با سلام
از همه دوستان ممنونم که برای حل مشکلم وقت گذاشتن
شمیم زهرای عزیز حرف های شما واقعا باعث دلگرمی من شد
چون خودم خیلی دوست دارم که بچه م رو نگه دارم و توی این وضعیت که همه منو بابت این تصمیم سرزنش میکنن نیاز داشتم که یک نفر منو درک کنه و تصمیم منو احمقانه و از روی خودخواهی ندونه
اما من از خیانت ایشون به راحتی نگذشتم
ایشون به خانمی مسیج داده بودن و اون خانم اصلا جوابشون رو نداده بود
من اون موقع ارتباطم رو با همسرم قطع کردم و درخواست جدایی دادم اما توی دادگاه ایشون التماس کردن و خیلی ابراز پشیمانی کردن و بعد از چندماه با پادرمیانی خانوادشون بخشیدمش.
راستش از وقتی که تصمیم گرفتم بچه رو نگه دارم از لحاط روحی حالم بهتر شده
چون مطمئنم اگر سقط میکردم تا آخر عمرم نمیتونستم خودم رو ببخشم
از طرف دیگه پدر و مادر من خداروشکر جوان هستند و همیشه پشتیبان من هستن و اینطور نیست که بعد از جدایی تنها و بیکس باشم
اما خب خودم هم میدونم که بچه نیاز داره که خانواده خودش رو داشته باشه و پدر و مادرش در کنارش باشن
اما متاسفانه شرایط طوری شده که به اینجا رسیدیم و منم به هیچ وجه نمیتونم همسرم رو بپذیرم چون ایشون شدیدا تحت تاثیر حرفای مادرشون هستن
میدونم بچه به هرحال کمبودهایی خواهد داشت اما من همه ی تلاشمو میکنم که در محیط سالمی رشد کنه
فکر میکنم اگر کنار من بزرگ شه خیلی بهتر از این هست که من و همسرم بخاطر بچه کنارهم زندگی کنیم ولی یک محیط پر تنش رو ایجاد کنیم
انشالله که خدا کمکم کنه و راه درست رو پیش روم بزاره








علاقه مندی ها (Bookmarks)