جفتتون بازی شده؟
دوست من این عذاب وجدان شما بسیار به جا هست، و باید بهت تبریک بگم که یه چیز هایی تو چنته داری. بهتر از اون توبه هم کردی.!!!!
ولی این رفتار ها، برای دختران، بسیار سخت تر از شماست، به طوریکه تاریخ و ساعت دقیق او رویداد هم در ذهنشون نقش میبنده! به نوعی میتونم بگم اگر دختر نتونه تو این زمینه فراموش کنه، بدجور مدیون دختر میشی! هر چند که دختر هم تمایل داشته و اینکه هنوز داره به شما فکر میکنه!!!!!
سعی کن تمام فکر و ذکرت همسر اینده ات باشه! بهش متعهد باش.
از هر دست بدی از همون دست میگیری!
منظورمو که گرفتی؟!؟!؟!؟!؟
در مورد دختر هم بشین عاقلانه فکر کن، ببین دختر بدرد زندگی ات میخوره یا نه؟! اگر نخورد لازم نیست زورو بازی در بیاری و یه اشتباه دیگه رو انجام بدی!
ولی به خاطر دختر بیشتر قضیه رو بررسی کن، حتی شده مورد رو با خانواده درمیون بگذار و بگو ایا چنین دختری برای من مناسب هست یا نه؟ تا اون ها هم فکر کنن. ولی دختر نفهمه!
در ضمن به کل ارتباطت رو با دختر قطع کن. حتی دو ماهی یکبار برای تبریکات.
-----
بهترین کار همین کاری هست که داری میکنی! ندامت، توبه و جبران. از تجارب این قضیه هم در زندگی ات بهره ببر.
-------
برای هر دوتون ارزوی صبر و ارامش دارم. امیدوارم در زندگی تون خوشبخت بشین.
علاقه مندی ها (Bookmarks)