با سلام
من نظرات دوستان رو خوندم و با خیلی هاشون موافقم. دید از بالا به پایین شما، نداشتن نقش مرد در زندگی و در نتیجه نداشتن فرصت برای خانمتون برای زنانگی کردن،
کوتاه اومدن بیش از حد همسرتون و پذیرفتن همه مشکلات از سمت ایشون.
من حس می کنم تغییر نگاه شما و تغییر همسرتون البته نه در جهتی که شما انتظار دارین میتونه مشکلات شما رو تا حد قابل توجهی حل کنه.
ببینید.زن بودن و لطافت زنانه تا حد زیادی به مردی بستگی داره که در زندگی یک زن وارد میشه.شما نتونستید در طول زندگی زناشویی حس خواستنی بودن و
زن بودن و لطیف بودن رو به همسرتون بدین. ازش استفاده مالی کردین و متاسفانه جوری که در نوشته هاتون هم مشخصه ایشون رو مرتب مورد سرزنش و تحقیر قرار
دادین و این حس رو که اون نادونه و مدام اشتباه میکنه بهش انتقال دادین.
مطمئن باشین با وجود تاثیراتی که ایشون از این زندگی گرفتن با وجود جدایی از شما باز هم نمیتونن زندگی خوبی داشته باشن.
ایشون در طول زندگی با شما به یک زن سرکوب شده و تحقیر شده و دارای ویژگیهای مردانه تبدیل شدن.
حداقل برای راحت تر شدن وجدان خودتون هم که شده سعی کنین برای یه مدت هم که شده از رفتارهای قبلیتون دست بردارین.
البته اگر همسر شما کمی بیشتر قدر خودش رو میدونست و دست از تامین مالی شما برمی داشت ، و بیشتر روی زنانگی خودش کار می کرد و به قول شما دست از
تعصبات مذهبیش برمیداشت و به امور دنیایی بیشتر توجه میکرد، و به جای اینکه به شما قول تغییر بده خیلی قاطع باهاتون حرف میزد و از شما هم میخواست که تغییر
کنید،این در تغییر دیدگاه شما به این زندگی تاثیر داشت و شما در مقابل ایشون قدرشناس تر میشدین.
یادتون باشه ،یک زن در صورتی میتونه زن باشه که یه مرد واقعی کنارش باشه.
تغییر رو امتحان کنید،ضرر نمیکنید.
باهاش مثل یه زن برخورد کنین،حمایتش کنین .بهش عشق بدین براش مرد باشین تکیه گاه و حامی باشین.اون هم به مرور تغییر میکنه.








علاقه مندی ها (Bookmarks)